مفهوم مدیریت دانش |مطالعات ISI و علمی و پژوهشی


در حال بارگذاری
۳۰ شهریور ۱۳۹۹
ورد قابل ویرایش
6 صفحه
۱۰,۰۰۰ تومان
خرید

مفهوم مدیریت دانش

مفهوم مدیریت دانش — تاریخ انتشار  ۱۳۹۹/۰۹/۱۹ | مورد به روز رسانی: اضافه کردن مبانی نظری فارسی | تعداد صفحات : ۶ صفحه

مفهوم مدیریت دانش

دانش یکی از محبوب ترین موضوعات قابل بحث در فلسفه کسب و کار در مدت بسیار طولانی می باشد. در این میان مدیریت دانش به عنوان عامل کلیدی برای تشخیص چنین مولفه هایی شناخته می شود. مدیریت دانش اطلاعات همراه با روابط علمی می باشد که به خلق محصول، کالا و همچنین خدمات منجر می شود(آکار و همکاران، ۲۰۱۷: ۷۰۴).

مدیریت دانش به صورت هنر تبدیل اطلاعات و دارایی های فکری به ارزش پایدار برای شرکت تعریف می شود. مدیریت دانش بنایی سنجیده، صریح و اصولی برای تجدید و استفاده از دانش در جهت افزایش تأثیر سرمایه دانش است. مدیریت دانش رشته ای علمی است که شیوه ای برخوردار از حمایت دو جانبه را برای استفاده از اطلاعات تشویق و تقویت می نماید. مدیریت دانش یک رشته علمی نسبتا جدید است، که در اواخر دهه ۱۹۸۰ به صورت رسمی تأسیس شد(کلوناری و فاسولی، ۲۰۱۷: ۱)

بررسی جنبه های مدیریت دانش برای دستیابی به نوآوری در شرکت ضروری است (شجاهت و همکاران، ۲۰۱۷: ۱ و ۲). در مدیریت دانش سازماندهی مفهومی عینی و خاص می یابد. نیاز به استفاده از نظام مدیریت دانش به عنوان یکی از مدل های نوین مدیریت ضروری مفهوم مدیریت دانشاست. اهمیت مدیریت دانش بر کسی پوشیده نیست(خسروی پور و همکاران، ۱۳۹۶: ۳۱۰).

اجرای مدیریت دانش برای رسیدن به کمال مطلوب، نیازمند تغییرات فراوان و معنادار در فرایند، زیرساخت ها است. بهبود مستمر مدیریت دانش بر پایه مراحل تکاملی و گام به گام شکل می گیرد، نه بر اساس نوآوری های ناگهانی(قلیچ لی و ابراهیمی، ۱۳۹۵: ۹۸).

جایگاه مدیریت دانش در سازمان

جایگاه مدیریت دانش در سازمان به عنوان بخشی از دانش سازمانی بسیار مهم شمرده می مفهوم مدیریت دانششود. دانش سازمانی بیشتر از دارایی های مادی تشکل شده است و ارزش اقتصادی دارد. دانش درون سازمانی در این حالت دارای چند جنبه است. این جنبه ها عبارتند از:

۱-سرمایه انسانی.

۲-سرمایه ارتباطی.

۳-سرمایه ساختاری سازمان.

این سه عنصر ارکان اصلی سازمان های دانش محور را تشکیل داده و بر میزان دارایی های مادی شرکت برتری دارند. مدیریت دانش امروزه به عنوان یک ماموریت مهم برای سازمان ها شناخته می شود. قدرت نرم شرکت های دانش بنیان یک مزیت رقابتی قابل قبول برای آنها به وجود می آورد که توسعه بازار، فروشندگان و مشتریان را به همراه خواهد داشت(آکار و همکاران، ۲۰۱۷: ۷۰۴).

عناصر مدیریت دانش

عناصر مفهوم دانش در ۷ دسته قابل بررسی می باشد. این ۷ دسته عبارتند از( قلیچ لی و ابراهیمی ،۱۳۹۵):

۱-رهبری مدیریت دانش.

این دسته، قابلیت رهبری سازمان را برای پاسخگویی به چالش های اقتصاد دانش بنیان ارزیابی می کند. رهبری مدیریت دانش، در زمینه سیاست های مدیریت دانش و راهبردهای به کار گرفته شده در سازمان، ارزیابی می شود.

۲-فرآیند.

این دسته چگونگی استفاده از دانش در مدیریت، اجرا و بهبود فرآیندهای کاری اصلی سازمان را ارزیابی می کند. همچنین ارزیابی می کند که سازمان دائما به چه میزان فرآیندهای کاری خود را برای رسیدن به عملکرد بهتر ارزیابی می کند و بهبود می بخشد.

۳-افراد.

در این دسته، توانایی سازمان برای ایجاد و حفظ یک فرهنگ دانشی و یادگیری آن ارزیابی می شود. تلاشهای سازمان برای تشویق به تسهیم دانش و تشریک مساعی، ارزیابی می شود؛ همچنین توسعه کارکنان دانشی نیز ارزیابی می شود.

۴-فناوری

توانایی سازمان برای توسعه و اجرای راه حل های دانش محور مانند ابزارهای تشریک مساعی و سیستم های مدیریت محتوا.

۵-فرآیندهای دانشی.

توانایی سازمان برای شناسایی، خلق، ذخیره، تسهیم و به کارگیری نظام مند دانش، ارزیابی می شود.

۶-یادگیری و نوآوری.

این دسته، توانایی سازمان برای تشویق، پشتیبانی و تقویت یادگیری و نوآوری از طریق فرآیندهای نظام مند دانشی را تعیین می کند. همچنین تلاش های مدیریت برای نهادینه کردن ارزش های یادگیری و نوآوری و فراهم کردن مشوق ها برای تسهیم دانش ارزیابی می شوند.

۷-نتایج مدیریت دانش.

این دسته، توانایی سازمان را برای بهبود ارزش تولید شده برای مشتری، با محصولات و خدمات جدید و بهبودیافته اندازه گیری می کند، همچنین توانایی سازمان برای افزایش بهره وری، کیفیت، سودآوری و حفظ روند رشد با استفاده اثربخش از منابع و درنتیجه یادگیری و نوآوری را ارزیابی می کند.

مبانی نظری مدیریت دانش در مطالعات ایرانی

مفهوم مدیریت دانشعاقل و عاقل در سال ۱۳۹۸ در نظریه خود در خصوص مفهوم مدیریت دانش به بررسی رابطه ابعاد توانمندسازی و مدیریت دانش پرداختند. این محققین اثبات کردند که ابعاد توانمندسازی بر مدیریت دانش اثرگذار است. به عبارتی با استفاده از متغیر ابعاد توانمندسازی می توان سطح مدیریت دانش را تحت تاثیر قرار داد. زمانی که سطح متغیر بیان شده  تغییر کند، می توان انتظار داشت که سطح مدیریت دانش نیز تغییر کند.

رشید و پاشایی هولاسو در سال ۱۳۹۸ در نظریه خود ارتباط بین متغیرهای فرهنگ دفاع مقدس را با مدیریت دانش اثبات کردند. این محققین دریافتند که متغیر فرهنگ دفاع مقدس می تواند بر سطح مدیریت دانش اثرگذار باشد. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی سطح متغیر فرهنگ دفاع مقدس دچار تغییر شود، احتمال تغییر در سطح متغیر مدیریت دانش نیز وجود دارد.

عامل ریاضت کش در سال ۱۳۹۷ در نظریه خود اثبات کردند که مدیریت دانش می تواند تحت تاثیراخلاق حرفه ای قرار گیرد. به عبارتی مدیریت دانش معمولا با تغییراتی که در متغیر تاثیراخلاق حرفه ای ایجاد می شود، تغییر می کند. پیشنهاد می شود برای تغییر در سطح مدیریت دانش ابتدا سطوح مرتبط با متغیر تاثیراخلاق حرفه ای را تغییر داد.

مطالعه طاهری و عزیزی در سال ۱۳۹۷

طاهری و عزیزی در سال ۱۳۹۷ اثبات کردند که با تغییر در سطح متغیرهای نوآوری سازمانی، نوآوری تکنولوژیکی و عملکرد شرکت می توان سطح متغیر مدیریت دانش را تحت تاثیر قرار داد. به عبارتی تغییرات متغیر مدیریت دانش تحت تاثیر مولفه هایی قرار دارد. این مولفه ها عبارتند از:

۱- نوآوری سازمانی

۲- نوآوری تکنولوژیکی

۳- عملکرد شرکت

غفاری در سال ۱۳۹۷ استدلال کرد که زمانی می توان مدیریت دانش را بهبود داد که به متغیر فناوری اطلاعات توجه شود. زمانی یک سازمان به متغیر فناوری اطلاعات توجه می کند، معمولا سطح مدیریت دانش دچار تغییر می شود. اگر تغییرات ایجاد شده در متغیر فناوری اطلاعات مثبت باشد معمولا سطح مدیریت دانش بهبود می یابد. همچنین این محققین پس از ارایه نظرات خود پیشنهاد دادند که در سازمانها برای بهبود کارایی از فناوری اطلاعات برای ارتقاء مدیریت دانش استفاده شود.

مطالعه جهاندیده و همکاران در سال ۱۳۹۷

جهاندیده و همکاران در سال ۱۳۹۷ در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که متغیر مدیریت دانش از متغیرتربیت بدنی تاثیر می پذیرد. به این صورت که سطح تغییرات متغیر تربیت بدنی آموزش می تواند در سطح مدیریت دانش تغییر ایجاد نماید. از سوی دیگر این مطالعه پیشنهاد کرد که برای بهبود در سطح مدیریت دانش به نظر می رسد بهبودهایی در سطح متغیر تربیت بدنی آموزش می تواند مفید باشد.

معینی‌کیا و همکاران در سال ۱۳۹۷ در نظریه خود یک رابطه معنی دار بین مدیریت دانش و متغیرهای فناوری اطلاعات و مسئولیت پذیری اجتماعی یافتند. به عبارتی این محققین اثبات کردند زمانی که سطح متغیرهای فناوری اطلاعات و مسئولیت پذیری اجتماعی دچار تغییر می شود، آنگاه می توان انتظار داشت که سطح متغیر مدیریت دانش نیز دچار تغییر شود. همچنین متغیرهای فناوری اطلاعات و مسئولیت پذیری اجتماعی می توانند به گونه ای برنامه ریزی شوند که در جهت تقویت مدیریت دانش اقدام نمایند.

مطالعه فرزان و همکاران در سال ۱۳۹۷

فرزان و همکاران (۱۳۹۷) ین استدلال را داشتند که تغییرات در سطح متغیر ارزش گذاری می تواند بر تغییر در سطح مدیریت دانش اثرگذار باشد. به عبارتی زمانی که سطح متغیر ارزش گذاری دچار بهبود شود، این انتظار وجود دارد که متغیر مدیریت دانش نیز تغییر کند. در صورتی که رابطه متغیر ارزش گذاری با متغیر مدیریت دانش همسو و همجهت باشد می توان انتظار داشت که سطح متغیر مدیریت دانش با بهبود سطح متغیر ارایه شده در تحقیق، بهبود یابد.

نامدار جویمی و همکاران (۱۳۹۷) اشاره کردند که مدیریت دانش تحت تاثیر متغیرهای دیگر در یک سازمان قرار می گیرد. زمانی که سطح متغیرهای سرمایه نمادین و الگوری ایرانی اسلامی در سازمان تغییر می کند، آنگاه سطح متغیر مدیریت دانش نیز تغییر می کند. همچنین متغیرهای سرمایه نمادین و الگوری ایرانی اسلامی اثرگذاری خود را بر روی متغیر مدیریت دانش براساس همسو بودن یا ناهمسو بودن اعمال می کنند. زمانی که نتایج مطالعه نشان دهد، متغیرهای سرمایه نمادین و الگوری ایرانی اسلامی ارتباط همسویی را با متغیر مدیریت دانش دارند، آنگاه می توان گفت که تغییرات آنها سبب تغییرات مثبت در سطح مدیریت دانش می شود.

مطالعه اجلی و محمدی بالانی در سال ۱۳۹۶

اجلی و محمدی بالانی (۱۳۹۶) در مطالعه خود برای مفهوم مدیریت دانش ارتباط متغیرهای مدیریت کیفیت جامع نرم و سخت و مدیریت دانش را تحت آزمون قرار دادند. آنها نشان دادند که متغیر مدیریت دانش در نهایت تحت تغییرات متغیرهای مدیریت کیفیت جامع نرم و سخت می تواند تغییر نماید. این تغییرات با توجه به نتایج حاصل از تحقیق می تواند هم جهت یا غیر همجهت باشد. زمانی که سطح متغیرهای مدیریت کیفیت جامع نرم و سخت در سازمان هم جهت با مدیریت دانش باشند، می توان انتظار داشت که با افزایش سطح آنها سطح متغیر مدیریت دانش نیز بهبود یابد و با کاهش سطح آنها سطح متغیر مدیریت دانش کاهش یابد.

نوروزی چشمه علی و همکاران (۱۳۹۶) مدیریت دانش را در ارتباط با متغیر سرمایه فکری مورد آزمون قرار دادند. استدلال آنها بر این بود متغیر مدیریت دانش با متغیر سرمایه فکری در ارتباط است. یا به عبارتی این محققین استدلال کردند که متغیر سازمانی ممکن است تحت تاثیر متغیر سرمایه فکری قرار گیرد و با تغییر در سطح این متغیرها، سطح آن دچار تغییر شود.

مطالعه ابراهیمی و همکاران در سال ۱۳۹۵

ابراهیمی و همکاران (۱۳۹۵) متغیرهای کارآفرینی سازمانی و دانش شناسی شاغل را در ارتباط با مدیریت دانش مورد بررسی قرار دادند. این محققین دریافتند که متغیرهای کارآفرینی سازمانی و دانش شناسی شاغل معمولا می توانند بر سطح عمکلرد اثرگذار باشند. به این صورت که با تغییر در سطح کارآفرینی سازمانی و دانش شناسی شاغل می توان انتظار داشت که سطح متغیر مدیریت دانش نیز دچار تغییر شود. همچنین این محققین اثبات کردند که مدیریت دانش در نهایت با تاثیر پذیری از متغیرهای کارآفرینی سازمانی و دانش شناسی شاغل می تواند تغییراتی را ایجاد نماید.

عباسی و بهنود در سال ۱۳۹۵ اثبات کردند که مدیریت دانش با متغیر الزامات فناوری اطلاعات ارتباط دارد.  این محققین اثبات کردند زمانی که متغیرهای الزامات فناوری اطلاعات دچار تغییر شوند، به دلیل ارتباط با متغیر مدیریت دانش آن را نیز دچار تغییر خواهند کرد. معمولا اثرات متغیرهای الزامات فناوری اطلاعات بر مدیریت دانش هم جهت بوده و سبب تقویت مدیریت دانش می شود.

مطالعه محمود زاده و همکاران در سال ۱۳۹۴

محمودزاده و همکاران (۱۳۹۴) در بررسی اثر متغیرهای سازمانی در مدیریت دانش دریافتند که معمولا مدیریت دانش می تواند تحت تاثیر متغیر نظام سازمان قرار گیرد. به صورتی که افزایش یا کاهش در سطح نظام سازمان معمولا سبب تغییر در سطح مدیریت دانش می شود. اگر این تغییرات همسو باشد با افزایش در مقدار متغیرهای اعلام شده معمولا سطح مدیریت دانش نیز افزایش می یابد. اگر ارتباط بین متغیرها ناهمسو باشد آنگاه با افزایش متغیرهای مورد بررسی، سطح مدیریت دانش کاهش خواهد یافت.

افراسیابی در سال ۱۳۹۳ اثبات کرد که متغیرهای توان بالقوه شبکه ها و رسانه های اجتماعی بر مدیریت دانش اثرگذار هستند. این محققین اثبات کردند که متغیرهای توان بالقوه شبکه ها و رسانه های اجتماعی می توانند بر میزان مدیریت دانش اثرگذار باشند. همچنین ارتباط متغیر مدیریت دانش با متغیرهای توان بالقوه شبکه ها و رسانه های اجتماعی در سازمان ممکن است همسو و یا غیر همسو باشد. این موضوع با توجه به نمونه آماری و ماهیت سازمانی که مورد بررسی قرار گرفته است ممکن است متفاوت باشد. اما در کل این محققین استدلال کردند که با تغییر در سطح متغیرهای توان بالقوه شبکه ها و رسانه های اجتماعی می توان شاهد تغییر در سطح متغیر مدیریت دانش بود.

 

منابع

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.