مبانی نظری چابکی سازمان |مطالعات ISI و علمی و پژوهشی


در حال بارگذاری
۲۸ شهریور ۱۳۹۹
ورد قابل ویرایش
8 صفحه
۱۵,۰۰۰ تومان
خرید

مبانی نظری چابکی سازمان

مبانی نظری چابکی سازمان | به روز رسانی در تاریخ ۱۳۹۹/۰۸/۲۴ | تعداد صفحات: ۸ صفحه

مبانی نظری چابکی سازمان در مطالعه المیوش و همکاران ۲۰۲۰

المیوش و همکاران (۲۰۲۰) در نظریه خود به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی، اشتراک دانش و تجارت الکترونیک با چابکی سازمانی پرداختند. این محققین اثبات کردند که سرمایه اجتماعی، اشتراک دانش و تجارت الکترونیک بر چابکی سازمان اثرگذار است. به عبارتی با استفاده از متغیرهای سرمایه اجتماعی، اشتراک دانش و تجارت الکترونیک می توان سطح چابکی سازمانی را نیز تحت تاثیر قرار داد. زمانی سطح هر یک از متغیرهای بیان شده  تغییر می کند می توان انتظار داشت که سطح چابکی سازمانی نیز تغییر کند.

دارویشموتولی و همکاران در سال ۲۰۲۰ در نظریه خود ارتباط بین متغیرهای اطمینان محیطی، خلاقیت سازمانی و چابکی سازمانی را اثبات کردند. این محققین دریافتند که متغیرهای اطمینان محیطی و خلاقیت سازمانی می توانند بر سطح چابکی سازمانی اثرگذار باشند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی سطح متغیرهای اطمینان محیطی و خلاقیت سازمانی دچار تغییر شود، احتمال تغییر در سطح متغیر چابکی سازمانی نیز وجود دارد.

مبانی نظری چابکی سازمان

بانی نظری چابکی سازمان در مطالعه چنگ و همکاران ۲۰۲۰

چنگ و همکاران در سال ۲۰۲۰ در نظریه خود اثبات کردند که چابکی سازمانی می تواند تحت تاثیر بین المللی سازی و هوش تجاری قرار گیرد. به عبارتی چابکی سازمانی معمولا با تغییراتی که در متغیرهای بین المللی سازی و هوش تجاری ایجاد می شود، دچار تغییر می شود. زمانی که سازمان در نظر داشته باشه سطح چابکی سازمانی را تغییر دهد، پیشنهاد می شود که ابتدا سطوح مرتبط با متغیرهای بین المللی سازی و هوش تجاری را تغییر دهد.

میلان و همکاران در سال ۲۰۲۰ استدلال کردند که زمانی می توان چابکی سازمانی را بهبود داد که به متغیرهای فناوری اطلاعات و صنعت هتلداری توجه شود. زمانی یک سازمان به متغیرهای فناوری اطلاعات و صنعت هتلداری توجه می کند، معمولا سطح چابکی سازمانی دچار تغییر می شود. اگر تغییرات ایجاد شده در متغیرهای فناوری اطلاعات و صنعت هتلداری مثبت باشد معمولا سطح چابکی سازمانی بهبود می یابد. همچنین این محققین پس از ارایه نظرات خود پیشنهاد دادند که با استفاده ااز فناوری اطلاعات و چابکی سازمان در صنعت هتلداری می توان به توسعه این صنعت پرداخت.

مبانی نظری چابکی سازمان

مبانی نظری چابکی سازمان در مطالعه ریدواندونو و سوبرادی ۲۰۱۹

ریدواندونو و سوبرادی  در سال ۲۰۱۹ در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که متغیر چابکی سازمانی از متغیرهای فناوری اطلاعات و نقدشوندگی تاثیر می پذیرد. به این صورت که سطح تغییرات متغیرهای فناوری اطلاعات و نقدشوندگی می تواند در سطح چابکی سازمانی تغییر ایجاد نماید. از سوی دیگر این مطالعه پیشنهاد کرد که برای بهبود در سطح چابکی سازمانی به نظر می رسد بهبودهایی در سطح متغیرهای فناوری اطلاعات و نقدشوندگی می تواند مفید باشد.

مبانی نظری چابکی سازمان

تالون و همکاران در سال ۲۰۱۹ در نظریه خود یک رابطه معنی دار بین چابکی سازمانی و متغیر های فناوری اطلاعات و امکانات تحقیقاتی آینده یافتند. به عبارتی این محققین اثبات کردند زمانی که سطح متغیرهای فناوری اطلاعات و امکانات تحقیقاتی آینده دچار تغییر می شود، آنگاه می توان انتظار داشت که سطح متغیر چابکی سازمانی نیز دچار تغییر شود. همچنین متغیرهای فناوری اطلاعات و امکانات تحقیقاتی آینده می توانند به گونه ای برنامه ریزی شوند که در جهت تقویت چابکی سازمانی اقدام نمایند.

مبانی نظری چابکی سازمان در مطالعه بویگیورا و همکاران ۲۰۱۹

بویگیورا و همکاران (۲۰۱۹) این استدلال را داشتند که تغییرات در سطح متغیر همکاری محیطی  می توانست بر تغییر در سطح چابکی سازمانی اثرگذار باشد. به عبارتی زمانی که سطح مبانی نظری چابکی سازمانمتغیر همکاری محیطی دچار بهبود شود، این انتظار وجود دارد که متغیر چابکی سازمانی نیز تغییر کند. در صورتی که رابطه متغیر همکاری محیطی با متغیر چابکی سازمانی همسو و همجهت باشد می توان انتظار داشت که سطح متغیر چابکی سازمانی با بهبود سطح متغیرهای ارایه شده در تحقیق، بهبود یابد.

الهیاری و همکاران ( ۲۰۲۰ ) اشاره کرد که چابکی سازمانی تحت تاثیر متغیرهای دیگر در یک سازمان قرار می گیرد. زمانی که سطح متغیرهای محصولات منقرض شده  وتوسعه نرم افزار در سازمان تغییر می کند، آنگاه سطح متغیر چابکی سازمانی نیز تغییر می کند. همچنین متغیرهای محصولات منقرض شده  وتوسعه نرم افزار اثرگذاری خود را بر روی متغیر چابکی سازمانی براساس همسو بودن یا ناهمسو بودن اعمال می کنند. زمانی که نتایج مطالعه نشان دهد، متغیرهای محصولات منقرض شده  وتوسعه نرم افزار ارتباط همسویی را با متغیر چابکی سازمانی دارند، آنگاه می توان گفت که تغییرات آنها سبب تغیرات مثبت در سطح چابکی سازمانی می شود.

مبانی نظری چابکی سازمان در مطالعه لیو و همکاران ۲۰۱۸

لیو و همکاران (۲۰۱۸) در مطالعه خود ارتباط متغیرهای محاسبات ابری و چابکی سازمانی را تحت آزمون قرار دادند. آنها نشان دادند که متغیر چابکی سازمانی در نهایت تحت تغییرات متغیر محاسبات ابری می تواند تغییر نماید. این تغییرات با توجه به نتایج حاصل از تحقیق می تواند هم جهت یا غیر همجهت باشد. زمانی که سطح متغیر محاسبات ابری در سازمان هم جهت با چابکی سازمانی باشند، می توان انتظار داشت که با افزایش سطح آنها سطح متغیر چابکی سازمانی نیز بهبود یابد و با کاهش سطح آنها سطح متغیر چابکی سازمانی کاهش یابد.

مبانی نظری چابکی سازمان از دیدگاه ژو و همکاران ۲۰۱۸

ژو و همکاران در سال ۲۰۱۸ در مطالعه خود چابکی سازمان را مورد بررسی قرار داد. این محققین دریافتند که چابکی سازمان در ارتباط با سیستم های اطلاعات کسب و کار قرار دارند. چابکی در سازمان در نهایت موجب بهره وری بیشتر آن می شود. زمانی که سیستم های اطلاعات کسب و کار در یک سازمان ضعیف شود چابکی نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. همچنین چابکی سازمانی تحت تاثیر میزان ناپایداری بازار قرار دارند. تغییرات مداوم در بازار معمولا سطح ارایه خدمات مرتبط با چابکی را تحت تاثیر قرار می دهد. مزیت رقابتی یک سازمان وابسته به سطح چابکی سازمانی آن است. در این حالت چابکی از ابعاد زیر تبعیت می کند. این ابعاد عبارتند از:

۱-تغییرات مداوم.

۲-تغییرات سلایق مصرف کننده.

۳-تغییرات بخش کسب و کار.

۴-تغییرات سیستم های اطلاعاتی.

۵-حفظ مزیت رقابتی در سیستم.

۶-بهبود بهره وری سازمانی.

۲

این محققین اثبات کردند که زمانی که سازمان دارای یک سیستم اطلاعات کسب و کار مناسب باشد، می تواند چابکی را در سطح بالاتری ارایه دهند. بهره وری بالاتر با چابکی در ارتباط است. سازمان های بهره ور تر معمولا چابک تر عمل می کنند. سازمان های چابک مزیت رقابتی بیشتری دارند و معمولا تحت سیستم های سازمانی عملکرد بهتری را ارایه می دهند. سازمان های چابک معمولا می توانند از استراتژی های کسب و کار خود چابکی دقیقی تعریف نمایند تا در هنگام بروز تغییرات بازاری از آن استفاده نمایند. در این میان همبستگی بین بخش های اجتماعی و بخش های فنی در سازمان ضروری به نظر می رسد. چرا که ابعاد همبستگی اجتماعی سطح عملیاتی شرکت ها را بالا می برد و زمینه های بهبود بهره وری را در آنها ایجاد می کند.

چابکی سازمان از دیدگاه سگارا و همکاران ۲۰۱۶

سگارا و همکاران در سال ۲۰۱۶ در مطالعه خود ارایه داد که چابکی سازمان عنصر حیاتی در سازمان است. چابکی سازمان با مدیریت دانش و فرایند اشتراک دانش در سازمان ارتباط دارد. سازمان هایی که از مدیریت دانش کافی برخوردار بودند می توانستند بهره وری خود را بروز دهند. این سازمان ها در بازیابی دانش بهتر عمل می کنند. چابکی سازمان در این حالت توانایی شرکت در پاسخ به تغییرات سریع در بازار تعریف می شد. رابطه ساختارهای مدیریت دانش با سایر متغیرهای سازمانی قابل تعریف بود. معمولا سازمان های با قابلیت چابکی دانش محوری بیشتری را گزارش می دهند.

چابکی سازمانی به منزله جستجو و بازیابی دانش

چابکی سازمانی، جستجو و بازیابی دانش مرتبط را تسهیل می کن. چابکی سازمانی کسب و کار را قادر می سازد تا این دانش را برای توسعه خدمات و محصولات با کیفیت بالا و یا واکنش به ظهور رقبای جدید استفاده نماید. این کار یک مدل تحقیقاتی را ایجاد می کند که رابطه بین ساختارهای مدیریت دانش، چابکی سازمانی و عملکرد شرکت را نشان می دهد.  این مطالعه در نظریه خود ارایه داد که چابکی سازمانی اشاره به توانایی شرکت در سرعت تغییر یا انطباق در پاسخ به تغییرات بازار است. چابکی سازمانی اساسا برای سازمان هایی که در حال تغییر شرایط هستند کاربرد دارد.

زمانی سازمان از عوامل تولید استفاده می کند، آنگاه برای دستیابی به اهداف سازمان نیاز به جمع آوری داده های مرتبط با تغییرات بازار دارد. در چابکی شرکت ها سریعا دانش خود را در هنگام پاسخ دادن به تغییرات محیط به روز رسانی می کنند. این وضعیت  مزیت رقابتی بالاتری خلق کرده و برخورد با مشکلات را تسهیل می کند. برای ارایه چابکی در سازمان مدیریت دانش رکن اساسی محسوب می شود. دانش در سازمان به دو صورت شکل می گیرد. این دو شکل عبارت بودند از:

۱-دانش درون سازمانی.

۲-دانش برون سازمانی.

۳

اگرچه به نظر می رسد دانش در سازمان از ارزیابی و مشاهدات بیرونی حاصل می شود. اما به طور واقع سازمان ها باید از تجربیات، تخصص و فرآیندهای داخلی برای تفسیر این دانش خارجی استفاده کنند. این کار سبب می شود که دانش بیرونی به اطلاعات اقتصادی تبدیل شوند. در این حالت به کارگیری دانش به معنای ایجاد دانش خارجی در دسترس سایر افراد درون سازمان می باشد. درگام بعد اشتراک گذاری دانش سبب خلق دانش درون سازمانی می شود.

این دو نوع دانش به عنوان مواد اولیه سازمانی است که به شرکت ها در تولید محصولات نوآور کمک می کند و محصولات نوآوری توانایی شرکت در برخورد با تغییرات ناگهانی بازار را بیشتر می کند.

چابکی سازمان از دیدگاه راویچاندران ۲۰۱۸

راویچاندران در سال ۲۰۱۸ نظریه خود را در خصوص چابکی سازمانی ارایه داد. از دیدگاه این محقق چابکی سازمان و بهبود فن آوری اطلاعات امروزی ارتباط دارند. این محقق اثبات می کند که یکی از مسایل روز در حوزه مدیریت و تعیین استراتژی بازاری چابکی سازمانی می باشد. امروزه محیط تجاربی بسیار پویا و رقابتی عامل مهمی برای چابکی سازمانی است. سازمان هایی که در چنین محیط هایی قرار دارند برای دستیابی به استراتژی های خود هموارد در حال افزایش سرعت هستند. آنها چابکی را برای پیاده سازی در دو حوزه به کار می برند. این دو حوزه عبارتند از:

۱- تصمیم گیری.

۲- بهبود اقدامات موفقیت آمیز.

۴

در این میان فناوری اطلاعات نقشی اصلی بازی می کند. فن آوری اطلاعات با بهبود و تسریع در روابط ساختار سازمانی سبب گسترش و اشتراک دانش از یک سو می شود. از سوی دیگر سرعت شرکت ها در تصمیم گیری را افزایش می دهد. امروزه درک محدودی از این مساله وجود دارد که فن آوری اطلاعات چگونه چابکی سازمان را افزایش می دهد. جواب در این موضوع نهفته است که فناوری قدرت جمع آوری و پزدازش داده های اولیه را افزایش می دهد.

همچنین الگوریتم های تصمیم گیری روند پردازش و ارایه راهکارها را افزایش داده است. فناوری با ساخت سیستم های دیجیتال سعی می نمایند که چابک تر شوند. همچنین با این کار ارتباط ظرفیت نوآوری شرکت با چابکی سازمان افزایش می یابد این محقق اثبات کرد که شرکت های با ظرفیت نوآوری بالاتر نسبت به سایر شرکت ها توانایی بیشتری در استفاده از سیستم های دیجیتال دارند. آن ها این سیستم های دیجیتال را بهبود چابکی خود استفاده می نمایند.

مبانی نظری چابکی سازمان از دیدگاه خوش لحن و اردبیلی ۲۰۱۶

خوش لحن و اردبیلی در سال ۲۰۱۶ در نظریه خود به موضوع چابکی سازمان پرداخت. وی استدلال کرد که چابکی سازمان نقش مهمی در ایجاد و بازیابی خدمات بازی می کند. با بهبود در چابکی سازمان می توان سطح خدمات بازیابی محصولات را بهبود بخشید. این موضوع می تواند در ارتباط با سبک رهبری در سازمان باشد. در نهایت چابکی بهتر در سازمان سبب بهبود استراتژی های بازیابی خدمات می شود.

مبانی نظری چابکی سازمانی داخلی سال ۱۳۹۷

دلپسند و محقق در سال(۱۳۹۷) در نظریه خود ارتباط بین متغیرهای هوش تجاری و چابکی سازمان را اثبات کردند. این محققین دریافتند که متغیر هوش تجاری می تواند بر سطح چابکی سازمان اثرگذار باشند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی سطح متغیر هوش تجاری دچار تغییر شود. احتمال تغییر در سطح متغیر چابکی سازمان نیز وجود دارد.

مبانی نظری چابکی سازمانی داخلی سال ۱۳۹۶

کیانی و محمدی کهران (۱۳۹۶) در نظریه خود به بررسی رابطه فناوری اطلاعات و چابکی سازمان پرداختند. این محققین اثبات کردند که فناوری اطلاعات بر چابکی سازمان اثرگذار است. به عبارتی با استفاده از متغیر فناوری اطلاعات می توان سطح چابکی سازمان را نیز تحت تاثیر قرار داد. زمانی سطح هر یک از متغیرهای بیان شده  تغییر می کند. می توان انتظار داشت که سطح چابکی سازمان نیز تغییر خواهد کرد.

امانی و همکاران در سال (۱۳۹۶) اثبات کردند که متغیرسکوت سازمانی می تواند چابکی سازمان را تغییر دهد. زمانی که متغیر سکوت سازمانی مورد آزمون این محققین قرار گرفتند، توانستند سبب تغییراتی در سطح چابکی سازمان شوند. به عبارتی این محققین اثبات کردند که متغیر سکوت سازمانی و متغیر چابکی سازمان با یکدیگر مرتبط هستند.

ادامه نظریات سال ۱۳۹۶

رنگریز و هاشمی (۱۳۹۶). چابکی سازمان را در ارتباط با متغیرهای یادگیری کوانتمی، بهره وری نیروی انسانی و  مدیریت دانش مورد آزمون قرار دادند. استدلال بر این بود چابکی سازمان با متغیرهای یادگیری کوانتمی، بهره وری نیروی انسانی ، مدیریت دانش در ارتباط است. یا به عبارتی این محققین استدلال کردند که متغیر سازمانی ممکن است. تحت تاثیر متغیرهای یادگیری کوانتمی، بهره وری نیروی انسانی و  مدیریت دانش قرار گیرد. و با تغییر در سطح این متغیرها، سطح آن دچار تغییر شود.

امیرنژاد و اژدری در سال (۱۳۹۶) اثبات کردند که چابکی سازمان با متغیر فرهنگ سازمانی ارتباط دارد.  این محققین اثبات کردند زمانی که متغیر فرهنگ سازمانی دچار تغییر شوند. به دلیل ارتباط با متغیر چابکی سازمان آن را نیز دچار تغییر خواهند کرد. معمولا اثرات متغیر فرهنگ سازمانی بر عملکرد سازمانی هم جهت بوده و سبب تقویت چابکی سازمان می شود.

مبانی نظری چابکی سازمانی داخلی سال ۱۳۹۵

زارعی و ویسی (۱۳۹۵) در بررسی اثر متغیرهای سازمانی در چابکی سازمان دریافتند. که معمولا چابکی سازمان می تواند تحت تاثیر متغیرهای فناوری اطلاعات و عملکرد شغلی کارکنان قرار گیرد. به صورتی که افزایش یا کاهش در سطح متغیرهای فناوری اطلاعات و عملکرد شغلی کارکنان. معمولا سبب تغییر در سطح چابکی سازمان می شود. اگر این تغییرات همسو باشد با افزایش در مقدار متغیرهای اعلام شده معمولا سطح چابکی سازمان نیز افزایش می یابد. اگر ارتباط بین متغیرها ناهمسو باشد آنگاه با افزایش متغیرهای مورد بررسی، سطح چابکی سازمان کاهش خواهد یافت.

نصراصفهانی و همکاران در سال ۱۳۹۵ اثبات کرد که متغیر سرمایهاجتماعی بر چابکی سازمان اثرگذار هستند. این محققین اثبات کردند که متغیر سرمایه اجتماعی می توانند در یک سازمان بر میزان چابکی سازمان اثرگذار باشند. همچنین ارتباط متغیر چابکی سازمان با متغیر سایش اجتماعی در سازمان ممکن است همسو و یا غیر همسو باشد. این موضوع با توجه به نمونه آماری و ماهیت سازمانی که مورد بررسی قرار گرفته است ممکن است متفاوت باشد. اما در کل این محققین استدلال کردند که با تغییر در سطح متغیر سرمایه اجتماعی می توان. شاهد تغییر در سطح متغیر چابکی سازمان بود.

نظریات سال ۱۳۹۵

انصاری و همکاران در سال( ۱۳۹۵). در نظریه خود اثبات کردند که چابکی سازمان معمولا می تواند توسط متغیر فعالیت های مدیریت تکنولوژی مورد بررسی قرار گیرد. در این مطالعه استدلال شد که تغییرات در سطح متغیر فعالیت های مدیریت تکنولوژی معمولا می تواند سبب تغییرات در سطح متغیر چابکی سازمان شود. انصاری و همکاران در سال( ۱۳۹۵). در نظریه خود اثبات کردند که چابکی سازمان معمولا می تواند توسط متغیر فعالیت های مدیریت تکنولوژی مورد بررسی قرار گیرد. در این مطالعه استدلال شد که تغییرات در سطح متغیر فعالیت های مدیریت تکنولوژی معمولا می تواند سبب تغییرات در سطح متغیر چابکی سازمان شود.

طبرسا و همکاران (۱۳۹۵) اشاره کردند که چابکی سازمان تحت تاثیر متغیرهای دیگر در یک سازمان قرار می گیرد. زمانی که سطح متغیر سواد اطلاعاتی کارکنان در سازمان تغییر می کند، آنگاه سطح چابکی سازمان نیز تغییر می کند. همچنین سواد اطلاعاتی کارکنان اثرگذاری خود را بر روی چابکی سازمان براساس همسو بودن یا ناهمسو بودن اعمال می کنند. زمانی که نتایج مطالعه نشان دهد، متغیر سواد اطلاعاتی کارکنان ارتباط همسویی را با متغیر چابکی سازمان دارند. آنگاه می توان گفت که تغییرات آنها سبب تغیرات مثبت در سطح چابکی سازمان می شود.

مبانی نظری چابکی سازمانی داخلی سال ۱۳۹۴

جوادی پور و همکاران (۱۳۹۴). در مطالعه خود ارتباط متغیرهای ابعاد یادگیری سازمانی و چابکی سازمان را تحت آزمون قرار دادند. آنها نشان دادند که متغیر چابکی سازمان در نهایت تحت تغییرات متغیر ابعاد یادگیری سازمانی می تواند تغییر نماید. این تغییرات با توجه به نتایج حاصل از تحقیق می تواند هم جهت یا غیر همجهت باشد. زمانی که سطح متغیر ابعاد یادگیری سازمانی در سازمان هم جهت با چابکی سازمان باشند. می توان انتظار داشت که با افزایش سطح آنها سطح متغیر چابکی سازمان نیز بهبود یابد. و با کاهش سطح آنها سطح متغیر چابکی سازمان کاهش یابد.

کریمی و رحمانی در سال( ۱۳۹۴). در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که متغیر چابکی سازمان از متغیرهای کسب و کار تاثیر می پذیرد. به این صورت که سطح تغییرات متغیرهای کسب و کار می تواند در سطح چابکی سازمان تغییر ایجاد نماید. از سوی دیگر این مطالعه پیشنهاد کرد که برای بهبود در سطح چابکی سازمان به نظر می رسد. بهبودهایی در سطح متغیرهای کسب و کار می تواند مفید باشد.

سپهوند و همکاران در سال (۱۳۹۴). در نظریه خود یک رابطه معنی دار بین چابکی سازمان، متغیر های سرمایه فکری و استراتژی مدیریت دانش یافتند. به عبارتی این محققین اثبات کردند زمانی که سطح متغیرهای سرمایه فکری و استراتژی مدیریت دانش دچار تغییر می شود. آنگاه می توان انتظار داشت که سطح متغیر چابکی سازمان نیز دچار تغییر شود. همچنین زمانی که متغیرهای سرمایه فکری و استراتژی مدیریت دانش می توانند. به گونه ای برنامه ریزی شوند که در جهت تقویت چابکی سازمان اقدام نمایند.

مبانی نظری چابکی سازمانی داخلی سال ۱۳۹۳

عباس آبادعربی و همکاران در سال( ۱۳۹۳) .در نظریه خود اثبات کردند که چابکی سازمان می تواند تحت تاثیر اقتصاد مقاومتی قرار گیرد. به عبارتی چابکی سازمان معمولا با تغییراتی که در متغیر اقتصاد مقاومتی ایجاد می شود، دچار تغییر می شود. زمانی که سازمان در نظر داشته باشه سطح چابکی سازمان را تغییر دهد. پیشنهاد می شود که ابتدا سطوح مرتبط با متغیر اقتصاد مقاومتی را تغییر دهد.

مبانی نظری چابکی سازمانی داخلی سال ۱۳۹۲

مولوی و همکاران در سال ۱۳۹۲ اثبات کردند که چابکی سازمان تحت تاثیر متغیر تکنیک گسترش کارکرد  قرار می گیرد. به عبارتی متغیر تکنیک گسترش کارکرد می توانند بر چابکی سازمان اثرگذار باشند. این محققین پیشنهاد دادند برای تغییر در سطح چابکی سازمان بهتر است سطح متغیر تکنیک گسترش کارکرد دچار تغییر شود.

سپهوند (۱۳۹۲) متغیر استراتژی های مدیریت دانش را در ارتباط با چابکی سازمان مورد بررسی قرار دادند. این محققین دریافتند که متغیر استراتژی های مدیریت دانش معمولا می تواند بر سطح چابکی سازمان اثرگذار باشند. به این صورت که با تغییر در سطح استراتژی های مدیریت دانش می توان انتظار داشت. که سطح متغیر چابکی سازمان نیز دچار تغییر شود. همچنین اثبات کردند که چابکی سازمان در نهایت با تاثیر پذیری از متغیر استراتژی های مدیریت دانش می تواند. در یک سازمان تغییراتی را ایجاد نماید.

منابع

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.