مفهوم رهبری اخلاقی |مبانی نظری و ادبیات تحقیق


در حال بارگذاری
۲ مرداد ۱۴۰۰
ورد قابل ویرایش
8 صفحه
98 بازدید
۱۵,۰۰۰ تومان
خرید

مفهوم رهبری اخلاقی

مفهوم رهبری اخلاقی

مفهوم رهبری اخلاقی

مفهوم رهبری اخلاقی: مفهوم رهبری اخلاقی شکلی از رهبری است که نیازمند توسعه استانداردهای اخلاقی برای اداره رفتارهای کارکنان و اجرای استانداردهای اخلاقی به طور مؤثر در رفتارهایشان می‌باشد. رهبری اخلاقی میتواند به عنوان تلاش برای گسترش عدالت، نشان دادن احترام به ویژگی‌های فردی دیگران و ترکیبی از ویژگی‌ها همچون صداقت، قابلیت اعتماد، امین بودن، خلوص، تصمیمگیری دموکراتیک و مشارکت حمایتی، دلسوز بودن و مهربان بودن توصیف شود. رهبری اخلاقی رهبری به شیوه‌ای است که به حقوق و مقام دیگران احترام می‌گذارد (یلماز و بوکگلو، ۲۰۰۸).

در مفهوم رهبری اخلاقی، ارزش‌های اخلاقی پذیرفته شده برای همه نظیر عدالت، انصاف، صداقت، درستی و راست‌کرداری محور تمرکز و توجه است. رهبران سازمان برای آنکه بتوانند کارکنان خود را برای دستیابی به هدفی مشترک متقاعد سازند، باید بدون استثنا به اخلاقیات پذیرفته شده پایبند باشند و متعهد بودن خود را به اخلاقیات از طریق رفتار ملموس نشان دهند.

پژوهشگران رهبری اخلاقی را به عنوان تظاهرات رفتار هنجاری مناسب از طریق اقدامات شخصی، روابط بین فردی و ترویج چنین رفتاری را به پیروان از طریق ارتباطات، تشویق و تصمیم گیری دو جانبه تعریف کرده‌اند. این تعریف نشان می‌دهد که یکی از وظایف مهم رهبر در سازمان برقرار کردن تعامل سازنده با کارکنان می‌باشد. تعاملی که یک فضای مبتنی بر همکاری و هماهنگی به وجود میآورد تا افراد راحت تر و ساده تر، انرژی فیزیکی و روانی خود را بر وظایف محوله متمرکز نمایند (دیوبند، ۱۳۹۶: ۱۳۸).

ادامه

همچنان که پژوهشگران خاطر نشان می‌کنند در سازمان‌های قرن بیست و یکم که مبتنی بر دانش و نیاز می‌باشند، هر کس با به اشتراک گذاشتن تجربه خود به عنوان یک رهبر خدمت می‌کند؛ این به معنی تقسیم قدرت، مسئولیت پذیری، ارزشها، آرمانها و همکاری با یکدیگر برای رساندن سازمان به موفقیت می‌باشد. رهبری اخلاقی نمایش رفتار هنجاری مناسب به وسیله اقدام‌های فردی و روابط بین فردی و افزایش چنین رفتارهایی در پیروان به وسیله تصمیم گیری، تشویق و ارتباطات دوطرفه می‌باشد.

رهبری اخلاقی، مشتمل بر شیوه‌های سرپرستی و مدیریتی است که در آنها حقوق و شأن دیگران به عنوان انسان مورد احترام و ارزش است. بحث درباره رهبری اخلاقی، دربردارنده صداقت و درستی فردی می‌باشد. امروزه، افراد انتظار دارند در سازمانی کار کنند که مورد توجه قرار گیرند، به خوبی درک شوند و مورد احترام قرار بگیرند و دوست دارند احساس صداقت، درستکاری، قابلیت اعتماد، اعتماد به نفس و اینکه بخشی از سازمان هستند داشته باشند.

فردی که چنین محیطی با این ویژگی‌ها را ایجاد می‌کند رهبر است که باید تمام رفتارهایش قابلیتهای اخلاقی را منعکس کند و اصول صداقت و شرافت تعیین کننده تمام زندگی‌اش باشد (ظهیری و همکاران، ۱۳۹۳: ۴۶).

اهمیت توجه به رهبری اخلاقی

امروزه در هر جایی با نشانه‌هایی از سقوط ارزش‌های اخلاقی می‌توان روبرو شد. در صنعت و تجارت نیز افرادی زرنگ و حریص وجود دارند که با ارائه اطلاعات داخلی به دیگران به طور نامشروع به ثروت‌های هنگفتی دست یافته‌اند. بنابراین مبحث رهبری اخلاقی در سازمان‌ها بخصوص سازمان‌ها و موسساتی چون بانک‌ها که بدلیل نزدیکی با مسائل مالی و پولی بیش از دیگر سازمان‌ها نیاز به رعایت و بسط و گسترش مفاهیمی چون اخلاقیات و تعهد دارند، اهمیت به سزایی را داراست (فلاحی و همکاران، ۱۳۹۳: ۹۸).

شواهدی مبنی بر بحران در زمینه رهبری اخلاقی و تصمیم گیری اخلاقی در تقریبا همه بخش‌های زندگی حرفه‌ای هم سازمانی و هم اجتماعی وجود دارد مانند فسادهای اخلاقی شرکت‌های بزرگ، بد به کار بردن منابع شرکت، عملکرد بد مالی و فعالیت‌های بازاریابی غیرقانونی و سلطه جو. رسوایی‌های اخلاقی اخیر در تجارت اهمیت سوالاتی درباره نقش رهبری اخلاقی را افزایش داده است.

رهبری، مهم‌ترین عامل در تدوام حیات و استمرار موفقیت سازمان است و نقش بسیار مهم و حیاتی در رشد، بالندگی و پیشرفت سازمان ایفا می‌کند. تکیه زدن بر مسند مدیریت و رهبری یک سازمان و یافتن توفیق در انجام وظایف و مسئولیت‌های آن مستلزم داشتن سه قابلیت دانش، مهارت و مسئولیت اجتماعی است. رهبری و مدیریت سازمان به ویژه در سازمان‌های آموزشیتنها باآگاهی عمومی و تخصصی و کسب مهارت‌های انسانی به سامان نمی رسد (زارعی متین و همکاران، ۱۳۹۴: ۱۶۹).

مفهوم رهبری اخلاقی

سازمان‌ها برای انجام دادن امور سازمانی خود علاوه بر معیارهای سازمانی و قانونی، به مجموعه ای از رهنمودهای اخلاقی و ارزشی نیاز دارند که آنان را در رفتارها و اعمال ارادی یاری دهند و نوعی هماهنگی و وحدت رویه در حرکت به سوی شیوه مطلوب جمعی و عمومی میسر سازد. بی توجهی به ارزشهای اخلاقی در سازمان می‌تواند پیامدهای نامطلوبی همچون سکوت سازمانی را در پی داشته باشد.

سکوت سازمانی از جمله متغیرهای نوینی است که در دهه‌های اخیر توجه صاحب‌نظران را به خود معطوف کرده است. سکوت سازمانی برای اولین بار در ادبیات علوم اجتماعی در قرن بیستم مطرح شد (دیوبند، ۱۳۹۶: ۱۳۸). برخی محققین این شکل از رهبری را از دیدگاه یادگیری اجتماعی، رهبری مبتنی بر قواعد و ارزشهای هنجاری که از طریق اعمال، اقدامات، تصمیم‌گیری‌ها و شیوه‌های اجرایی تشویق و تنبیه رفتارهای اخلاقی و ضد اخلاقی در فضای سازمانی نمود می‌یابد، تعریف کرده‌اند.

از منظر این محققین، رهبری اخلاقی نمایش رفتار هنجاری مناسب به وسیلۀ اقدامات فردی و روابط بین فردی و افزایش چنین رفتارهایی در پیروان است که به وسیله تصمیم گیری، تقویت و ارتباطات دو طرفه امکانپذیر خواهد بود (برون و همکاران، ۲۰۰۵). رهبری اخلاقی، رهبری به شیوه‌ای است که در آن به حقوق و شرافت دیگران احترام گذاشته می‌شود.

رهبری اخلاقی، رهبری مبتنی بر رفتارها، تصمیمات و اقدامات اخلاقی (بر پایه اصولی نظیر عدالت، انصاف، صداقت، راست‌کرداری و راست‌گفتاری و احترام و ارزش برای شان و وجود کارکنان به عنوان انسان و سپس به عنوان پیرو) در محیط کار و سپس ترویج و اشاعه رفتارها و اقدامات اخلاقی از طریق تصمیم‌گیری، تشویق و ترغیب و در مواقع لزوم تنبیه تلقی کرد (حسنی و همکاران، ۱۳۹۶: ۱۴۶).

ابعاد رهبری اخلاقی

رهبری اخلاقی دارای سه بعد می باشد. این سه بعد که متناظر با سه سطح فردی، گروهی و سازمانی می‌باشد عبارتند از:

کار بامعنا در سطح فردی

این بعد از معنویت در محیط کار، مشخص می‌کند که چگونه کارکنان در کار روزمره‌شان در سطح فردی تعامل دارند. بیان معنویت در کار شامل این فرض است که هر فردی انگیزش درونی، تمایل و علایقی برای مبادرت به انجام فعالیت‌هایی دارد که معنای بیشتری به زندگی خویش و دیگران می‌بخشد (اشموث و دوچان[۳]، ۲۰۰۰).

احساس همبستگی

یک بعد اساسی دیگر از معنویت در محیط کار است، شامل نوعی پیوند و احساس همبستگی عمیق با دیگران است. این بعد از معنویت در محیط کار در سطح گروهی از رفتار انسانی رخ می‌دهد و بر تمایلات بین همکاران و کارکنان دلالت دارد. همبستگی در محیط کار بر این باور است که؛ افراد یکدیگر را در پیوند باهم می‌دانند و این‌که بین خود درونی هر فرد با خود درونی دیگران رابطه وجود دارد. این سطح از معنویت در محیط کار شامل ارتباطات ذهنی، احساسی و معنوی بین کارکنان و گروه‌های کاری می‌باشد (مهداد و همکاران، ۱۳۹۴: ۵۲).

تاریخچه رهبری اخلاقی

رهبری اخلاقی از رویکردهایی است که در دهه‌های پایانی قرن بیستم میلادی به طور جدی در ادبیات رهبری و مدیریت وارد شد. در تغییرات فلج کننده دنیای امروز عامل اعتماد مهم ترین اصل موفقیت رهبران است. به بیان محققان، در این سه دهه اخیر کاهش اعتماد عمومی به رهبران تجاری و سیاسی به سرخوردگی و نا امیدی از رهبران انجامیده است.

رهبری اخلاقی طی سال‌های آغازین هزاره سوم میلادی در حوزه ایجاد یک فضای کاری سالم و به واسطه پیامدهای سازمانی، گروهی و فردی که به همراه دارد، به شدت مورد توجه قرار گرفته است (گل پرور و همکاران، ۱۳۸۹). نظریه‌های روان‌شناختی متعددی در خلال دهه‌های اخیر سعی کرده‌اند تا رفتار آدمی را تبیین کنند.

نظریه شناختی اجتماعی یکی از این نظریه‌هاست که در سال ۱۹۶۸ میلادی توسط باندورا در مورد کنش گری آدمیان ارائه شد که در آن نقش «باورهای خود» در شناخت انگیزش، عاطفه و رفتار آدمی برجسته شده است. باندورا معتقد است که افراد یک «نظام خود را می‌پرورانند که آن‌ها را قادر می‌سازد تا بر تفکرات، احساسات و اعمالشان مهار داشته باشند(یوسف پور اوندری و همکاران، ۱۳۹۶: ۲۲۳-۲۲۴).

ویژگی های رهبری اخلاقی

تحقیقات نشان داده‌اند که؛ ابعاد مختلف رهبری اخلاقی می‌تواند تأثیری مثبت بر اهداف تصمیم‌گیری اخلاقی مدیران بگذارند و اینکه ابعاد رهبری اخلاقی با میزان تمایل رهبران به دروغ گفتن رابطه منفی دارد. فرهنگ سازمانی و فرایندهای جامعه پذیری نیز می‌توانند با ایجاد و حفظ رهبری اخلاقی کمک کند.

برای نمونه، فرهنگ‌های اخلاقی ساختارها و فرایندهای تصمیم‌گیری را که از تصمیم‌گیری‌های اخلاقی در موقعیت‌های بحرانی حمایت می‌کنند، با یکدیگر تلفیق می‌کنند. حمایت سازمانی ادراک‌شده، مشتمل بر؛ ادراک کارکنان درباره ارزش قائل شدن سازمان برای سهم، مشارکت و بهزیستی آن‌ها است.

رهبران اخلاقی به آنچه که کارکنانشان برای گفتن دارند گوش می‌دهند، که نشان‌دهنده این است که برای مشارکت کارکنانشان ارزش قائل می‌شوند. رهبران اخلاقی همچنین، منافع زیردستانشان را در نظر دارند، که نشان دهنده این است که آنها به بهزیستی کارکنانشان توجه دارند (ظهیری و همکاران، ۱۳۹۳: ۴۶-۴۷).

مولفه های اثرگذار بر رهبری اخلاقی

زمینه اخلاقی سازمان

یکی از عواملی که تأثیری گسترده بر رهبری اخلاقی دارد، زمینه اخلاقی سازمان می‌باشد. اگر چه می‌توان زمینه اخلاقی یک سازمان را از جنبه‌های مختلف بررسی کرد، اما بیشتر تحقیقات تجربی در این زمینه به عواملی که به آن جو اخلاقی و فرهنگ اخلاقی می‌گویند، توجه داشته اند، که هر دو ویژگی‌هایی از سازمان را مشخص می‌کنند که از نگرش‌ها و رفتارهای مرتبط با اخلاق حمایت می‌کنند (برون و تریوینو ، ۲۰۰۶).

روابط درون شخصی

بیشتر محققان رهبری اخلاقی را نمایش رفتارهای اخلاقی از جانب رهبر در روابط درون شخصی و برون شخصی وی و انتقال این هنجارها به پیروان که از طریق سه روش ارتباطات دوجانبه، تقویت رفتار و تصمیم‌گیری اخلاقی صورت می‌گیرد، می‌دانند (رِسیک و همکاران، ۲۰۱۱: ۴۳۶).

وظیفه شناسی

اولین ویژگی شخصیتی که با رهبری اخلاقی رابطه دارد، وظیفه‌شناسی می‌باشد. یکی از موضوع‌های مهم یک نظریه شخصیت و به‌ویژه در نظریه روان پویایی، موضوع کنترل تکانه‌هاست. در روند تکوین و رشد فردی، بیشتر افراد می‌آموزند که چگونه کشش‌ها و نیازهای خود را اداره کنند. به‌طورکلی، ناتوانی در برابر تکانه‌ها و تمایلات، نشان‌دهنده روان رنجورخویی بالا در افراد بزرگ‌سال است.

به‌طور خلاصه، دو ویژگی عمده؛ کنترل تکانه‌ها و تمایلات و به‌کارگیری طرح و برنامه در رفتار برای رسیدن به اهداف، موردبررسی شاخص وظیفه‌شناسی آزمون NEO-PI-R قرار می‌گیرند. افراد وظیفه‌شناس، هدفمند، بااراده و مصمم می‌باشند. نمرات بالا در وظیفه‌شناسی با موفقت شغلی و تحصیلی همراه است. نمرات پایین در وظیفه‌شناسی ممکن است موجب شود که فرد از تیزبینی لازم، دقت و پاکیزگی زیاد و معتاد به کار بودن اجتناب کند (محمودی کیا و همکاران، ۱۳۹۳: ۶۵).

افراد با وظیفه‌شناسی بالا تمایل دارند تا قبل از اینکه به کاری اقدام کنند با دقت در مورد آن فکر کنند و در انجام وظایف و مسئولیت‌های خود اصول اخلاقی را به‌دقت در نظر می‌گیرند. رهبران اخلاقی به شیوه‌ای پایدار و باثبات رفتار می‌کنند، رهنمودهای روشنی برای رفتار مناسب وضع می‌کنند و روشن می‌سازند که چه انتظاری از کارکنان می‌رود. بنابراین، انتظار می‌رود که وظیفه‌شناسی به‌گونه‌ای مثبت با رهبری اخلاقی ارتباط داشته باشد (محمودی کیا و همکاران، ۱۳۹۳: ۶۵).

برون گرایی

یکی دیگر از ویژگی هایی که با رهبری اخلاقی رابطه دارد، برونگرایی می‌باشد. برونگراها افرادی اجتماعی هستند، اما اجتماعی بودن فقط یکی از ویژگی‌های این افراد، در شاخص برونگرایی آزمون NEO-PI-R، است. افزون بر دوستدار دیگران بودن و تمایل به شرکت در اجتماعات و میهمانی‌ها، این افراد در عمل قاطع، فعال و حراف یا اهل گفتگو هستند.

این افراد هیجان و تحرک را دوست دارند و برآنند که به موفقیت در آینده امیدوار باشند. در مقابل، برونگرایان که به‌روشنی قابل توصیف هستند، درون‌گرایان را نمی‌توان به‌آسانی تعریف کرد. در برخی از جنبه‌ها، درون‌گرایی را می‌توان به نبود ویژگی‌های برونگرایی توصیف کرد. درون‌گرایان افرادی محافظه‌کار، مستقل، تکرو هستند، اما تنبل و کند نیستند.

درون‌گرایان به‌طورمعمول، خجالتی و تنها هستند. البته، این بدین معنا نیست که آن‌ها اضطراب اجتماعی دارند. درنهایت، اینکه هرچند درون‌گرایان به سرخوشی و فعالی برونگرایان نیستند، اما افراد ناخشنودی نیز نیستند. اعتبار رهبران اخلاقی به دو چیز بستگی دارد: فرد اخلاقی و مدیر اخلاقی (شی و همکاران، ۲۰۱۰).

بنابراین، رهبران اخلاقی نه‌تنها افراد را از مزایای رفتار اخلاقی و هزینه‌های رفتار نامناسب آگاه می‌کنند، بلکه استانداردهای روشنی وضع کنند و از پاداش‌ها و تنبیهات منصفانه و عادلانه برای ایجاد مسئولیت‌پذیری در پیروان خود نسبت به رفتارهای اخلاقی که نیازمند تصمیم‌گیری یا اقدام بر اساس استانداردهای اخلاقی بالا می‌باشند، استفاده می‌کنند. همه این رفتارها از سوی رهبرانی که تمایل دارند برونگرا باشند و نه درون‌گرا، به‌آسانی انجام می‌شوند زیرا، چنین رهبران برونگرایی خونگرم، مثبت اندیش و صمیمی می‌باشند (شی و همکاران، ۲۰۱۰).

همگرایی

ویژگی دیگر که با رهبری اخلاقی رابطه دارد.، همگرایی می‌باشد. همگرایی بعدی از تمایلات بین فردی است. همگرایی منعکس‌کننده تمایل افراد به شفقت و دلسوزی، مهربانی، قابل‌اعتماد بودن، صداقت، نوع‌دوستی و صمیمیت می‌باشد. نمره پایین در همگرایی به‌طورمعمول، با ویژگی‌های اختلال شخصیت خودشیفته، ضداجتماعی و پارانوئید همراه است.

درحالی‌که نمره بالا در همگرایی به‌طورمعمول.، با اختلال شخصیت وابسته همراه است. رهبران با همگرایی بالا باید روابط اجتماعی خود را حفظ کنند. و نسبت به نیازهای زیردستان خود حساس می‌باشند. رهبران اخلاقی به‌عنوان افرادی نوع‌دوست و دلسوز توصیف می‌شوند. و نگران رفاه و آسایش کارکنان خود می‌باشند.، برای دیگران ارزش قائلند و این نشان می‌دهد که.؛ افراد با همگرایی بالا با کارکنان خود به‌گونه‌ای منصفانه و محترمانه رفتار می‌کنند. و تلاش می‌کنند که آن‌ها را ناراحت نکنند (محمودی کیا و همکاران، ۱۳۹۳: ۶۶).

روان رنجورخویی

ویژگی دیگر که با رهبری اخلاقی رابطه دارد.، روان رنجورخویی می‌باشد. تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی همچون: ترس، غم، دستپاچگی، عصبانیت، احساس گناه و نفرت.، درمجموع روان رنجورخویی را تشکیل می‌دهند. ازآنجاکه، هیجان مخرب در سازگاری فرد و محیط تأثیر دارند.، در زنان و مردانی که دارای نمرات بالا در روان‌رنجورخویی باشند.، احتمال بیشتری وجود دارد که دارای باورهای غیرمنطقی باشند، قدرت کمتری در کنترل تکانه‌ها داشته باشد.

و درجه‌های سازش‌پذیری ضعیف‌تری با دیگران در شرایط فشار روانی نشان دهند. نمرات بالا در روان‌رنجورخویی ممکن است نشانه احتمال بالا برای ابتلا به برخی از انواع مشکلات روان‌پزشکی باشند.، اما این مقیاس نباید به‌عنوان اندازه‌ای برای اختلالات روانی در نظر گرفته شود. افرادی که نمرات آن‌ها در روان‌رنجورخویی پایین است. دارای ثبات عاطفی بوده و به‌طورمعمول، آرام و راحت هستند. و قادرند که با موقعیت‌های فشارزا بدون آشفتگی یا هیاهو روبرو شوند (محمودی کیا و همکاران، ۱۳۹۳: ۶۶).

اصول رهبری اخلاقی

رهبران سازمان برای آنکه بتوانند کارکنان خود را برای دستیابی به هدف مشترکی متقاعد سازند.، باید بدون استثناء به اخلاقیات پذیرفته‌شده پایبند باشند. و متعهد بودن خود را به اخلاقیات از طریق رفتار ملموس نشان دهند (کرمی و همکاران، ۱۳۹۵: ۲۰).

۱- رهبران اخلاقی را مردم‌گرا توصیف می‌کنند. بعد جهت‌گیری مردمی در رهبری اخلاقی منعکس‌کننده این است. که رهبران اخلاقی به‌طور صادقانه نسبت به زیردستان خود دلسوز هستند.، به آن‌ها احترام می‌گذارند، از آن‌ها حمایت می‌کنند. و به زیردستان خود اطمینان می‌دهند که تا حد امکان نیازهای آن‌ها را برطرف خواهند کرد (کالشون و همکاران، ۲۰۱۱).

رهبران اخلاقی بر خدمت بیشتر و بهتر تمرکز می‌کنند. که درنتیجه، ویژگی جهت گرایی مردمی رهبران اخلاقی باعث می‌شود.، آن‌ها به چگونگی تأثیر اقداماتشان بر دیگران توجه کنند. و از قدرت اجتماعی خود برای خدمت به دیگران استفاده نمایند. بر اساس این بعد، رهبران اخلاقی منافع جمعی را بر منافع فردی ترجیح می‌دهند (رِسیک و همکاران ، ۲۰۰۶).

مفهوم رهبری اخلاقی

۲- انصاف: رهبران اخلاقی صادق، قابل‌اعتماد، منصف و نوع‌دوست می‌باشند. چنین رهبرانی، انتخابات منصفانه، ضابطه‌مند و اخلاقی شکل می‌دهند. و محیط‌های کاری را منصفانه می‌سازند. رهبران اخلاقی باصداقت و به‌صورت منصفانه با دیگران رفتار می‌کنند.، از شخص خاصی جانب‌داری نمی‌کنند.، در روابط خود تبعیض قائل نمی‌شوند و مسئولیت اعمالشان را خود به عهده می‌گیرند. به‌طورکلی، انصاف، عنصر اصلی رهبری اخلاقی می‌باشد (کرمی و همکاران، ۱۳۹۵: ۲۰).

۳- تسهیم قدرت: رهبران اخلاقی به زیردستان خود در تصمیم‌گیری‌ها حق اظهارنظر می‌دهند.، به ایده‌ها و طرز فکر آن‌ها گوش می‌کنند. تسهیم قدرت به زیردستان اجازه می‌دهد، کنترل بیشتری داشته باشند. و باعث می‌گردد وابستگی کمتری به مدیرانشان پیدا کنند (کرمی و همکاران، ۱۳۹۵: ۲۰).

۴- نگرانی برای پایداری (ثبات): رهبران اخلاقی خود را در قبال ارتقاء منافع ذی‌نفعان مسئول می‌دانند. و نگران اثرات رفتار خود بر محیط اطراف از جمله افراد، جامعه و محیط‌زیست هستند. رهبران باثبات و پایدار فراتر از منافع شخصی خود عمل کرده. و به تأثیر اقدامات خود فراتر از محدوده گروه کاری فکر می‌کنند. و نشان می‌دهند که نسبت به رفاه جامعه دلسوز هستند (کالشون و همکاران، ۲۰۱۱).

مفهوم رهبری اخلاقی

۵- پرهیز از عصبیت (تمایلات بچه‌گانه): این بعد از رهبری اخلاقی شخصی را توصیف می‌کند. که مضطرب، تندخو یا خشن، تکانشی و نگران می‌باشد. حالت عصبی تمایل رهبر را برای تجربه احساسات منفی همچون عصبانیت، ترس و اضطراب را نشان می‌دهد.

رهبران عصبی حساس و نسبت به دیگران متخاصم هستند. ازنقطه‌نظر یادگیری اجتماعی، حساس و زودرنج و حالت خصمانه داشتن.، ویژگی‌هایی هستند که با الگوهای رهبری جذاب و قابل‌اعتماد مرتبط نیستند. در مقابل رهبران اخلاقی، الگوهای نمونه هستند. که به ایجاد و حفظ روابط مثبت با زیردستشان توجه دارند. بنابراین می‌توان گفت که حالت عصبی (عصبی بودن) رابطه‌ی منفی با رهبری اخلاقی دارد (یزدان دوست، ۲۰۱۲).

۷- وضوح نقش: رهبران اخلاقی به‌گونه‌ای شفاف عمل می‌کنند. و با ترفیع، تشویق و دادن پاداش، رفتار اخلاقی را در میان پیروان رواج می‌دهند. و در ارتباطات آشکار شرکت می‌کنند. شفاف‌سازی نقش، به اهمیت شفافیت و روشنی در اهداف عملکردی. و انتظارات اشاره دارد. رهبران اخلاقی، مسئولیت‌ها، انتظارات و اهداف عملکردی را روشن می‌سازند.، به‌گونه‌ای که زیردستان می‌دانند از آن‌ها چه انتظاری می‌رود. و در چه زمانی عملکردشان به حد انتظار می‌رسد (کرمی و همکاران، ۱۳۹۵: ۲۱).

۸- صداقت: صداقت نشان می‌دهد. که یک فرد چه می‌گوید و بر اساس آن، چگونه عمل می‌کند. رهبران اخلاقی کسانی هستند. که به وعده‌های خود عمل می‌کنند. و دائماً طوری رفتار می‌کنند. که می‌توان به آن‌ها اعتماد کرد. و آن‌ها را باور داشت، زیرا آن‌ها طوری رفتار می‌کنند، که مورد انتظار است (کالشون و همکاران، ۲۰۱۱).

منابع

مبانی نظری

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.