مفهوم رهبری دانش |مطالعات ISI و علمی و پژوهشی


در حال بارگذاری
۲۸ شهریور ۱۳۹۹
۱۰,۰۰۰ تومان
خرید

مفهوم رهبری دانش

مفهوم رهبری دانش | تاریخ به روز رسانی ۱۳۹۹/۰۹/۰۶ | ساعت : ۱۲:۳۶

مفهوم رهبری دانش

رهبری دانش به عنوان فعالیتی که دانش جدید را جهت ایجاد، استخراج، تسهیم و به کار‌گیری به شیوه‌ای که باعث ایجاد تغییر در نتایج و طرز تفکر می‌شود تعریف شده است. سازمان با افزایش سطح رهبری دانش گرا، اقدامات مدیریت دانش بیشتری را توسعه می‌دهد که به نوبه خود بر عملکرد نوآوری تأثیر مثبت خواهد گذاشت (دهقانی و همکاران، ۱۳۹۷). رهبری دانش مرتبط به رهبران رسمی می باشد، که دارای اقتدار غیررسمی هستند. این رهبران ممکن است جایگاهی همراه با اقتدار رسمی نیز داشته باشند(تفرشی و همکاران، ۱۳۹۶). رهبری دانش مؤثر می‌تواند به ایجاد مکانیسم‌هایی برای پاسخگویی و کنترل منجر شود.  این نوع رهبری به اشتراک‌گذاری، یکپارچه‌سازی و مدیریت دانش مشتری کمک کند (صنوبر و همکاران، ۱۳۹۵). اصل بر این است که رفتار رهبری دانش باید شامل جستجو و کسب اطلاعات مؤثر بر عملکرد و استفاده از آن‌ها باشد (صنوبر و همکاران، ۱۳۹۵).

رهبری دانش حاکی از تغییر چشمگیر چالش‌های فراروی مدیران در راستای ارزش‌آفرینی برای سازمان می‌باشد. امروزه چالش اصلی مدیران، افزایش دانایی و ارتقای کارایی کارکنان سازمان است. رهبری دانش میکوشد دانشی را که کارکنان تولید می‌کنند، تقویت نماید. رهبری دانش در سازمان سبب افزایش ارزش بازاری سازمان می‌گردد (صنوبر و همکاران، ۱۳۹۵).

 ارتباطات و انتظارات

ارتباطات برای رهبران دانش جهت نشان دادن شفاف انتظارات اعضای تیم از کارشان ضروری است، ضمن اینکه موانع ارتباطی را نیز حذف می‌کند. رهبری دانش مسئول مرتبط کردن موانع طبیعی به اشتراک دانش هستند. این امر ضرورت مدیریت دانش است. به دلیل نقش‌هایی که رهبری دانش ایفا می‌کنند، تأثیری قابل توجه بر فعالیت‌های اشتراک دانش در تیم‌هایشان دارند. آن‌ها دانشی با کیفیت را بسط می‌دهند که عملی و عملکرد محور بوده و می‌تواند توسط درس‌های آموخته شده ایجاد شود، آن‌ها شرایطی را خلق می‌کنند که پیروانشان را قادر به دسترسی ساده به دانش مربوطه می‌سازد. رهبری دانش به دنبال تمرکز بر مسائل روابط اجتماعی در بستر مبتنی بر رابطه است. در یک بستر مبتنی بر رابطه، رهبری دانش یک فرایند رابطه‌ای بین رهبران و پیروان است(تفرشی و همکاران، ۱۳۹۶).

برای اثربخش بودن رهبری دانش، رهبران دانش به بهبود جو تیم برای برانگیختن و ترغیب پیروانشان برای بهترین‌ها متعهد می‌شوند. رهبری دانش اثری قابل توجه بر فعالیت‌های مدیریت دانش دارند. در این حالت از رهبری دانش برای ایجاد فضای اعتماد در جایی که اکتساب و به اشتراک‌گذاری دانش تشویق و موردتقاضاست، استفاده می شود. برای رهبری دانش عوامل اجتماعی و رابطه‌ای برای یادگیری و مدیریت دانش ضروری هستند(ژانگ و چنگ، ۲۰۱۵).

مفهوم رهبری رسمی و غیررسمی

رهبران رسمی از جمله رهبران غیررسمی رهبری را به عنوان رتبه با عنوانی در فرآیند توسعه شغلی می‌دانند. با این حال، آن‌ها به عنوان مربیان با مشاورانی فعالیت می‌کنند که انرژی تجمعی مسئول ایجاد با اشتراک دانش و سرمایه ذهنی را می‌سازند؛ بنابراین به منظور بررسی رهبری دانش، سه بعد مطرح شده توسط ژانگ و چنگ (۲۰۱۵) شامل:

۱- درک اهمیت حمایت از تسهیم دانش.

۲-تلاش در جهت کسب دانش و نشان دادن برتری در رهبری دانش.

۳- مشارکت توأم با صداقت.

رهبری دانش نقش مهمی را در ارتقای دانش سازمانی، جذب و انتقال آن، عملکرد سازمانی، اثربخشی سازمانی ایفا می کند. رهبری دانش سبب یادگیری سازمانی، فرهنگ‌سازمانی، ایجاد بینش و مدیریت دانش و اطلاعات می گردد. چرا که کسب دانش جدید به چگونگی تحول سازمان‌ها و فعالیت‌های رهبری بستگی دارد و موجب سازگاری با تغییر شرایط سازمانی مرتبط است (لینا و استا، ۲۰۱۲).

 عنصر بهبود بهره وری

رهبری دانش موجب بهره‌وری بیشتر از سرمایه‌های انسانی، تشخیص کمبودها (خلأها) در دانش سازمانی می گردد(فتحی و همکاران، ۱۳۹۵). رهبری دانش یک ابزار ضروری است که از آمیزه‌ای از سبک‌های رهبری تحول‌آفرین و کارآفرین در کنار مؤلفه‌های ارتباطی و انگیزشی بهره می‌گیرد(دهقانی و همکاران، ۱۳۹۷: ۴۵و۴۶). این نوع رهبری سازمانی برای سازمان‌های دولتی به منظور بهبود عملکرد نوآوری آن‌ها از طریق توسعه و پیاده‌سازی کارا و مؤثر ابتکارات تسهیم دانش ضروری است(موسوی داودی و همکاران، ۱۳۹۵).

علاوه بر این، رهبری دانش باید به جای ترویج رفتارهای منفی که انتقال، به اشتراک‌گذاری و به کارگیری دانش را به خطر می‌اندازند از اقدامات مدیریت دانش، کارکنان خود را تقدیر کرده و به آن‌ها پاداش دهند. رهبری دانش، باید نقش برجسته‌ای در سازمان به منظور دستیابی به اهداف آموزشی داشته باشد تا کارکنان بتوانند فرصت‌های نوآوری را درک و استفاده کنند. رهبری دانشی باید اطلاع‌رسانی شفاف در خصوص انتظارات نقش از کارمندان دانشی و اهداف شرکتی و ارائه مؤلفه‌های انگیزشی را در دستور کار خود قرار دهد(دهقانی و همکاران، ۱۳۹۷).

عناصر مرتبط با متغیر

نقش رهبری دانش ترویج یک دیدگاه فرهنگی مثبت نسبت به کسب و به اشتراک‌گذاری دانش است. به‌طوری‌که یادگیری مداوم را ارج نهاده و تجربه، تخصص، و نوآوری را جایگزین سلسله‌مراتب سازمانی نماید. رهبری دانش عبارت است از یک کاتالیزور برای ایجاد فرهنگ حامی به اشتراک‌گذاری دانش. رهبری دانش براساس این تعریف شامل چند عنصر است(صنوبر و همکاران، ۱۳۹۵). این عناصر عبارتند از:

۱- تسهیل انتقال.

۲-ذخیره‌سازی.

۳-حفظ دانش مشتری.

۴-سیستم‌های یادگیری.

مفهوم رهبری دانش یک قابلیت اساسی برای موفقیت سازمان ها

رهبری دانش. قابلیت اساسی هستند که سازمان‌ها برای موفقیت در کسب‌وکار باید آن‌ها را دارا باشند. از این رو امروزه سازمان‌ها در سراسر جهان به ایجاد و ارزیابی برنامه‌های توسعه رهبری دانش و ابتکارات مدیریت دانش خود رو آورده‌اند(صنوبر و همکاران، ۱۳۹۵).

رهبری دانش. فرایندی اجتماعی است که طی آن رهبران، دیگر اعضای سازمان را در روندهای یادگیری پشتیبانی می‌کنند. این شکل از رهبری، به عنوان هرگونه نگرش با عملکرد خواه ضمنی خواه آشکار تعریف شده است. رهبری دانش می تواند به تولید، استخراج، اشتراک دانش جدید را ترغیب نماید. رهبری دانش موجب بهبود تفکر گروهی و فعالیت‌های مشترک می‌گردد. رهبری دانش فردی، فرهنگی اشتراک دانش سازمانی را فراهم می‌آورد. این مفهوم موجب سهولت ذخیره‌سازی و انتقال دانش می شود. رهبری دانش نظامی را به وجود می‌آورد که از آن طریق امکان یادگیری متقابل افراد در سازمان میسر می‌گردد (درخشان و همکاران، ۱۳۹۵).

مبانی نظری رهبری دانش

سادات قیومی و همکاران (۱۳۹۹). در نظریه خود به بررسی رابطه وضعیت رهبری و رهبری دانش پرداختند. این محققین اثبات کردند که وضعیت رهبری بر رهبری دانش اثرگذار است. به عبارتی با استفاده از متغیر وضعیت رهبری می توان سطح رهبری دانش را نیز تحت تاثیر قرار داد. زمانی سطح هر یک از متغیرهای بیان شده  تغییر می کند می توان انتظار داشت که سطح رهبری دانش نیز تغییر خواهد کرد.

افروز و همکاران سال ۱۳۹۷. در نظریه خود ارتباط بین متغیرهای تعمیق یادگیری و رهبری دانش را اثبات کردند. این محققین دریافتند که متغیر تعمیق یادگیری می تواند بر سطح رهبری دانش اثرگذار باشند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند. که وقتی سطح متغیر تعمیق یادگیری دچار تغییر شود، احتمال تغییر در سطح متغیر رهبری دانش نیز وجود دارد.

دهقانی در رهبری دانش

دهقانی سلطانی و همکاران در سال ۱۳۹۷. در نظریه خود اثبات کردند که رهبری دانش می تواند تحت تاثیر ارزش های سازمانی، عملکرد نوآوری و تسهیم دانش قرار گیرد. به عبارتی رهبری دانش معمولا با تغییراتی که در متغیرهای ارزش های سازمانی، عملکرد نوآوری و تسهیم دانش ایجاد می شود، دچار تغییر می شود. زمانی که سازمان در نظر داشته باشه سطح رهبری دانش را تغییر دهد، پیشنهاد می شود که ابتدا سطوح مرتبط با متغیرهای ارزش های سازمانی، عملکرد نوآوری و تسهیم دانش را تغییر دهد.

درخشان و همکاران در سال ۱۳۹۷. استدلال کردند که زمانی می توان رهبری دانش را بهبود داد که به متغیرهای فرهنگ یادگیری مشارکتی و انتقال آموزش توجه شود. زمانی یک سازمان به متغیرهای فرهنگ یادگیری مشارکتی و انتقال آموزش توجه می کند، معمولا سطح رهبری دانش دچار تغییر می شود. اگر تغییرات ایجاد شده در متغیرهای فرهنگ یادگیری مشارکتی و انتقال آموزش مثبت باشد معمولا سطح رهبری دانش بهبود می یابد. همچنین این محققین پس از ارایه نظرات خود پیشنهاد دادند که با بهبود رهبری دانش می توان بهبود را در فرهنگ یادگیری مشارکتی. و انتقال آموزش نیز مشاهده کرد.

محمدی شهرودی در رهبری دانش

محمدی شهرودی و همکاران در سال ۱۳۹۷. در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که متغیر رهبری دانش از متغیرهای ادراک کارکنان، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی تاثیر می پذیرد. به این صورت که سطح تغییرات متغیرهای ادراک کارکنان، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی می تواند در سطح رهبری دانش تغییر ایجاد نماید. از سوی دیگر این مطالعه پیشنهاد کرد که برای بهبود در سطح رهبری دانش به نظر می رسد بهبودهایی در سطح متغیرهای ادراک کارکنان، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی می تواند مفید باشد.

تفرشی و همکاران در سال ۱۳۹۶. اثبات کردند که با تغییر در سطح متغیرهای سرمایه اجتماعی، سرعت نوآوری و تسهیم دانش می توان سطح متغیر رهبری دانش را تحت تاثیر قرار داد. به عبارتی تغییرات متغیر رهبری دانش تحت تاثیر مولفه هایی قرار دارد. این مولفه ها عبارتند از:

۱- سرمایه اجتماعی.

۲- سرعت نوآوری.

۳- تسهیم دانش.

سلیمانی و همکاران

سلیمانی و همکاران در سال ۱۳۹۶. در نظریه خود یک رابطه معنی دار بین رهبری دانش و متغیرهای نفوذ اقتصادی، دانش اطلاعاتی- امنیتی و آفاق امنیت یافتند. به عبارتی این محققین اثبات کردند زمانی که سطح متغیرهای نفوذ اقتصادی، دانش اطلاعاتی- امنیتی و آفاق امنیت دچار تغییر می شود، آنگاه می توان انتظار داشت که سطح متغیر رهبری دانش نیز دچار تغییر شود. همچنین زمانی که متغیرهای نفوذ اقتصادی، دانش اطلاعاتی- امنیتی و آفاق امنیت می توانند به گونه ای برنامه ریزی شوند که در جهت تقویت رهبری دانش اقدام نمایند.

عقیقی و سهرابی (۱۳۹۶). این استدلال را داشتند که تغییرات در سطح متغیرهای نوآوری و آفاق علوم انسانی می تواند بر تغییر در سطح رهبری دانش اثرگذار باشد. به عبارتی زمانی که سطح متغیرهای نوآوری و آفاق علوم انسانی دچار بهبود شود، این انتظار وجود دارد که متغیر رهبری دانش نیز تغییر کند. در صورتی که رابطه متغیرهای نوآوری و آفاق علوم انسانی با متغیر رهبری دانش. همسو و همجهت باشد می توان انتظار داشت که سطح متغیر رهبری دانش با بهبود سطح متغیرهای ارایه شده در تحقیق، بهبود یابد.

فتحی

فتحی و همکاران (۱۳۹۵). اشاره کردند که رهبری دانش تحت تاثیر متغیرهای دیگر در یک سازمان قرار می گیرد. زمانی که سطح متغیر توانایی جذب دانش در سازمان تغییر می کند، آنگاه سطح متغیر رهبری دانش نیز تغییر می کند. همچنین متغیر توانایی جذب دانش اثرگذاری خود را بر روی متغیر رهبری دانش براساس همسو بودن یا ناهمسو بودن اعمال می کند. زمانی که نتایج مطالعه نشان دهد، متغیر توانایی جذب دانش ارتباط همسویی را با متغیر رهبری دانش دارند، آنگاه می توان گفت که تغییرات آنها سبب تغییرات مثبت در سطح رهبری دانش می شود.

صنوبر و همکاران (۱۳۹۵). در مطالعه خود ارتباط متغیرهای مدیریت دانش مشتری و رهبری دانش را تحت آزمون قرار دادند. آنها نشان دادند که متغیر رهبری دانش در نهایت تحت تغییرات متغیر مدیریت دانش مشتری می تواند تغییر نماید. این تغییرات با توجه به نتایج حاصل از تحقیق می تواند هم جهت یا غیر همجهت باشد. زمانی که سطح متغیر مدیریت دانش مشتری در سازمان هم جهت با رهبری دانش باشند، می توان انتظار داشت که با افزایش سطح آنها سطح متغیر رهبری دانش نیز بهبود یابد و با کاهش سطح آنها سطح متغیر رهبری دانش کاهش یابد.

کشاورز و همکاران (۱۳۹۵) در بهربی دانش

کشاورز و همکاران (۱۳۹۵). متغیرهای مدیریت سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی را در ارتباط با رهبری دانش مورد بررسی قرار دادند. این محققین دریافتند که متغیرهای مدیریت سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی معمولا می توانند بر سطح رهبری دانش اثرگذار باشند. به این صورت که با تغییر در سطح مدیریت سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی. می توان انتظار داشت که سطح متغیر رهبری دانش نیز دچار تغییر شود. همچنین این محققین اثبات کردند که رهبری دانش در نهایت با تاثیر پذیری از متغیرهای مدیریت سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی می تواند در یک سازمان تغییراتی را ایجاد نماید.

صنوبر و همکاران (۱۳۹۴). اثبات کردند که متغیر سازمانی تحت تاثیر برخی از ابعاد سازمانی قرار می گیرد. این ابعاد عبارتند از:

۱-بهبود عملکرد سازمانی

۲-مدیریت دانش مشتری

این محققین اثبات کردند زمانی که هر یک از ابعاد بیان شده در سطح سازمان دچار تغییر شود، آنگاه می توان انتظار داشت که این تغییر با سطح مفهوم رهبری دانش در ارتباط باشد.

فتحی و همکاران

فتحی و همکاران در سال ۱۳۹۴. اثبات کردند که مفهوم رهبری دانش با متغیر توانایی جذب دانش ارتباط دارد.  این محققین اثبات کردند زمانی که متغیر توانایی جذب دانش دچار تغییر شود، به دلیل ارتباط با متغیر رهبری دانش آن را نیز دچار تغییر خواهد کرد. معمولا اثرات متغیر توانایی جذب دانش بر رهبری دانش هم جهت بوده و سبب تقویت رهبری دانش می شود.

فیض و جعفری (۱۳۹۳). در بررسی اثر متغیرهای سازمانی. در مفهوم رهبری دانش دریافتند که معمولا رهبری دانش می تواند تحت تاثیر متغیرهای ساختار جهان بینی و جو توسعه ای قرار گیرد. به صورتی که افزایش یا کاهش در سطح متغیرهای ساختار جهان بینی و جو توسعه ای معمولا سبب. تغییر در سطح رهبری دانش می شود. اگر این تغییرات همسو باشد با افزایش در مقدار متغیرهای اعلام شده معمولا سطح رهبری دانش نیز افزایش می یابد. اگر ارتباط بین متغیرها ناهمسو باشد آنگاه با افزایش متغیرهای مورد بررسی، سطح رهبری دانش کاهش خواهد یافت.

ظاردلان

اردلان و همکاران در سال ۱۳۹۱. اثبات کردند که. متغیرهای هوش سازمانی و اثربخشی سازمانی برمفهوم رهبری دانش اثرگذار هستند. این محققین اثبات کردند که متغیرهای هوش سازمانی و اثربخشی سازمانی می توانند. در یک سازمان بر میزان رهبری دانش اثرگذار باشند. همچنین ارتباط متغیر رهبری دانش با متغیرهای هوش سازمانی. و اثربخشی سازمانی در سازمان ممکن است همسو و یا غیر همسو باشد. این موضوع با توجه به نمونه آماری و ماهیت سازمانی که مورد بررسی قرار گرفته است ممکن است متفاوت باشد. اما در کل این محقین استدلال کردند که با تغییر در سطح متغیرهای هوش سازمانی و اثربخشی سازمانی می توان شاهد تغییر در سطح متغیر رهبری دانش بود.

نظریه لین و همکاران

لین و همکاران (۲۰۲۰) در نظریه خود به بررسی رابطه توانمندسازی رهبری و پنهان سازی دانش و رهبری دانش پرداختند. این محققین اثبات کردند که توانمندسازی رهبری و پنهان سازی دانش بر رهبری دانش اثرگذار است. به عبارتی با استفاده از متغیرهای توانمندسازی رهبری و پنهان سازی دانش می توان سطح رهبری دانش را نیز تحت تاثیر قرار داد. زمانی سطح هر یک از متغیرهای بیان شده  تغییر می کند می توان انتظار داشت که سطح رهبری دانش نیز تغییر خواهد کرد.

علی و همکاران در سال۲۰۲۰ در نظریه خود ارتباط بین متغیرهای روشهای اطلاع رسانی دانش، مهارتهای رهبری، مدیریت کشنده و رهبری دانش را اثبات کردند. این محققین دریافتند که متغیرهای روشهای اطلاع رسانی دانش، مهارتهای رهبری و مدیریت کشنده می توانند بر سطح رهبری دانش اثرگذار باشند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی سطح متغیرهای روشهای اطلاع رسانی دانش، مهارتهای رهبری و مدیریت کشنده دچار تغییر شود، احتمال تغییر در سطح متغیر رهبری دانش نیز وجود دارد.

نظریه اگری و همکاران

اگری و همکاران در سال ۲۰۲۰ در نظریه خود اثبات کردند که رهبری دانش می تواند تحت تاثیر ارزش های حرفه ای، شایستگی، پیش بینی کننده رشد و پیشرفت شغلی قرار گیرد. به عبارتی رهبری دانش معمولا با تغییراتی که در متغیرهای ارزش های حرفه ای، شایستگی، پیش بینی کننده رشد و پیشرفت شغلی ایجاد می شود، دچار تغییر می شود. زمانی که سازمان در نظر داشته باشه سطح رهبری دانش را تغییر دهد، پیشنهاد می شود که ابتدا سطوح مرتبط با متغیرهای ارزش های حرفه ای، شایستگی، پیش بینی کننده رشد و پیشرفت شغلی را تغییر دهد.

ژنگ و گیو در سال ۲۰۱۹ اثبات کردند که با تغییر در سطح متغیرهای تنوع دانش وسیستم حافظه غیرفعال می توان سطح متغیر رهبری دانش را تحت تاثیر قرار داد. به عبارتی تغییرات متغیر عملکرد در یک سازمان تحت تاثیر مولفه هایی قرار دارد. این مولفه ها عبارتند از:

۱- تنوع دانش

۲- سیستم حافظه غیرفعال

دینگ و همکاران

دینگ و همکاران در سال ۲۰۱۹ استدلال کردند که زمانی می توان رهبری دانش را بهبود داد که به متغیرهای مدیریت دانش و عملکرد نوآوری توجه شود. زمانی یک سازمان به متغیرهای مدیریت دانش و عملکرد نوآوری توجه می کند، معمولا سطح رهبری دانش دچار تغییر می شود. اگر تغییرات ایجاد شده در متغیرهای مدیریت دانش و عملکرد نوآوری مثبت باشد معمولا سطح رهبری دانش بهبود می یابد. همچنین این محققین پس از ارایه نظرات خود پیشنهاد دادند که با استفاده از رهبری دانش در سازمان مدیریت دانش و عملکرد نوآوری بهبود می یابد.

جد و همکاران در سال ۲۰۱۹ در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که متغیر رهبری دانش از متغیر شیوه های مدیریت دانش تاثیر می پذیرد. به این صورت که سطح تغییرات متغیر شیوه های مدیریت دانش می تواند در سطح رهبری دانش تغییر ایجاد نماید. از سوی دیگر این مطالعه پیشنهاد کرد که برای بهبود در سطح رهبری دانش به نظر می رسد بهبودهایی در سطح متغیر شیوه های مدیریت دانش می تواند مفید باشد.

دنیلز و همکاران

دنیلز و همکاران در سال ۲۰۱۹ در نظریه خود یک رابطه معنی دار بین رهبری دانش و متغیرهای پیشرفت رهبری و محیط های آموزشی یافتند. به عبارتی این محققین اثبات کردند زمانی که سطح متغیرهای پیشرفت رهبری و محیط های آموزشی دچار تغییر می شود، آنگاه می توان انتظار داشت که سطح متغیر رهبری دانش نیز دچار تغییر شود. همچنین زمانی که متغیرهای پیشرفت رهبری و محیط های آموزشی می توانند به گونه ای برنامه ریزی شوند که در جهت تقویت رهبری دانش اقدام نمایند.

جد و همکاران (۲۰۱۷) این استدلال را داشتند که تغییرات در سطح متغیر شیوه های مدیریت دانش می تواند بر تغییر در سطح رهبری دانش اثرگذار باشد. به عبارتی زمانی که سطح متغیر شیوه های مدیریت دانش دچار بهبود شود، این انتظار وجود دارد که متغیر رهبری دانش نیز تغییر کند. در صورتی که رابطه متغیر های شیوه های مدیریت دانش با متغیر رهبری دانش همسو و همجهت باشد می توان انتظار داشت که سطح متغیر رهبری دانش با بهبود سطح متغیرهای ارایه شده در تحقیق، بهبود یابد.

مابی و نیولدز

مابی و نیولدز(۲۰۱۵) اشاره کردند که رهبری دانش تحت تاثیر متغیرهای دیگر در یک سازمان قرار می گیرد. زمانی که سطح متغیرهای در سازمان تغییر می کند، آنگاه سطح متغیر رهبری دانش نیز تغییر می کند. همچنین متغیر شبکه های جهانی اثرگذاری خود را بر روی متغیر رهبری دانش براساس همسو بودن یا ناهمسو بودن اعمال می کند. زمانی که نتایج مطالعه نشان دهد، متغیرشبکه های جهانی ارتباط همسویی را با متغیر رهبری دانش دارد، آنگاه می توان گفت که تغییرات آن سبب تغیرات مثبت در سطح عملکردسازمانی می شود.

دونات و پالو (۲۰۱۵) در مطالعه خود ارتباط متغیرهای شیوه های مدیریت دانش، نوآوری و رهبری دانش را تحت آزمون قرار دادند. آنها نشان دادند که متغیر رهبری دانش در نهایت تحت تغییرات متغیرهای شیوه های مدیریت دانش و نوآوری می تواند تغییر نماید. این تغییرات با توجه به نتایج حاصل از تحقیق می تواند هم جهت یا غیر همجهت باشد. زمانی که سطح متغیرهای شیوه های مدیریت دانش و نوآوری در سازمان هم جهت با رهبری دانش باشند، می توان انتظار داشت که با افزایش سطح آنها سطح متغیر رهبری دانش نیز بهبود یابد و با کاهش سطح آنها سطح متغیر رهبری دانش کاهش یابد.

ویو و چن

ویو و چن (۲۰۱۵) اثبات کردند که متغیر سازمانی تحت تاثیر برخی از ابعاد سازمانی قرار می گیرد. این ابعاد عبارتند از:

۱-قرارداد روانشناختی

۲-توانمندسازی رهبری

۳-تبادل دانش

۴- عملکرد خدمات

این محققین اثبات کردند زمانی که هر یک از ابعاد بیان شده در سطح سازمان دچار تغییر شود، آنگاه می توان انتظار داشت که این تغییر با سطح رهبری دانش در ارتباط باشد.

مفهوم رهبری دانش

برینت و همکاران(۲۰۱۵) متغیر دانش اکولوژیکی را در ارتباط با مفهوم رهبری دانش مورد بررسی قرار دادند. این محققین دریافتند که متغیر دانش اکولوژیکی معمولا می تواند بر سطح رهبری دانش در یک سازمان اثرگذار باشد. به این صورت که با تغییر در سطح دانش اکولوژیکی می توان انتظار داشت که سطح متغیر رهبری دانش نیز دچار تغییر شود. همچنین این محققین اثبات کردند که رهبری دانش در نهایت با تاثیر پذیری از متغیر دانش اکولوژیکی می تواند در یک سازمان تغییراتی را ایجاد نماید.

بیت و همکاران در سال ۲۰۱۵ اثبات کردند که مفهوم رهبری دانش با متغیرهای سرعت و یادگیری ارتباط دارد. این محققین اثبات کردند زمانی که متغیرهای سرعت و یادگیری دچار تغییر شوند، به دلیل ارتباط با متغیر رهبری دانش آن را نیز دچار تغییر خواهند کرد. معمولا اثرات متغیرهای سرعت و یادگیری بر رهبری دانش هم جهت بوده و سبب تقویت رهبری دانش می شود.

مفهوم رهبری دانش

مکی و ویلیز (۲۰۱۵)در بررسی اثر متغیرهای سازمانی در مفهوم رهبری دانش دریافتند که معمولا رهبری دانش می تواند تحت تاثیر متغیرهای پیشرفت، روابط عمومی و آموزش رهبری قرار گیرد. به صورتی که افزایش یا کاهش در سطح متغیرهای پیشرفت، روابط عمومی و آموزش رهبری معمولا سبب تغییر در سطح رهبری دانش می شود. اگر این تغییرات همسو باشد با افزایش در مقدار متغیرهای اعلام شده معمولا سطح رهبری دانش نیز افزایش می یابد. اگر ارتباط بین متغیرها ناهمسو باشد آنگاه با افزایش متغیرهای مورد بررسی، سطح رهبری دانش کاهش خواهد یافت.

یانگ و همکاران در سال ۲۰۱۴ اثبات کردند که متغیرهای عملکرد پروژه و عملکرد سازمانی بر رهبری دانش اثرگذار هستند. این محققین اثبات کردند که متغیرهای عملکرد پروژه و عملکرد سازمانی می توانند در یک سازمان بر میزان رهبری دانش اثرگذار باشند. همچنین ارتباط متغیر رهبری دانش با متغیرهای عملکرد پروژه و عملکرد سازمانی در سازمان ممکن است همسو و یا غیر همسو باشد. این موضوع با توجه به نمونه آماری و ماهیت سازمانی که مورد بررسی قرار گرفته است ممکن است متفاوت باشد. اما در کل این محققین استدلال کردند که با تغییر در سطح متغیرهای عملکرد پروژه و عملکرد سازمانی می توان شاهد تغییر در سطح متغیر رهبری دانش بود.

منابع

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.