مبانی نظری خودکارآمدی |مطالعات ISI و علمی پژوهشی


در حال بارگذاری
۱ مهر ۱۳۹۹
ورد قابل ویرایش
8 صفحه
376 بازدید
۲۰,۰۰۰ تومان
خرید

مبانی نظری خودکارآمدی

مبانی نظری خودکارآمدی |تعداد صفحات : ۸ صفحه

مبانی نظری خودکارآمدی در نظریه اندرتا و مک کی ۲۰۲۰

اندرتا و مک کی در سال ۲۰۲۰ موضوع خود کارآمدی را در مطالعه خود بررسی کردند. آنها اثبات کردند که خودکارآمدی با بهزیستی در ارتباط است و این ارتباط از نوع همبستگی بود. به عبارتی تغییرات موجود در خودکارآمدی با استفاده از بهزیستی روانشناختی قابل پیش بینی بود. این مطالعه خودکارآمدی را در سه بعد مورد بررسی قرار دادند. این سه بعد عبارت بودند از:مبانی نظری خودکارآمدی

۱-حوزه تحصیلی.

۲-حوزه اجتماعی.

۳-حوزه عاطفی.

مطالعه این محققین استدلال کرد که در حوزه تحصیلی زمانی که بهزیستی روانشناختی در سطح بالاتری قرار دارد خودکارآمدی نیز در سطح خوبی قابل گزارشگیری است. همچنین در یک مطالعه میدانی زمانی که افراد از حوزه اجتماعی قوی تری برخوردار بودند معمولا خودکارآمدی بالاتری را گزارش می کردند و افرادی که از حوزه عاطفی قوی تری برخوردار بودند معمولا خودکارآمدی بهتری داشتند. نتایج مطالعه این محققین بر روی یک نمونه خوشه بندی شده نشان داد که هر سه حوزه تحصیلی و اجتماعی و عاطفی اثرات معنی دار را بر خودکارآمدی نشان دادند. نتایج مطالعه علی آنها بر خودکارآمدی نشان داد این متغیر قابل استناد است. استناد پذیری خودکارآمدی در توانایی تقویت بهزیستی روانشناختی بود.

مبانی نظری خودکارآمدی در نظریه اندرتا و مک کی ۲۰۲۰

هابرت و ژرودر در سال ۲۰۲۰ اثبات کردند که خودکارآمدی در زندگی فردی افراد اثرگذار بود. این محققین اثبات کردند که خودکارآمدی برای اثرگذاری به چند بعد وابستگی دارد. این ابعاد عبارت بودند از:

۱-دستیابی به شایستگی فردی.

۲-خودمختاری در زندگی فردی.

۳-کارآمدی به انجام وظایف فردی.

این محققین اثبات کردند که خودکارآمدی در زندگی فردی براساس یک استراتژی بلند مدت تعیین می شود، به صورتی که افراد با قدرت خودکارآمدی بالاتر معمولا خودمختاری بالاتری را تجربه می کنند و کارآمد تر هستند. این افراد هنگام مواجهه با مشکلات کمتر دچار استرس می شوند و کارایی بالاتری را نشان می دهند. این موضوع سبب می شود که ترجیحات فردی بهتر شده و فرد بتواند اقدامات بهتری را نسبت به مسایل کاری خود ارایه دهد. افرادی که خودکارآمدی بالاتری دارند، اغلب توانایی انتخاب بهتری ار ارایه می دهند و با افزایش سطح آسانی کار در ذهن کارایی بیشتری را نشان می دهند.

خودکارآمدی در نظریه رامیجان و همکاران ۲۰۲۰

رامیجان و همکاران در سال ۲۰۲۰ در نظریه خود در خصوص خودکارآمدی اثبات کردند که خودکاآمدی به روش های فرهنگی مدیریت وابسته است.خودکارآمدی در نهایت به کارایی بالاتر می انجامد. این کارایی از منظر عمومی و روابط بین فردی تحت تاثیر خودکارآمدی قرار دارد. در دیدگاه حرفه ای خودکارآمدی با سیاست ها و توسعه حرفه ای افراد ارتباط دارد. در این حالت افراد با خودکارآمدی بالاتر توانایی بهتری در درک ارتباطات بین فردی دارند.

مبانی نظری خودکارآمدی در سال ۲۰۱۹

مارش و همکاران (۲۰۱۹) .این استدلال را داشتند که تغییرات در سطح متغیر خودپنداره می توانست بر تغییر در سطح خودکارآمدی اثرگذار باشد. به عبارتی زمانی که سطح متغیر خودپنداره دچار بهبود شود، این انتظار وجود دارد که متغیر خودکارآمدی نیز تغییر کند. در صورتی که رابطه متغیر خودپنداره با متغیر خودکارآمدی همسو و همجهت باشد می توان انتظار داشت که سطح متغیر خودکارآمدی با بهبود سطح متغیرهای ارایه شده در تحقیق، بهبود یابد.

تالسما و همکاران (۲۰۱۹) .اشاره کردند که خودکارآمدی تحت تاثیر متغیرهای دیگر در یک سازمان قرار می گیرد. زمانی که سطح متغیرهای عملکرد تحصیلی و پیشگویی در سازمان تغییر می کند، آنگاه سطح متغیر خودکارآمدی نیز تغییر می کند. همچنین متغیرهای عملکرد تحصیلی و پیشگویی اثرگذاری خود را بر روی متغیر خودکارآمدی براساس همسو بودن یا ناهمسو بودن اعمال می کنند. زمانی که نتایج مطالعه نشان دهد، متغیرهای عملکرد تحصیلی و پیشگویی ارتباط همسویی را با متغیر خودکارآمدی دارند، آنگاه می توان گفت که تغییرات آنها سبب تغیرات مثبت در سطح خودکارآمدی می شود.

خودکارآمدی

هسیو و همکاران (۲۰۱۹) .متغیرهای تناسب ادارک شده و قصد کارآفرینی را در ارتباط با خودکارآمدی مورد بررسی قرار دادند. این محققین دریافتند که متغیرهای تناسب ادارک شده و قصد کارآفرینی معمولا می توانند بر سطح خودکارآمدی اثرگذار باشند. به این صورت که با تغییر در سطح تناسب ادارک شده و قصد کارآفرینی می توان انتظار داشت که سطح متغیر عملکرد سازمان نیز دچار تغییر شود. همچنین این محققین اثبات کردند که خودکارآمدی در نهایت با تاثیر پذیری از متغیرهای تناسب ادارک شده و قصد کارآفرینی می تواند در یک سازمان تغییراتی را ایجاد نماید.

گارایکا و همکاران در سال ۲۰۱۹ .اثبات کردند که خودکارآمدی با متغیرهای شخصیت خود و اعتماد به نفس ارتباط دارد.  این محققین اثبات کردند زمانی که متغیرهای شخصیت خود و اعتماد به نفس دچار تغییر شوند، به دلیل ارتباط با متغیر خودکارآمدی آن را نیز دچار تغییر خواهند کرد. معمولا اثرات متغیرهای شخصیت خود و اعتماد به نفس بر خودکارآمدی هم جهت بوده و سبب تقویت خودکارآمدی می شود.

خودکارآمدی

فالکو و سامرز (۲۰۱۹) .در بررسی اثر متغیرهای سازمانی در خودکارآمدی دریافتند که معمولا خودکارآمدی می تواند تحت تاثیر متغیرهای تصمیم گیری شغلی و ارزیابی مداخله قرار گیرد. به صورتی که افزایش یا کاهش در سطح متغیرهای تصمیم گیری شغلی و ارزیابی مداخله معمولا سبب تغییر در سطح خودکارآمدی می شود. اگر این تغییرات همسو باشد با افزایش در مقدار متغیرهای اعلام شده معمولا سطح خودکارآمدی نیز افزایش می یابد. اگر ارتباط بین متغیرها ناهمسو باشد آنگاه با افزایش متغیرهای مورد بررسی، سطح خودکارآمدی کاهش خواهد یافت.

نیومن و همکاران در سال ۲۰۱۹ .اثبات کردند که متغیرهای کارآفرینی، اندازه گیری و تحقیقات آینده بر خودکارآمدی اثرگذار هستند. این محققین اثبات کردند که متغیرهای کارآفرینی، اندازه گیری و تحقیقات آینده می توانند در یک سازمان بر میزان خودکارآمدی اثرگذار باشند. همچنین ارتباط متغیر خودکارآمدی با متغیرهای کارآفرینی، اندازه گیری و تحقیقات آینده در سازمان ممکن است همسو و یا غیر همسو باشد. این موضوع با توجه به نمونه آماری و ماهیت سازمانی که مورد بررسی قرار گرفته است ممکن است متفاوت باشد. اما در کل این محقین استدلال کردند که با تغییر در سطح متغیرهای کارآفرینی، اندازه گیری و تحقیقات آینده می توان شاهد تغییر در سطح متغیر خودکارآمدی بود.

خودکارآمدی

ریچاو و همکاران در سال ۲۰۱۹ .اثبات کردند که با تغییر در سطح متغیرهای هویت فناوری، مراقبت های بهداشتی و ارزیابی می توان سطح متغیر خودکارآمدی را تحت تاثیر قرار داد. به عبارتی تغییرات متغیر خودکارآمدی تحت تاثیر مولفه هایی قرار دارد. این مولفه ها عبارتند از:

۱- هویت فناوری.

۲- مراقبت های بهداشتی.

۳- ارزیابی.

بارنی و همکاران (۲۰۱۹) .خودکارآمدی را در ارتباط با متغیرهای نقش ارزشها و انگیزه های شخصی مورد آزمون قرار دادند. استدلال آنها بر این بود متغیر خودکارآمدی با متغیرهای نقش ارزشها و انگیزه های شخصی در ارتباط است. یا به عبارتی این محققین استدلال کردند که متغیر سازمانی ممکن است تحت تاثیر متغیرهای نقش ارزشها و انگیزه های شخصی قرار گیرد و با تغییر در سطح این متغیرها، سطح آن دچار تغییر شود.

خودکارآمدی

یوشر و همکاران در سال ۲۰۱۹. در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که متغیر خودکارآمدی از متغیرهای سنگدلی مداوم و موفقیت تحصیلی تاثیر می پذیرد. به این صورت که سطح تغییرات متغیرهای سنگدلی مداوم و موفقیت تحصیلی می تواند در سطح خودکارآمدی تغییر ایجاد نماید. از سوی دیگر این مطالعه پیشنهاد کرد که برای بهبود در سطح خودکارآمدی به نظر می رسد بهبودهایی در سطح متغیرهای سنگدلی مداوم و موفقیت تحصیلی می تواند مفید باشد.

هیونگ و مایر در سال ۲۰۱۹ .در نظریه خود ارتباط بین متغیر آموزش آنلاین و خودکارآمدی را اثبات کردند. این محققین دریافتند. که متغیر آموزش آنلاین می توانند. بر سطح خودکارآمدی اثرگذار باشند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند. که وقتی سطح متغیر آموزش آنلاین دچار تغییر شود. احتمال تغییر در سطح متغیر خودکارآمدی نیز وجود دارد.

 

منابع

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.