مبانی نظری هوش معنوی |مطالعات ISI و علمی و پژوهشی


در حال بارگذاری
۳۰ شهریور ۱۳۹۹
ورد قابل ویرایش
8 صفحه
۷,۰۰۰ تومان
خرید

مبانی نظری هوش معنوی

مبانی نظری هوش معنوی |تاریخ به روز رسانی ۱۳۹۹/۰۹/۲۹| مورد به روز رسانی: اضافه کردن مبانی نظری ایرانی| تعداد صفحات : ۸ صفحه

مبانی نظری هوش معنوی

پینتو پینتو در سال ۲۰۲۰ . در مطالعه خود نظریه هوش معنوی را بررسی کردند. این مطالعه موانع عملکردی استفاده از هوش معنوی را مورد گزارش قرار داد. و برای خودآگاهی معنوی و مبانی نظری هوش معنویهمچنین خودآگاهی کامل در خصوص مراقبت های بهداشتی سخن گفت. این محققین بررسی کردند که برای تقویت هوش معنوی چه عناصری مورد نیاز است. مزایای فراگیری هوش معنوی چگونه خواهد بود. آنها استدلال کردند که هوش معنوی توسط چند عنصر تقویت می شوند. این عناصر عبارت بودند از:

۱-کیفیت مراقبه.

۲-کیفیت ارتباط.

۳-رشد فرد یادگیرنده در مقابله با سختی ها.

مبانی نظری هوش معنویبه عبارتی هوش معنوی در این حالت تحت تاثیر مولفه هایی قرار می گیرد که کیفیت مراقبه افراد را تحت تاثیر قرار دهد. اهمیت اصلی توجه به هوش معنوی به زنده نگه داشتن معنویت در فرد باز می گردد. هوش معنوی توجه زیادی به نیازهای معنوی خانواده های فرد درگیر دارد. هوش معنوی یکی از کارکردهای اصلی در درمان بیماری ها است. افراد بیمار در مراقبه های ناشی از معنویت معمولا عملکردهای بهتری نسبت به داروهای مصرفی نشان می دادند. آنها باید بتوانند مراقبت تسکینی را در بهبود هوش معنوی خود بیاموزند.

مبانی نظری هوش معنوی براساس نظریه اوپادهای و اوپادهای ۲۰۱۹

اوپادهای و اوپادهای در سال ۲۰۱۸ .هوش معنوی را در مطالعه خود مورد بررسی قرار دادند. این محققین هوش معنوی را در سازمان ها مورد اندازه گیری قرار دادند. برای اندازه گیری کمی از روش فازی استفاده کردند. معیار هوش معنوی برای این محققین در سازمان براساس اندازه گیری متغیرهای تحقیق بود. هوش معنوی در مطالعه آنها یک فرایند پویا و ذاتی از معنویت تعریف شد که در نهایت سبب ایجاد تجربه خوب از خانواده و روابط مختلف می شود. در این حالت معنویت شامل چند دسته از عناصر اصلی است. این عناصر عبارتند از:

۱-ارزش ها.

۲-سنت ها.

۳-اعتقادات فردی.

مبانی نظری هوش معنوی

این محققین بیان داشتند که  هوش معنوی از زمانی که برای اولین بار مطرح شد، سبب تغییر در سطح شرایط اقتصادی، اجتماعی و حتی بهداشتی شد. هوش معنوی با رفتار مراقبتی ارتباط دارد. استدلال بر این است زمانی که هوش معنوی در افراد تقویت می شود، رفتارهای خود مراقبتی بهبود می یابد.

مبانی نظری ایرانی هوش معنوی

پیام و همکاران در سال ۱۳۹۸.در نظریه خود ارتباط بین متغیرهای قدردانی و رفتارشهروندی، رفتار ضد تولید، تعهد سازمانی و اشتیاق شغلی را با هوش معنوی اثبات کردند. این محققین دریافتند که متغیرهای قدردانی و رفتارشهروندی، رفتار ضد تولید، تعهد سازمانی و اشتیاق شغلی می توانند بر سطح هوش معنوی اثرگذار باشند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی سطح متغیرهای قدردانی و رفتارشهروندی، رفتار ضد تولید، تعهد سازمانی و اشتیاق شغلی دچار تغییر شوند، احتمال تغییر در سطح متغیر هوش معنوی نیز وجود دارد.

رجبی اسلامی و همکاران در سال ۱۳۹۸. در نظریه خود اثبات کردند که هوش معنوی می تواند تحت تاثیرخودپنداره قرار گیرد. به عبارتی هوش معنوی معمولا با تغییراتی که در متغیر خودپنداره ایجاد می شود، تغییر می کند. پیشنهاد می شود برای تغییر در سطح هوش معنوی ابتدا سطوح مرتبط با متغیر خودپنداره را تغییر داد.

هوش معنوی در مطالعه غفوریان شاگردی و همکاران ۱۳۹۸

غفوریان شاگردی و همکاران (۱۳۹۸). در بررسی اثر متغیرهای سازمانی در هوش معنوی دریافتند که معمولا هوش معنوی می تواند تحت تاثیر متغیر اثربخشی گروهی قرار گیرد. به صورتی که افزایش یا کاهش در سطح متغیر اثربخشی گروهی معمولا سبب تغییر در سطح هوش معنوی می شود. اگر این تغییر همسو باشد با افزایش در مقدار متغیر اعلام شده معمولا سطح هوش معنوی نیز افزایش می یابد. اگر ارتباط بین متغیرها ناهمسو باشد آنگاه با افزایش متغیر مورد بررسی، سطح هوش معنوی کاهش خواهد یافت.

امام‌وردی و همکاران در سال ۱۳۹۷. اثبات کردند که هوش معنوی با متغیرهای سبک های هویت و عجین شدن کاری ارتباط دارد. این محققین اثبات کردند زمانی که متغیرهای سبک های هویت و عجین شدن کاری دچار تغییر شوند، به دلیل ارتباط با متغیر هوش معنوی آن را نیز دچار تغییر خواهند کرد. معمولا اثرات متغیرهای سبک های هویت و عجین شدن کاری بر هوش معنوی هم جهت بوده و سبب تقویت هوش معنوی می شود.

هوش معنوی در مطالعه جوادیان و همکاران ۱۳۹۶

جوادیان و همکاران (۱۳۹۶). در مطالعه خود ارتباط متغیرهای تاب آوری و هوش معنوی را تحت آزمون قرار دادند. آنها نشان دادند که متغیر هوش معنوی در نهایت تحت تغییر متغیر تاب آوری می تواند تغییر نماید. این تغییر با توجه به نتایج حاصل از تحقیق می تواند هم جهت یا غیر همجهت باشد. زمانی که سطح متغیر تاب آوری در سازمان هم جهت با هوش معنوی باشند، می توان انتظار داشت که با افزایش سطح آنها سطح متغیر هوش معنوی نیز بهبود یابد و با کاهش سطح آنها سطح متغیر هوش معنوی کاهش یابد.

بهپور و همکاران (۱۳۹۶). اشاره کردند که هوش معنوی تحت تاثیر متغیرهای دیگر در یک سازمان قرار می گیرد. زمانی که سطح متغیر مثبت اندیشی در سازمان تغییر می کند، آنگاه سطح متغیر هوش معنوی نیز تغییر می کند. همچنین متغیر مثبت اندیشی اثرگذاری خود را بر روی متغیر هوش معنوی براساس همسو بودن یا ناهمسو بودن اعمال می کند. زمانی که نتایج مطالعه نشان دهد، متغیر مثبت اندیشی ارتباط همسویی را با متغیر هوش معنوی دارد، آنگاه می توان گفت که این تغییر سبب تغییرات مثبت در سطح هوش معنوی می شود.

هوش معنوی در مطالعه طهماسبی پور و رفیعی یزد ۱۳۹۶

طهماسبی پور و رفیعی یزد (۱۳۹۶). این استدلال را داشتند که تغییر در سطح متغیر امید به زندگی می تواند بر تغییر در سطح هوش معنوی اثرگذار باشد. به عبارتی زمانی که سطح متغیر امید به زندگی دچار بهبود شود، این انتظار وجود دارد که متغیر هوش معنوی نیز تغییر کند. در صورتی که رابطه متغیر امید به زندگی با متغیر هوش معنوی همسو و همجهت باشد می توان انتظار داشت که سطح متغیر هوش معنوی با بهبود سطح متغیر ارایه شده در تحقیق، بهبود یابد.

نریمانی و همکاران در سال ۱۳۹۶. در نظریه خود یک رابطه معنی دار بین هوش معنوی و متغیرهای تنش ادراک شده و حمایت اجتماعی ادراک شده یافتند. به عبارتی این محققین اثبات کردند زمانی که سطح متغیرهای تنش ادراک شده و حمایت اجتماعی ادراک شده دچار تغییر می شود، آنگاه می توان انتظار داشت که سطح متغیر هوش معنوی نیز دچار تغییر شود. همچنین متغیرهای تنش ادراک شده و حمایت اجتماعی ادراک شده می توانند به گونه ای برنامه ریزی شوند که در جهت تقویت هوش معنوی اقدام نمایند.

هوش معنوی در مطالعه سلیمانی و همکاران ۱۳۹۴

سلیمانی و همکاران در سال ۱۳۹۴. در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که متغیر هوش معنوی از متغیرهای کیفیت زندگی و شادکامی تاثیر می پذیرد. به این صورت که سطح تغییرات متغیرهای کیفیت زندگی و شادکامی می تواند در سطح هوش معنوی تغییر ایجاد نماید. از سوی دیگر این مطالعه پیشنهاد کرد که برای بهبود در سطح هوش معنوی به نظر می رسد بهبودهایی در سطح متغیرهای کیفیت زندگی و شادکامی می تواند مفید باشد.

شفیعی در سال ۱۳۹۳. استدلال کرد که زمانی می توان هوش معنوی را بهبود داد که به متغیر سلامت روانی منابع انسانی توجه شود. زمانی یک سازمان به متغیر سلامت روانی منابع انسانی توجه می کند، معمولا سطح هوش معنوی دچار تغییر می شود. اگر تغییرات ایجاد شده در متغیر سلامت روانی منابع انسانی مثبت باشد معمولا سطح هوش معنوی بهبود می یابد. همچنین این محقق پس از ارایه نظرات خود پیشنهاد داد که با بهبود سلامت روانی منابع انسانی در یک سازمان می توان به بهبود عملکرد هوش معنوی در یک سازمان رسید.

هوش معنوی در مطالعه شیروانی و همکاران ۱۳۹۳

شیروانی و همکاران در سال ۱۳۹۳. اثبات کردند که با تغییر در سطح متغیرهای هوش هیجانی، خوداثربخشی و خودنظمی می توان سطح متغیر هوش معنوی را تحت تاثیر قرار داد. به عبارتی تغییرات متغیر هوش معنوی تحت تاثیر مولفه هایی قرار دارد. این مولفه ها عبارتند از:

۱- هوش هیجانی.

۲- خوداثربخشی.

۳- خودنظمی.

نیک آمال و شادمان فر در سال ۱۳۹۳. اثبات کردند که متغیرتاب آوری روان شناختی بر هوش معنوی اثرگذار هست. این محققین اثبات کردند که متغیر تاب آوری روان شناختی می تواند بر میزان هوش معنوی اثرگذار باشد. همچنین ارتباط متغیر هوش معنوی با متغیر تاب آوری روان شناختی در سازمان ممکن است همسو و یا غیر همسو باشد. این موضوع با توجه به نمونه آماری و ماهیت سازمانی که مورد بررسی قرار گرفته است ممکن است متفاوت باشد. اما در کل این محققین استدلال کردند که با تغییر در سطح متغیر  تاب آوری روان شناختی می توان شاهد تغییر در سطح متغیر هوش معنوی بود.

هوش معنوی در مطالعه رحیمی و همکاران ۱۳۹۳

رحیمی پردنجانی و همکاران (۱۳۹۳). اثبات کردند که متغیر سازمانی تحت تاثیر برخی از ابعاد سازمانی قرار می گیرد. این ابعاد عبارتند از:

۱-بخشایشگری.

۲-بهزیستی اجتماعی.

این محققین اثبات کردند زمانی که هر یک از ابعاد بیان شده دچار تغییر شود، آنگاه می توان انتظار داشت که این تغییر با سطح هوش معنوی در ارتباط باشد.

یوسف پور مقدم (۱۳۹۲). متغیر عملکرد کارکنان را در ارتباط با هوش معنوی مورد بررسی قرار دادند. این محققین دریافتند که متغیر عملکرد کارکنان معمولا می تواند بر سطح هوش معنوی اثرگذار باشد. به این صورت که با تغییر در سطح عملکرد کارکنان می توان انتظار داشت که سطح متغیر هوش معنوی نیز دچار تغییر شود. همچنین این محققین اثبات کردند که هوش معنوی در نهایت با تاثیر پذیری از متغیر عملکرد کارکنان می تواند تغییراتی را ایجاد نماید.

مفهوم هوش معنوی

عبارت هوش معنوی اولین بار توسط زوهر و مارشال (۲۰۰۰). مطرح شد. آنها معتقدند هوش معنوی با یکپارچه کردن هوش عقلانی و هوش هیجانی، تعامل بین فرایند های تفکر منطقی و هوش هیجانی را تسهیل می کند. در این حالت هوش معنوی می تواند موجب رشد و دگرگونی شخصی شود. هوش معنوی تصور کامل هوش انسانی است. این هوش ظرفیت های سازگاری روانی فرد را افزایش می دهد.

هوش معنوی قادر است هوشیاری یا احساس پیوند با یک قدرت برتر یا یک وجود مقدس را تسهیل کند. هوش معنوی یعنی خود آگاهی عمیقی که در آن فرد هر چه بیشتر از جنبه های درونی خود آگاه می شود. هوش معنوی توانایی به کار گیری و بروز ارزش های معنوی است. این هوش به گونه ای که موجب ارتقای کار کرد روزانه و سلامت جسمی و روحی فرد می شود. معنویت در کار با افزایش خلاقیت، صداقت، اعتماد و تعهد همراه است.

هوش معنوی به عنوان عامل معنویت در محیط کار

معنویت در محیط کاری همراه با بالا رفتن احساس تکامل شخصی و بالندگی کارکنان پیوند خورده است. ورود هوش معنوی در سازمان به کارکنان  چشم انداز یکپارچه تری از هدف سازمان می دهد. بدین ترتیب زندگی کاری و شخصی با دنیای معنوی کارکنان پیوند می خورد. (دهقانی و فضل الهی قمشی، ۱۳۹۴: ۱۰۷). برخلاف هوش ظاهری که فعالیت آن به حواس پنجگانه مربوط است؛ هوش معنوی با درک جهان پیرامونی به عنوان تجلیات ارتباط دارد. (اسلام و سلامت، ۱۳۹۳: ۴۸).

هوش معنوی، سازه های معنویت و هوش را درون یک سازه جدید ترکیب می کند.  هوش معنوی به عنوان ظرفیت انسان و تجربیات همزمان و ارتباط یکپارچه بین ما و دنیایی که در آن زندگی می کنیم، تعریف شده است. (خدابخشی و همکاران، ۱۳۹۳: ۵۹).

 

منابع

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.