مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا


در حال بارگذاری
10 دی 1398
ورد قابل ویرایش-WORD
14 صفحه
64 بازدید
۱۹,۹۰۰ تومان
خرید

مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا

مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا یکی از مباحث مطرح در علم مدیریت مالی و همچنین مهندسی صنایع می باشد. هر یک از این حوزه های دانش رویکرد متفاوتی نسبت به این موضوع می گیرند.

مقدمه

در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا می توان گفت که پس از بحران های اقتصادی سالهای ۲۰۰۷-۲۰۰۸، بسیاری از شرکتها با عملکردی کارآمدتر در جستجوی راههایی برای افزایش فروش و کاهش هزینه ها و دستیابی به سودهای بالاتر و سرمایه فکری بهتر برای سازمان می باشند. بنابراین، مشخص است که مدیریت سود  و هزینه کارآمدترین راه برای دستیابی به سود بیشتر و نهایتا افزایش رشد شرکت است. در این مورد، رابطه رشد-یادگیری ممکن است توضیح امکان پذیری رشد شرکت را ارائه ندهد.در صورتی که شرکت تلاش نماید هزینه ها را به حداقل رساند، امکان تأثیرگذاری منفی بر درآمد حاصل از فروش، تعداد کارکنان و دارایی ها نیز وجود خواهد داشت.

از سوی دیگر مشکلات ایجاد شده در اقتصاد جهانی منجر به کوچکتر شدن بیش از پیش صنایع گردیده است . در این شرایط بر شمار موسسات که ورشکسته می شوند، اضافه خواهد شد و همین مساله زمینه ساز کاهش نرخ رشد اقتصاد جهانی عمیق تر شدن بحران می شود. لذا، تئوری رشد شرکت همواره به عنوان عامل مهمی در تکامل ادبیات تجاری (عمدتأ اقتصاد، امور مالی، بازاریابی و حسابداری) در نظر گرفته شده است. تنوع عوامل تأثیرگذار بر رشد شرکت و عدم اتفاق نظر بر آنها مشخصه ادبیات مربوط به این حوزه می باشد. این تنوع منجر به مطرح شدن دو تئوری رقابتی شده است. تئوری رشد اندازه و تئوری رشد-یادگیری که تلاش دارند تا توضیحی نسبت به عوامل رشد شرکت ارائه نمایند . اهمیت این موضوع، تأثیر خوانایی گزارشهای مالی بر جلب اعتماد سرمایه گذاران و فعالان بازار صنعت و همچنین فقدان پژوهش های کافی در این زمینه بود.

پژوهش گران، تحلیل گران و سرمایه گذاران به دلیل اهمیت مدیریت سود  به عنوان یکی از مهم ترین معیارهای ارزیابی عملکرد به عنوان عاملی مهم در ارزشگذاری صنایع، ناگزیر به ارزیابی دقیق آن هستند. اهمیت این مطالعه در آن است که به گونه ای توصیفی عناصر مدیریت سود  و رویکردها و پیشرفت های اخیر توسعه یافته  در صنعت مدیا را بررسی خواهد کرد.

مفهوم مدیریت سود  نوین

در بررسی مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا اولین بخش توصیف مفهوم مدیریت سود نوین است.

مدیریت سود  و رویکردها و پیشرفت های اخیر توسعه یافته  در صنعت مدیا در طی سالهای ۲۰۰۴ به بعد به سرعت رشد کرده است، رویکرد صنعت مدیا به دلیل گستردگی و وابستگی به شبکه های فروش و زنجیره تامین فنی آن سبب شده بود که روش های سنتی مدیریت سود  توانایی ارایه بهترین عملکرد مالی در جهت شناسایی سطوح بالای فروش را خلق نکند، این موضوع سبب شد که مدیریت ناشی از درآمد در این صنایع دچار تغییرات عمده گردد. سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ را می توان دوران ارایه مدل های نوین از چگونگی محاسبه درآمد، بهینه سازی آن و همچنین تغییرات ساختاری در نوع نگرش به قراردادهای کاری بین شرکت های فعال در این صنعت و نیروی کار دانست، تا قبل از سالهای ۲۰۰۴ قراردادها معمولا به صورت رسمی در قالب مزایای طولانی مدت بود، این موضوع با بازخوردهای دراکر و سایر کارشناسان عملکرد نامناسبی را با توجه به تغییرات فناور محور در بازار مدیا خلق کرد و پس از آن قراردادها مبتنی بر عملکرد و یا آزاد کاری و یا دورکاری امضا گردید، این موضوع مهمترین مدل تغییرات مدیریت سود  در شرکت های فعال در صنعت مدیا بود، این بهبود در مدیریت سود  شامل برخی مزیت ها بود. این مزیت ها عبارت بودند از:

۱-تسهیل در فرآیند محاسبات هزینه های کارگری و کارکنان دانش.

۲-کاهش هزینه های ثابت اداری مرتبط با نگهداری کارکنان در یک سازمان مستقل و متمرکز.

۳-کاهش هزینه های مرتبط با مدیریت استراتژیک منابع انسانی.

این سه مولفه سبب تغییرات ساختاری در مدیریت سود  مرتبط با صنعت مدیا شد، البته می توان بیان داشت این نوع رویکرد به مدیریت مالی از بخش های صنعت هتلداری الهام گرفته شده است و همچنین در رویکردهای بعد سال ۲۰۰۹ می توان مشاهده کرد ک مشاوران مدیریت مالی بانک ها و موسسات مالی بزرگ تغییرات مرتبط با ساختار این صنعت را مهندسی کرده و سعی در ارایه یک ساختار بهینه از پروتکل های مرتبط با مدیریت مالی داشته تا بتوانند بیشترین سود را به عنوان بخش بانکداری از این صنعت برده باشند. این بخش به عنوان یک مقدمه برای ورود به بحث اصلی در خصوص بررسی مدیریت سود  و رویکردها و پیشرفت های اخیر توسعه یافته  در صنعت مدیا بود.

ضرورت خلق رویکردهای نوین مدیریت سود

ضرورت بررسی مدیریت محاسبات مالی  با رویکردهای نوین در صنعت مدیا در بررسی مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا به دلیل تغییرات فناورمحور در این صنعت بود. برای تببین می توان گفت که چالش های پیش رو تا پیش از ظهور فناوری های نوین ارتباطی، صنایع این بخش خود را با الزامات رایج بازار تطابق داده بودند. بازار این صنعت یک بخش کاملا مشخص با مرزهای معین بود و رقبا هر یک در بازار خاص خود فعالیت می کردند(سیتو[۱] و همکاران، ۲۰۱۹). به طور معمول فعالیت های این رقبا همپوشانی زیادی با هم نداشت و حتی تلاش می شد که هیچ تداخلی میان برنامه ها نباشد. یکی دیگر از ویژگی های این بازار این بود که صنایع و بویژه شرکت های بزرگ که بازیگران اصلی بازار بودند، در فرایند ایجاد ارزش تقریبا مستقل بودند و اغلب فرایندهای ایده پردازی، تولید، توزیع و عرضه را در بخش های مجزای متعلق به خود ایجاد می کردند.

این شیوه مانعی بر سر راه ورود بازیگران نوین این صنعت به بازار نیز محسوب می شد. در این بازار سنتی، محتوای مخصوص یک مدیا مشخص بود. علاوه بر اینها، بازیگران بازار سنتی این صنعت صرفأ شرکت های مدیا بودند و شرکت های فعال در سایر صنایع همچون مخابرات و فناوری اطلاعات، در بازار خاص خودشان فعالیت می کردند و حضور چندانی در بازار رسانه نداشتند. اما حضور فناوری نوین ارتباطی این وضعیت را دگرگون کرد و بازار صنعت مدیا را تغییر داد. دیجیتالی شدن محتوا، ابزارهای تولید و کانال های توزیع، هزینه های حضور در بازار رسانه را بسیار کاهش داده است. همچنین با دیجیتالی شدن شبکه های توزیع و شیوه های کد گذاری پیشرفته، محدودیت های سنتی در کانال های توزیع محو شده است. همزمان با افزایش کانال های توزیع و در نتیجه افزایش عرضه، سلیقه مصرف کنندگان نیز متنوع شده است و از این رو برای پاسخ به این تنوع سلیقه، محتواهای جدید به بازار عرضه می شوند(صالحی و همکاران، ۱۳۹۷)

به این ترتیب، مصرف کنندگان انتخاب های بیشتری برای مدیا خواهند داشت، زیرا با ارزان شدن ورود به بازار، شرکت های متعددی وارد بازار می شوند و نو آوری های گوناگونی را به این صنعت وارد می کنند. از سوی دیگر، با گسترش ابزارهای دیجیتال و اینترنت، نوعی همگرایی افقی و عمودی در زنجیره ارزش ایجاد شده است. در یکپارچگی عمودی، بازیگرانی که فقط خدمات زیربنایی ارائه می کردند، رفته رفته تبدیل به بنگاه های رسانه ای می شوند و با در اختیار گرفتن مشتریان، ضمن ارائه خدمات خود به آنان، در جهت ارائه محتوا نیز تلاش می کنند و به این ترتیب، تبدیل به رقیبی تازه برای بخش های قدیمی این صنعت می شوند. علاوه بر این همگرایی عمودی در زنجیره ارزش، شاهد همگرایی افقی نیز هستیم. همچنین بسیاری از شرکت های ارائه دهنده خدمات در این حوزه صنعتی نیز در تلاش برای ارائه محتوا به کاربران هستند. این روندها به معنی افزایش رقابت از جانب بازیگرانی است که به طور مستقیم به مصرف کنندگان دسترسی دارند و در نهایت پیچیدگی های محاسبات مالی می شد.

علت پیدایش رویکردهای نوین در محاسبات مدیریت مالی در صنعت مدیا

علت به وجود آمدن رویکردهای نوین در صنعت مدیا برای بررسی مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا را می‌توان به بحرانهای سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ نسبت داد در این دوره تغییرات و چالش‌های ایجاد شده در اقتصاد جهانی سبب گردید که کارکرد های مرتبط با صنعت مدیا تغییر کند وجود رکود جهانی همراه با تورم های غیر قابل پیشبینی پیوسته که اقتصاددانان به صورت مداوم در جهت همگرایی آن بودند. سبب شد بسیاری از شرکت‌های فعال در صنایع دچار بحران اقتصادی، خروج از بازار و همچنین ورشکستگی شوند در این دوره یکی از عنصرهای مهم اثرگذار بر حفظ و پایداری شرکت‌ها در ساختار در حال بحران جهانی را توجه به مدیریت سود  مناسب بودند از آن سوی دیگر از آنجا که استفاده از المان های قدیمی مرتبط با مدیریت سود  در بخش صنایع نتوانست نوع ایجاد بحران اقتصادی را مورد توجه قرار دهند.

این موضوع سبب شد که صنایع مختلف توجه خود را به سمت ارائه رویکردها و پیشرفت های بهبود یافته در مدیریت سود  مرتبط کنند. آنها در نظر گرفتند که اگر قرار باشد با استفاده از الگوریتم های گذشته و همچنین روش‌های کلاسیک اقدام به استفاده از مدیریت سود  در صنعت نمایند ناچار یا منجر به ورشکستگی آن خواهد شد یا منجر به خروج آنها از بازار خواهد شد و یا حتی می‌تواند نگرش بازار نسبت به کارکردهای آن ها را تغییر دهد(هسیئائو[۲] و همکاران، ۲۰۱۹).

این موضوع سبب شد شرکت‌های فعال در بخش های صنعتی اقدام به طراحی رویکردهای نوین در و مدیریت سود  خود نماید. آن­ها در ابعاد مختلف عناصر اثرگذار بر تولید محصول یا خدمات خود را مورد بررسی قرار داده و هر کدام جهت یابی گوناگونی را نسبت به ایجاد بهینه ترین حالت محاسبات درآمد برای حفظ پایداری شرکت رشد و مزیت رقابتی در سهم بازار خلق کردند.

در صنعت مدیا نیز این اتفاق افتاد کارشناسان بخش مدیا به این نتیجه رسیدند که استفاده از الگوهای کلاسیک محاسبات مدیریت سود ها در نهایت این صنعت را دچار مشکل خواهد کرد استدلال آنها این بوده که با گسترش فناوری‌های ارتباطی خلق پلت‌فرم‌های جدید تحت نمایش گوگل مانند یوتیوب و توییتر نمی توان مانند گذشته محاسبات مالی نسبت(دلباریرو[۳] و  همکاران، ۲۰۱۹)  به پروژه های تولیدی در این صنعت را مورد بررسی قرار داد به عبارت آنها به این نتیجه رسیدند که در صورتی که بخواهیم صنعت مدیا را در سطح بالاتری قرار دهیم نیاز است الگوریتم های مرتبط با مدیریت سود  این شرکت ها را تحت تغییر اساسی قرار دهیم آنها از سوی محاسبات کلاسیک حسابداری به سمت محاسبات متنی و شبیه سازی در نرم افزارهای مانند MATLAB و یا GAMS حرکت کردند می‌توان گفت در سال‌های ۲۰۰۸ به بعد از رکود و تورم گسترده در اقتصاد جهانی صنعت مدیا سعی کرد با استفاده از رویکردهای نوین محاسباتی و شبیه سازی که توانایی تحلیل حساسیت ناشی از تغییرات متداوم در دوره های اقتصادی را دارد حفظ و به روزرسانی خود را از نظر درآمد حفظ نماید شرکت‌ها در این صنعت سعی کردند با محاسبات ناشی از الگوریتم‌هایی مانند شبکه‌های عصبی و الگوریتم های ژنتیک که به حفظ و بقای مهمترین عنصر می‌انجامد بهینه ترین کارکرد درآمده خود را ناشی از پروژه‌ها به دست آورند این موضوع زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت (کوموروسکی[۴] و همکاران، ۲۰۱۸).

این صنعت به این نتیجه رسید پلتفرم های خلق شده تحت درایورهای ابری می‌تواند هزینه‌های ناشی از تولید در این صنعت را به شدت کاهش دهند به عبارتی این محاسبات مالی نشان می‌داد در طی سال‌های آینده و دهه‌های بعد تنها عملکرد شرکت‌های می‌تواند مورد توجه قرار گیرد که بتواند بسیاری از کارکرد های خدماتی و تولیدی پروژه خود را به سمت درایور های مجازی سرورهای ابری و پردازشگرهای مبتنی این سرورها حرکتند این موضوعی بود که زمین بازی را برای صنعت مدیا و سایر صنایع وابسته در جهت افقی و عمودی به این صنعت دچار تغییر کرد.

از سوی دیگر می توان در نظر گرفت متخصصین محاسبات مالی در این شرکت‌ها بر این نتیجه رسیدند که در صورت رشد بازارهای فناور محور نیاز به ابزارهای اینترنت اشیا عنصر مهم خواهد بود این موضوع نیز یکی از علل ایجاد رویکردهای نوین در مدیریت سود  این صنعت بود علت این امر را می‌توان در آن جستجو کرد که اینترنت اشیا با ایجاد اتصالات هوشمند تحت سرورهای ابری میزان انتشار اطلاعات مرتبط با یک صنعت را تحت تاثیر قرار می دهد به عبارتی می توان در نظر گرفت صنعت مدیا چنانچه بخواهد از رویکردهای نوین فناور محور در گسترش و توسعه خود استفاده کند(جانتونن[۵] و همکاران، ۲۰۱۸).

به ناچار باید بتواند المان های مرتبط با آن را در محاسبات درآمدی خود وارد نماید این موضوع نیز یکی از مولفه‌های اصلی اثر‌گذار بر تغییر ما محاسبات مدیریت سود در این صنعت بود. به عبارتی می توان در نظر گرفت مدیریت سود  صنعت مدیا در طی سال‌های ۲۰۱۲ به بعد به دلیل تغییرات خلق شده در فناوری های ارتباطی و خلق پلتفرم های هوشمند تحت سرورهای ابری که در نهایت مفهوم اینترنت اشیا را به صورت کاملا واضح کاربردی کرد توانایی هوشمندسازی محاسبات درآمدی را خلق کرد می توان در نظر گرفت شرکت هایی که بهترین رویکرد نسبت به محاسبات درآمدی خود را ارائه می‌دادند می‌توانستند به خوبی شرایط بازار و سنجیده و المان های مربوط به تولید محصول را به خوبی مورد بررسی قرار دهند.

علاوه بر این محاسبات هوشمند درآمدی با استفاده از قدرت تصمیم‌گیری پردازشگرهای ابری تحت تاثیر اینترنت اشیا قرار می‌گیرد به عبارتی اگر شرکتی بتواند از اینترنت اشیا به خوبی استفاده کند انتظار خواهیم داشت که مدیریت سود  بهتری را نسبت به سایر شرکت‌ها ارائه دهد این موضوع به صورت خلاصه به این معنی است که صنعت مدیا به صورت گسترده‌ای به استفاده از فاکتورهای فناور محور در محاسبات مدیریت سود  خود صبح پیدا کرد به عبارتی می‌توان گفت در صورتی این صنعت رشد خود را به صورت بهینه انجام خواهد داد که بتواند هم باره مدل های جدیدی از مدیریت سود  و خلق نماید استفاده از روشهای پیشرفته در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ به گونه ای بود که محققین احتمال خروج چنین صنعتی از بازار جهانی را کم کردند.

همچنین می‌توان در نظر گرفت که پیشرفت و چشم انداز چنین صنعتی با استفاده از شبیه ساز های کامپیوتری و محاسبات مالی به صورت دقیقی بر اساس گزارش‌های اقتصاد کلاسیک صورت می‌گرفت این موضوع بعد از سال‌های ۲۰۱۱ و پیدایش پلت‌فرم‌های جدید انتقال اطلاعات به شدت مورد تردید قرار گرفت وجود سرورهای ابری وجود پردازشگرهای ابی و همچنین وجود فایروال های بسیار قدرتمند که به عنوان یک حریم امنیتی در انتقال اطلاعات عمل می‌کند سبب شد هزینه‌های سازمانی و بوروکراتیک یا اداری صنعت مدیا به شدت کاهش یابد لذا در این دوره مولفه‌های به نام شبیه سازی در مدیریت سود  وارد شد در این دوره بسیاری از محاسبات مدیریت سود  بر اساس عملکرد الگوریتم های گوناگون مورد تخمین قرار گرفت می‌تواند در این زمینه نه به شرکت اپل شرکت شرکت اپل به صورت گسترده‌ای بعد از پیدایش اپل دو اقدام به تولید نرم افزارهای مبتنی بر mpl در فضای مکینتاش کرد این شرکت سعی نمود با استفاده از محاسبات ایجاد شده در مکینتاش مقادیر دقیق هزینه‌های مخفی برای تولید هر واحد کامپیوتر را محاسبه نماید این از نوآوری‌های ایجاد شده در سال ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ بود می‌توان گفت این موضوع قطعا به صورت تعمیم یافته در سایر صنایع مانند صنعت مدیا نیز رخ داد.  این صنعت با استفاده از محاسبات تحلیل حساسیت که به عنوان بهینه سازی در نرم‌افزارهای مانند GAMS رخ می‌دهد بهبود های قابل قبولی را مورد پذیرش قرار دهد.

عناصر اثرگذار بر رویکردهای نوین مدیریت سود  در صنعت مدیا

عنصر اطلاعات در مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا

افشاء اطلاعات معمولا از سه بخش شامل محتوا، زمان بندی و نحوه ارائه اطلاعات تشکیل شده است که سودمندی هر یک از آن ها به خوانایی و قابلیلت فهم گزارش های مالی بستگی دارد(کورتیس، ۲۰۰۴). در این راستا، کمیسیون بورس اوراق بهادار آمریکا در سال ۱۹۶۷ یک گروه مطالعاتی برای ارائه رهنمودهایی به منظور بهبود خوانایی و قابلیت فهم رویه های افشای شرکت تشکیل داد. نتایج این گزارشات که در سال ۱۹۶۹ با عنوان گزارش ویت منتشر شد، توصیه می کرد از آنجا که همه سرمایه گذاران قادر به فهم سريع گزارشات پیچیده شرکتها نیستند، لذا شرکتها باید از انتشار گزارشهای پیچیده، طولانی و یا زاید، خودداری نمایند.

در این حالت خوانایی گزارشهای مالی عاملی مؤثر بر عملکرد مالی آتی صنعت است. بر این اساس بازده و سودهای آتی صنعت را می توان از طریق کلمات بکار گرفته شده توسط مدیران در توصیف عملیات شرکت در مدیریت مالی پیش بینی نمود. تأثیر پیچیدگی افشای اطلاعات بر عدم تقارن اطلاعاتی و نقدشوندگی درآمد صنعت را مورد مطالعه قرار دادند. تجزیه و تحلیل گزارشات پیچیده، مستلزم صرف هزینه و زمان زیادی جهت استخراج اطلاعات مفید است، لذا سرمایه گذارن در مواجهه با این گزارش ها اقدام به سرمایه گذاری ننموده و حجم معاملات کاهش می یابد. برای اطلاعات شرکت وجود رابطه مثبت بین خوانایی گزارشهای مالی و حجم معاملات سهام ارائه نمودند. علاوه بر این بر پایه رویکرد مدیریت در آمد، شرکتهای دارای مدیریت سود  گزارشهای مالی پیچیده تر و با خوانایی کمتری منتشر می کنند تا بدین طریق، رفتار فرصت طلبانه مدیران را پنهان نموده و امکان شناسایی آن توسط سرمایه گذاران، تحلیلگران مالی و سایر نهادهای قانونی را کاهش دهند(گرد و کرمانی­زاده، ۱۳۹۷)

علاوه بر این می توان گفت که در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا اطلاعات ارائه شده در یک صنعت مهمترین صورت تولید فنی آن محسوب می‌شود. می‌توان گفت کلیه تولیدات فنی و غیر فنی در محیط های مختلف بر اساس طبقه بندی می تواند، بر مجموعه ای از اطلاعات شکل گیری شود به عبارتی زمانی که شرکت بتواند نوع اطلاعات موجود در ساختار خود را حفظ نماید و از انتشار بدون زمان آن جلوگیری نماید می‌توان انتظار داشت سطوح سودآوری آن در سطح قابل قبولی قرار گیرد به عبارتی این موضوع نشان از مفهومی به نام افشاگر اطلاعاتی در یک صنعت خاص دارد افشای اطلاعات تحت تاثیر سه عنصر قرار خواهد گرفت، که عبارتند از:

۱- عنصر محتوا.

۲- عنصر زمان.

۳-عنصر نوع اطلاعات.

این موضوع در مورد مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا مورد بررسی ما نیست اثرگذار بود بعد از رخداد اقتصاد ناپایدار سال ۲۰۰۸ جهانی کارشناسان این صنعت به این نتیجه رسیدند که برای حفظ سهم بازاری خود و همچنین خلق بهینه ترین سهم مزیت رقابتی و خلق بهترین کاربرپسندی نیاز به وارد کردن مولفه اطلاعات در محاسبات مدیریت سود  دارند.

این موضوع سبب شد که الگوریتم‌های مورد توجه برای چنین محاسباتی به صورت گسترده‌ای مورد استفاده قرار گیرد شبیه سازها ایجاد شده در پلتفرم مکی نداشت توانایی بسیار بالایی در محاسبات دقیق با ضریب خطای کمتر از یک هزارم درصد را در اختیار محاسبان مدیریت مالی صنعت قرارداد. به‌گونه‌ای که می‌توان در نظر داشت صنعت مدیا با استفاده از رخداد افشای اطلاعات توانست شبیه‌سازی‌های قدرتمندی را در نرم افزارهای مانند MATLAB و GAMS برای آخرین گره موجود تصمیم گیری مدیران درآمدی ارائه دهد(جانتونن[۶] و همکاران، ۲۰۱۸) .

در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا این موضوع زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که ایجاد ناپایداری گسترده در سطوح فناور محور نیمه عمر بسیار کوتاه در فناوری های مرتبط به انتقال اطلاعات صنعت مدیا را با چالش جدیدی به عنوان منسوخ شدن تولید قبل از این موضوع به شدت این صنعت را تحت تاثیر زیان های گسترده قرار می‌داد و توانایی آنها در مقیاس پذیری را به شدت کاهش داد بر این اساس در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ که عنصر محاسباتی الگوریتم های هوشمند به شدت رشد یافته‌اند توانستند محاسبات درآمدی را با خلق های نوینی از المان های محاسباتی گره های آخر الگوریتم شبکه عصبی متصل نمایند این موضوع به صورت ساده به این معنی بود که صنعت مدیا می‌توانست به اطلاعات را یک عنصر غیر دقیق غیر محاسبه کثیفی بود به صورت نمادی از یک عدد کمی در آورد و از این طریق محاسبات مالی بهتری انجام دهد به عبارتی می‌توان در نظر داشت باخت شبیه ساز های کامپیوتری قوی استفاده از عنصر افشار اطلاعات در ساختار صنعت مدیا توانایی این صنعت برای گسترش و استفاده از مدیریت سود  دقیق‌تر جهت انتخاب تصمیم گیری بهترین ارائه پروژه بهبود یافت این یکی از بزرگترین نوآوری های خلق شده در محاسبات مدیریت سود  سند مدیا بود.

 

تضاد منافع در مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا

موضوع دیگر به تضاد منافع بازمی‌گشت. ایجاد فن آوران محور سرورهای ابری در کنار سرعت بالای دیواره‌های آتش که از اطلاعات رسوخ کرده در ساختارهای سازمانی جلوگیری می کرد، موضوع تضاد منافع یا ایجاد اهداف آرمانی در شبیه سازی های mpl را گسترش داد..به عبارتی می‌توان گفت زمانی که فناوری های مبتنی بر شبکه های اجتماعی به صورت گسترده اتصالات بین دستگاه‌های هوشمند را خلق نمود و مفهومی به نام اینترنت اشیا به صورت عملیاتی قدرت تصمیم گیری هوشمند را در اختیار مدیران مالی قرارداد. صنایع مختلف اقدام به وارد کردن مولفه‌های جدیدی در محاسبات مدیریت سود  خود کردند آنها به این موضوع رسیدند که در نهایت برای حفظ مزیت رقابتی نیاز به تصمیم گیری های هوشمندانه داریم و تصمیم‌گیری‌های هوشمندانه باید بتواند تضاد منافع را در کنار یکدیگر مورد بررسی قرار دارد این موضوع در صنعت مورد بحث نیز قابل تحلیل بود به عبارتی می‌توان گفت با ایجاد گسترش فناوری‌های پیشرفته اینترنت اشیا تضاد منافع یا اهداف آرمانی متفاوت یکی از مولفه‌های بسیار مهم برای محاسبات درآمد قرار گرفت به عبارتی مولفه‌های مانند زمان کوتاه برای ارائه پروژه در کنار کیفیت بالا ارائه پروژه در کنار حجم پایین جهت انتقال اطلاعات به صورت عناصر و المانهای تضاد منافع بروز کرد در گذشته این موضوعات مطرح نبود اما پروژه‌های با سرعت بالا سبب شد تضاد منافع به عنوان یکی از الگوهای مهم برای انتخاب بهینه ترین تصمیم درآمدی در این صنایع مورد توجه قرار گیرد.

این صنعت مانند سایر صنایع که به صورت موازی با یکدیگر در ارتباط بودند نیاز به بهینه سازی منابع پولی خود جهت استفاده از تضاد منافع داشت این موضوع یکی از عناصر اصلی شکل گیری مدیریت سود  با رویکردهای نوین در این صنعت بود همچنین می‌توان گفت تضاد منافع یکی از موارد بسیار کلاسی برنامه‌ریزی در مهندسی صنایع می باشد.

برنامه ریزی خطی یا دوگانگی محاسبات برنامه‌ریزی کلاسیک یکی از الگوهای اولیه بوده که از ۱۹۶۰ برای تصمیم گیری مدیران استفاده شد پیشینه این موضوع در مدیریت مزرعه آغاز شد همچنین می‌توان در گذشته بسیار دورتر به محاسبات تضاد منافع و یا حل مسئله دوگانگی در بهینه سازی قطعات موشک در دوران جنگ جهانی دوم اشاره کرد که محاسبات بر اساس الگوریتم های کاغذی و بسیار سنتی صورت می گرفت یکی از چالش‌های ایجاد شده برای ساخت موشک های با قدرت بالا و همچنین هزینه‌های کم حل مسئله تضاد منافع بود بنابراین می‌توان گفت تضاد منافع اگرچه دیدگاه بسیار کلاسیکی از محاسبات برنامه ریزی ریاضی را در مهندسی صنایع ارائه می‌دهد. اما مفاهیمی نوینی از این کار کرد در محاسبات مدیریت سود  نیاز به شبیه‌سازی های دقیقی داشت تا بتواند صنعتی آن را همگام با صنایع دیگر گسترش دهد این موضوع سبب شد به تضاد منافع عنوان یکی دیگر از المان های مطرح در مدیریت سود  مورد توجه قرار گیرد.

ماهیت محافظه کارانه سود در مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا

در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا در صنعت مدیا زمانی که زیان وجود دارد، ماهیت محافظه کاری سود که اخبار بد را سریع تر از اخبار خوب شناسایی می کند، تقویت می شود. مدیران را به افشای اطلاعات و توضیحات بیشتری درباره آینده صنایعی که در آن فعلایت می کنند ملزم می سازد. از اینرو صنایع زیانده، گزارشات مالی پیچیده و طولانی تری دارند. همچنین در صورت وجود عدم تقارن اطلاعاتی، صنایع سودآور جهت آگاه ساختن سرمایه گذاران و تحلیلگران مالی از عملکرد مطلوب خود و مخابره این خبر خوب به بازار، اقدام به انتشار گزارشهای مالی خوانا و قابل فهم تری می نمایند. برخی از مدیران با پیچیده تر نمودن گزارشهای سالانه، اقدام به پنهان ساختن سود شرکت می نمایند. علاوه براین، بر اساس رویکرد مدیریت سود ، شرکتهای دارای مدیریت سود  بالا، گزارشهای مالی پیچیده تری منتشر می کنند تا بدین طریق، رفتار فرصت طلبانه مدیران را پنهان نموده و امکان شناسایی آن توسط سرمایه گذاران، تحلیلگران مالی و سایر نهادهای قانونی را کاهش دهند.

در این حالت در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا می توان گفت که بین مدیریت سود  و خوانایی گزارشهای مالی صنایع رابطه منفی معناداری وجود دارد و خوانایی گزارش های تحلیل گران سبب کاهش عدم اطمینان پیش بینی سود و افزایش آن می شود. شرکت های دارای گزارش های مالی پیچیده تر، هزینه بدهی بیشتری را نیز متحمل می شوند. علاوه بر این تأثیر کیفیت افشاء مالی را بر نگهداری سهام سرمایه گذاران در صنعت خاص دارند. در این حالت سرمایه گذاران خرد مایل اند که در صنایع با گزارش سالانه خواناتر سرمایه گذاری نمایند. همچنین خوانایی گزارشهای تحلیل گران منجر به افزایش حجم معاملات سرمایه گذاران می شود. در صنایع دارای گزارش های مالی با خوانایی کمتر، پراکندگی پیشبینی سود تحلیل گران بیشتر و صحت پیش بینی پایین تر است، همچنین تأثیر خوانایی گزارشگری مالی را بر یک صنعت خاص و پایداری سود سبب واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران در بازار سرمایه می گردد. همچنین اندازه گیری خوانایی در نهایت سبب می­شود که گزارش های مالی صنایع مدیا که دارای سودهای کمتری هستند، پیچیدگی بیشتری دارد(سیتو[۷] و همکاران، ۲۰۱۹).

مفهوم مهم دیگر اثرگذار بر رویکردهای نوین در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا در محاسبات مدیریت سود برای مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا  این صنعت به ماهیت محافظه کارانه سود بازمی‌گردد ماهیت محافظه کارانه سود یکی از عناصر بسیار کلاسیک جهت انتخاب سرمایه‌گذاران برای یک صنعت خاص بوده ۱۹۶۰ باز می‌گردد در آن دوره کمیسیون بورس اوراق بهادار ایالات متحده در نظر گرفت سود را به عنوان شاخص اصلی ارائه دهنده اعتماد به شرکت‌های سهامی معرفی نماید و کلیه شرکتهای سهامی موظف بودند شاخص سود را در کنارش آسایش شاخص‌ها در اختیار کارگزاران و همچنین سرمایه‌گذاران بازار بورس قرار داده و تا در دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۱۰ به بعد محاسبه محافظه کارانه سود یکی از عناصر بسیار مهم در محاسبات مدیریت سود  قرار گرفت.

رویکردهای نوین مدیریت سود  در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا سعی می نمایند ماهیت محافظه‌کاران سود را به عنوان یکی از عناصر شبیه‌سازی اصلی خروجی درآمد خود مورد توجه توجه قرار دهند علت انتخاب کلمه ماهیت محافظه‌کاران سود در این موضوع نهفته است که ارائه سود واقعی شرکت به سرمایه‌گذاران ممکن است نوعی ترس و یا نوعی تشویق ایجاد نماید لذا همواره محاسبات مدیریت مالی به گونه‌ای شکل می‌گیرد که سر نماید حاشیه سود مرتبط با صنعت خلاق خود را در جهت نیازهای بازار قرار دهد و ممکن است در برخی اوقات صنایع برای ارائه سود خود المان های غیر شفافی را مورد بررسی قرار داده و در محاسبات سود خود جهت کمتر نشان دادن آن ارائه دهند.

از سوی دیگر در برخی نقاط برای خلق شفافیت اطلاعاتی این موضوع بیشتر مورد توجه بود آن را می‌توان زمانی دانست که شرکت‌ها جهت دوری از ارائه مالیات های گسترده به دولتهای فدرال دولت‌های ملی یا حاکمیت های مرتبط با قرارگیری شرکت در آن خاک اقدام به ارائه سودی کمتر از مقادیر ایجاد شده می نماید به همین دلیل از کلمه محافظه کارانه برای سود استفاده شده در سند مورد بررسی ما این موضوع بسیار مهم است چرا که معرفی و یا بهتر گفته شود پیش بینی مقادیر بیش از حد سود برای پروژه در حال اجرا که نیمه عمر بسیار کوتاهی را خلق خواهد کرد می تواند در نهایت منجر به متضرر شدن در مقیاس بسیار گسترده برای شرکت مادر گردد(هسیئائو[۸] و همکاران، ۲۰۱۹).

علاوه بر در خصوص  مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا می توان گفت که این محاسبه کمتر از حد قابل بهینه سود برای شرکت شرکت هایی که در چنین پروژه های گسترده فعالیت می کنند در نهایت منجر به گریز سرمایه‌گذاران شده و این موضوع شاخص سودآوری آنها را تحت تاثیر قرار داده و به عبارتی قبل از آنکه پروژه نهایی صنعت به اتمام برسد بودجه مالی وی به دلیل عدم پیش بینی درست مقادیر آینده سود به اتمام خواهد رسید این موضوع در هر دو صورت سبب از بین رفتن توانایی رقابتی یک صنعت خاص مانند مدیا در بازار گسترده جهانی می‌شود این حالت به عنوان ماهیت محافظه کارانه سود مورد بحث قرار می‌گیرد به عبارتی صنعت ملی و باید بتواند سود را تا آنجا که می تواند با یک حالت محافظه کارانه گزارش و یا حتی تخمین بزند این موضوع سبب شده است که شبیه سازی های برنامه ریزی تحت تحویل حساسیت نرم‌افزارهای مختلف موضوع ماهیت محافظه‌کاران سود را به عنوان یکی از عناصر جدید و رویکردهای نوین در مدیریت سود  مورد توجه و تحلیل قرار دهد.

همچنین در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا می توان گفت که تغییرات بنیادین در صنعت مدیا، شرکت های فعال در این حوزه را برای تغییر در ساختارهای خود تحت فشار قرار داده است. ساختارهای سنتی که تا پیش از ظهور این تغییرات بر این صنعت تسلط داشتند، کارایی خود را از دست داده اند و دیگر سبب بروز خلاقیت در صنعت نمی شوند. ظهور بازیگران نوپا در آن که با هزینه های ناچیز، مخاطبان را جذب می کنند، سبب شده است شرکت های این حوزه با نوعی رقابت مواجه شوند که پیش از این تجربه نکرده بودند. شرکت های نوپا که غالب آنها با سرمایه های اندک و با تعداد کم کارکنان و متخصصان اداره می شوند و فعالیت های خود را با ابزارهای کم هزینه اما کار آمد دیجیتال، در بستر اینترنت انجام می دهند، الگویی کاملا متفاوت با شرکت های رسانه ای دارند. حضور این شرکت های کوچک سبب شده است محتواهای جدید، مخاطبان جدید و بازارهای این صنعت جدید ایجاد شوند که در نتیجه آن با نوعی تغییر اساسی و بنیادی در ماهیت بازار رسانه ها مواجه هستیم. این تغییرات از دو جنبه بر روی مقیاسهای  بزرگ و جا افتاده اثر می گذارند، که عبارتند از:

۱-یکی از نظر نیازهای فناورانه که بر اساس آن شرکت های رسانه ای همواره باید خود را با پیشرفت های روز همگام سازند تا پاسخگوي خواسته های متغیر مخاطبان خود باشند که تحلیل حساسیت برای محاسبات درآمدی را به عنوان یک رویکرد نوین ضروری ساخت.

۲-دوم از نظر الگوهای اداره سازمانی که طی آن رسانه ها باید از روش های کارآمد برای دستیابی به حداکثر ظرفیت کاری و استخراج بهینه منابع در دسترس خود استفاده کنند که نیاز به بهینه سازی مدیریت سود  با شبیه ساز های جدید را خلق کرد.

۳-حضور رقبای چابک که با کارکنان کم تعداد و متخصص اقدام به رقابت می کنند، سبب می شود که آنها با حداقل منابع و هزینه های جانبی فعالیت کنند و این امر، مسئله اقتصاد افراد فعال در مقیاس بزرگ این صنعت را دچار تهدید نماید و محاسبات درآمدی کلاسیک را برای این صنایع بی اثر نماید.

اثر شبکه ای در مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا

در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا افزایش نفوذ در بازار به شدت رقابتی مدیا که دستیابی به مزیت رقابتی، عامل تعیین کننده بقای صنعتها است،  مدیران این حوزه را مجاب کرده است که نیاز به رویکردهای نوین مدیریت سود  می باشد. در این حالت باید به شکل های جدیدی از شبیه سازی های درآمدی توجه کنند که بر پایه همکاری میان شرکت های گوناگون با اهداف مشترک برای دستیابی به مزیت رقابتی در چنین بازاری مبتنی است. در قالب چنین شراکتی، حتی رقبای پیشین نیز می توانند با یکدیگر همکاری کنند. این همکاری می تواند بر اساس صلاحیت های مکمل یا حتی صلاحیت های مشابهی شکل گیرد که منجر به تقویت آنها می شود. از این روی مفهومی به نام اثر شبکه ای در محاسبات مالی این صنعت وارد شد. این نوع اثر در نرم افزار MATLAB قابل شبیه سازی بود. از سوی دیگر بخش های فعال در این صنعت باید ساختار درونی خود را برای موفقیت در ایجاد ارزش مورد انتظار مشتری تغییر دهند و هماهنگ کنند. در چنین شرایطی، هدف آنها باید به دست آوردن رهبری بازار باشد. لازمه این رهبری، برخورداری از دو عنصر تنوع محصول و جهانی شدن است که در آن رشد بالقوه به دست می آید، که نیاز به محاسبات نوین درآمدی را ضروری می ساخت(لان و لیو[۹]، ۲۰۱۹).

از سوی دیگر، در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا به موازات ساختار سازمانی فعالیت های عملیاتی باید با الزامات بازار نیز هماهنگ شوند. بازار رقابتی این صنعت در حال تغییر اساسی است و سادگی دسترسی به محتوا از طریق این فناوری ها سبب شده است که صنایع در این بخش خود را به شدت تحت فشار زمانی برای تولید و توزیع محصول مورد تقاضای مشتریان قرار دهند، از سوی دیگر، سادگی ورود به بازار رسانه که این نیز ارمغان فناوری های نوین است، تولید محصول مدیا را آسان کرده است و در نتیجه، نه تنها شرکت های مدیا متعددی وارد بازار شده اند، بلکه کاربران هم خود به نوعی تولید کننده مدیا تبدیل شده اند و این سبب شده است، بخش های مختلف این صنعت پا به دوره ای بسیار دشوار در صنعت رسانه بگذارند که با اطمینان خاطر و ثبات سنتی بازار رسانه به طور کامل متفاوت است. این موضوع سبب استفاده از اثر شبکه ای در محاسبات مدیریت مالی این شرکت ها شده است.

برای توضیح بیشتر می توان گفت که این صنعت براساس رویکرد سازمان های کارا فرایندهای کارا را به اجرا در می آورد و از سوی دیگر، قوانین موفقیت جدید به دلیل رخداد فناوری های ارتباطی موضوع اثر شبکه ای را به عنوان یک عنصر مهم در محاسبات مدیریت سود  مورد توجه قرار داده است(وو[۱۰] و همکاران، ۲۰۱۹)

نظریه های مطرح در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا

در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا برخی نظریه های نوین مطرح شده است که عبارتند از لان و لیو ۲۰۱۹ در مطالعه خود نشان داد که صنعت مدیا معمولا تحت تاثیر ساختارهای متفاوت قرار دارد و بهینه ترین مقادیر مرتبط با درآمد در آنها معمولا با بهبود سطوح سیاست های تعیین و تحت شبیه سازی قابل دستیابی خواهد بود. سایتو و همکاران ۲۰۱۹ استناد کرد که کاربری های مرتبط با صنایع مدیا برگرفته از اصول مدیریت هتل داری خواهد بود و این رویکرد می تواند برای محاسبات نسبت به مدیریت سود  در صنایع با ارزش افزوده مانند صنایع مدیا به کار رود.هسیئائو و همکاران ۲۰۱۹ نشان داد که صنایع مدیا در کنار صنایع مد براساس مدل های درآمدی شبیه سازی شده سودآوری در سطوح بالاتری را تجربه خواهند کرد.

در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا کومروسکی و همکاران ۲۰۱۸ استدلال کردند که تحلیل داده های مرتبط با توئیتر به عنوان یکی از بخش های مهم صنعت مدیا معمولا سطوح و تغییرات مدیریت سود  را نشان می دهد. جانتونن و همکاران ۲۰۱۸ استدلال کرد که قابلیت های پویای ایجاد شده تغییرات عملیاتی معمولا قدرت بالایی در تنظیم صنایع مدیا و شاخص های مرتبط با درآمد خواهد داشت.

در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا گارسیا و همکاران ۲۰۱۹ نشان داد که می توان با تحلیل بخشی و مقطعی صنعت مدیا را از نظر مدیریت سود  و سیاست های بوجه بندی مورد تحلیل قرار داد. در خصوص مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا وو و همکاران ۲۰۱۹ به این نتیجه رسیدئند که صنایع مدیا در چین معمولا تحت تاثیر خلق ارزش افزوده صنعتی قرار داند و این مقادیر ارزش افزوده نیاز به بازبینی در روش های محاسبه مدیریت سود  خواهد داشت.

منابع مرتبط با مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا

زیرنویس مرتبط با مبانی نظری مدیریت سود در صنعت مدیا

[۱]Saito

[۲]

[۳] Del Barrio

[۴] Komorowski

[۵] Jantunen

[۶] Jantunen

[۷]Saito

[۸]

[۹] Lan & Liu

[۱۰] Wu

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.