مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر |مطالعات ISI و علمی و پژوهشی


در حال بارگذاری
۲۹ شهریور ۱۳۹۹
ورد قابل ویرایش
12 صفحه
481 بازدید
۱۵,۰۰۰ تومان
خرید

..مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر

مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر | تعداد صفحات: ۱۲ صفحه

مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر

برای اطمینان از اینکه محصولات و خدمات، کیفیت طراحی‌شده را دارا هستند، تعهدی کیفی در سرتاسر سازمان لازم است. این نگرش به مدیریت کیفیت فراگیر مرتبط است که براساس اصول تضمین کیفیت، کنترل کیفیت جامع و کنترل کیفیت در سرتاسر شرکت به وجود آمده است.  مدیریت کیفیت فراگیر بر نقش مدیریت عالی در هدایت تلاش کیفی همه کارکنان در تمام سطوحی که باید متمرکز یابند تأکید می­کند. همه کارکنان مسئول بهبود کیفیت مستمر هستند و کیفیت عامل اصلی تمام وظایف سازمانی است. مدیریت کیفیت فراگیر همچنین تأکید می‌کند که کیفیت مبحثی راهبردی است. سازمان باید تعیین کند که مشتری از کیفیت چه می‌خواهد و سپس از برنامه‌ریزی راهبردی که تمام بخش‌های عملیاتی را در برمی‌گیرد، استفاده کند(جعفر نژاد، ۱۳۹۱).

شاید اصطلاح مدیریت کیفیت فراگیر یکی از متداولترین اصطلاحات تجارت باشد. که در سال های اخیر در مورد تمامی تلاش های انجام شده برای پیشبرد کیفیت به کار رفته است. امروزه مدیریت کیفیت فراگیر به عنوان پارادایم نوین مدیریت، از سوی اندیشمندان و متخصصان حرفه ای پذیرفته شده است (مظفری و سجادی نیا، ۱۳۹۵: ۳).

مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر

واژه مدیریت کیفیت فراگیر از سه واژه مدیریت، کیفیت و فراگیر تشکیل شده است. برای مدیریت تعاریف گوناگونی ارائه شده است. از آن جمله که مدیریت نیل به هدف با صرف حداقل هزینه و یا علم و هنر متشکل کردن، هماهنگی، رهبری، کنترل و اداره امور فعالیتهای دسته جمعی به منظور کسب هدف با حداکثر کارایی تعریف شده است.

هدف نهایی مدیریت کیفیت فراگیر بهبود کیفیت محصولات و خدمات، از طریق بهبود منابع انسانی، فرآیندها و تجهیزات موجود و به موازات آن کاهش هزینه های حوزه عملیاتی است. مدیریت کیفیت جامع بسط مفهوم فلسفه ای است که خدمات و تولیدات، همواره باکیفیتی بهتر در دسترس مشتریان درونی و بیرونی سازمان گذاشته شود و بر آن است که با در نظر گرفتن بازخورد از همین مشتریان، مشخصات کیفی هر تولید یا خدمتی را تعیین کند.

ادامه

درواقع، مدیریت کیفیت فراگیر نظامی با اهمیت است که سازمانها برای رسیدن به س طح بالایی از کیفیت از آن بهره می برند. مدیریت کیفیت فراگیر اولین بار به عنوان یک رویکرد مدیریت بازار در جنگ جهانی دوم عنوان شد. در آغاز دهه ۱۹۸۰ و توسط ادوارد دمینگ که یک دانشمند آمریکایی است و بر اساس مشارکت تمامی کارکنان و مدیران و مشتریان یک سازمان مطرح می شود.

این رویکرد ابتدا توسط سرمایه داران آمریکایی با نگاه فلسفه ای و اصول مدیریت فراگیر سعی در رشد اقتصادی داشتند و اخیرا نیز این کیفیت در تشکیلات آموزشی قابل استفاده است. ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻓﺮاﮔﻴﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎر نظام‌یافته‌ای اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺑﻬﺒﻮد ﻣﺴﺘﻤﺮ ﻛﻠﻴﻪ فعالیت‌های دروﻧﻲ ﻳﻚ ﺳﺎزﻣﺎن ﺗﺄﻛﻴﺪ می‌کند(سیدالحسینی و ثناگردربانی، ۱۴۰۰: ۶۷).

مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر به عنوان یک ساختار نظام یافته

ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻓﺮاﮔﻴﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎر نظام‌یافته‌ای اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺑﻬﺒﻮد ﻣﺴﺘﻤﺮ ﻛﻠﻴﻪ فعالیت‌های دروﻧﻲ ﻳﻚ ﺳﺎزﻣﺎن ﺗﺄﻛﻴﺪ می‌کند. ﻫﺪف ﻧﻬﺎﻳﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻓﺮاﮔﻴﺮ ﺑﻬﺒﻮد ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺤﺼﻮﻻت و ﺧﺪﻣﺎت، از ﻃﺮﻳﻖ ﺑﻬﺒﻮد ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ، ﻓﺮآﻳﻨﺪﻫﺎ و ﺗﺠﻬﻴﺰات ﻣﻮﺟﻮد و به‌موازات آن ﻛﺎﻫﺶ هزینه‌های ﺣﻮزه ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ اﺳﺖ. ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻓﺮاﮔﻴﺮ ﺑﺴﻂ ﻣﻔﻬﻮم فلسفه‌ای اﺳﺖ ﻛﻪ اﻋﺘﻘﺎد دارد ﻛﻪ ﺧﺪﻣﺎت و ﺗﻮﻟﻴﺪات، ﻫﻤﻮاره باکیفیتی ﺑﻬﺘﺮ در دﺳﺘﺮس ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن دروﻧﻲ و ﺑﻴﺮوﻧﻲ ﺳﺎزﻣﺎن ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﻮد و ﺑﺮ آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﺑﺎزﺧﻮرد ﮔﺮﻓﺘﻦ از ﻫﻤﻴﻦ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن، ﻣﺸﺨﺼﺎت ﻛﻴﻔﻲ ﻫﺮ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺘﻲ را ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﺪ (محمدی و حدادنیا، ۱۳۹۵: ۲۶-۲۷).

داشتن تحصیلات و ثبات شغلی در کنار توجه به پویایی و تغییر نظام‌مند سازمان، مدیریت مبتنی بر کار انفرادی، اهمیت دادن به نظرات و تصمیمات کارکنان، ارزشیابی مداوم و عواملی که می‌توان آن‌ها را در سازمان‌های پویا و پیشرفته جستجو کرد از این عوامل مهم مدیریت کیفیت خدمات هستند (ذاکریان و همکاران، ۱۳۹۲).

مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر به عنوان ره آوردی نوین

مدیریت کیفیت فراگیر  تحولات وسیعی را در قرن حاضر به وجود آورده است. جهان روزبه‌روز شاهد ارائۀ یافته‌های مدیریت کیفیت فراگیری برای رهبری نیروی انسانی است. این مفهوم می تواند سبب ایجاد وحدت در اهداف و مسیر رشد سازمان شود. نتایج تحقیقات متعدد در حوزه‌های متنوع سازمانی نشان داد که این روش اثرگذار بود. توفیق و اثربخشی سازمانی در سایۀ مدیریت و رهبری موفق و مؤثر نیروهای کارآمد و شایسته می تواند سبب بهبود کیفیت شود. مدیریت کیفیت فراگیر سبب می شود تا نیروهای شایسته سازمانی تقویت شوند. این نیروها افرادی هستند که به‌صورت شایسته از فیلتر مدیریت عبور کرده و دارای تخصص هستند(ذاکریان و همکاران، ۱۳۹۲: ۱۶۰).

ادامه

مدیریت کیفیت جامع؛ یعنی اقدام هوشمندانه و مستمر برای تامین اهداف سازمان. این اهداف مستمر در نهایت باید باعث رضایت کارکنان شود. افزایش کارایی و ارتقای رقابت در بازار ختم می شود؛ به عبارت دیگر، نظام کنترل کیفیت جامع، کلیه امور شرکت؛ اعم از بازاریابی، طراحی، تولید، مهندسی، فروش و خدمات بعد از فروش را شامل می شود (علیزاده و اجاقی، ۱۳۹۲: ۴۳). در این حالت مزایای به کارگیری نظام مدیریت کیفیت عبارتند از:

۱- ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﺠﺪد فعالیت‌های ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮ اﺳﺎس اﻫﺪاف ﺳﺎزﻣﺎن و رﻓﻊ کاستی‌ها.

۲-ﺷﻔﺎﻓﯿﺖ ﻓﺮاﯾﻨﺪﻫﺎ و شاخص‌ها در ﺳﺎزﻣﺎن.

۳-ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی از دوباره‌کاری‌ها به‌واسطه ﺗﻌﺮﯾﻒ فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده و نظام‌مند.

۴-ﮐﺎﻫﺶ هزینه‌ها.

۵-اﯾﺠﺎد اﻃﻤﯿﻨﺎن و اﻋﺘﻤﺎد در درون ﺳﺎزﻣﺎن.

۶-اﯾﺠﺎد اﻃﻤﯿﻨﺎن و اﻋﺘﻤﺎد برون‌سازمانی (ارباب‌رجوع).

نکات نهفته در این کیفیت

در مدیریت کیفیت فراگیر سه نکته اساسی نهفته است: تعیین اولویتهای نیاز مشتری (سلیقه مشتری)،  تولید به طریقی که مورد پسند مشتری باشد(کیفیت نهایی) و تشخیص نیاز مشتری (بازار) (مظفری و سجادی نیا، ۱۳۹۵: ۴).

ویژگی های مرتبط با مفهوم کیفیت فراگیری

مدیریت کیفیت فراگیر دارای برخی ویژگی های است. در مدیریت کیفیت فراگیر ارتقاء کیفیت (ازنقطه‌نظر مشتری) همیشه باعث بهبود در عملکرد سازمان می‌شود؛ چراکه ارتقاء کیفیت به ارتقاء کارایی در سازمان منجر می‌شود؛ طوری که مشکلات موجود شناسایی و حذف می‌گردند. حامیان مدیریت کیفیت فراگیر بر این باورند که مشتریان همواره به دنبال محصولات و خدمات با بالاترین کیفیت بوده و حاضرند بهای بیشتری برای آن بپردازند (رضایی دولت‌آبادی و مهرآذین، ۱۳۹۲: ۹۴) براین اساس برای مدیریت کیفیت فراگیر برخی اصول تعریف شد. این اصول عبارت بودند از:

۱-مشتری محوری در تمام امور واحد تجاری.

۲-مدیریت باید به‌طور مستقیم در ایجاد کیفیت شرکت کند.

۳-مشارکت همه کارکنان و نیروهای سازمان در جلب خشنودی مشتریان از طریق ارائه محصولات مرغوب.

۴-رفع مشکلات مربوط به کیفیت محصولات از طریق روش‌های سیستماتیک.

با پیاده‌سازی   مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر به نیازهای روانی کارکنان توجه می شود. و این اصول ارگونومی که از رابطه بین انسان، محیط و ابزار به دست می آید سعی دارد با شناخت تعامل بین این سه عامل، بیشترین بهره‌وری را برای اهداف تکاملی در سیستم پیچیده تکنولوژی امروزی ایجاد نماید.

نظریات سال ۲۰۲۱ برای مدیریت کیفیت فراگیر

فاراج و همکاران (۲۰۲۱) در نظریه خود به بررسی رابطه عملکرد کارکنان، خلاقیت، تعبیه شغل  و مدیریت کیفیت فراگیر پرداختند. این محققین اثبات کردند که عملکرد کارکنان، خلاقیت و تعبیه شغل بر مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار است. به عبارتی با استفاده از متغیرهای عملکرد کارکنان، خلاقیت و تعبیه شغل می توان سطح مدیریت کیفیت فراگیر را نیز تحت تاثیر قرار داد. زمانی سطح هر یک از متغیرهای بیان شده  تغییر می کند می توان انتظار داشت که سطح مدیریت کیفیت فراگیر نیز تغییر خواهد کرد

کالوجیانیدیس در سال ۲۰۲۱ در نظریه خود ارتباط بین متغیرهای بازاریابی، عملکرد شرکتها، صنایع تولیدی و مدیریت کیفیت فراگیر را اثبات کرد. این محقق دریافت که متغیرهای بازاریابی، عملکرد شرکتها و صنایع تولیدی می تواند بر سطح مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار باشد. همچنین به این نتیجه رسید که وقتی سطح متغیرهای بازاریابی، عملکرد شرکتها و صنایع تولیدی دچار تغییر شود، احتمال تغییر در سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز وجود دارد.

مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر در مطالعات سال ۲۰۲۱

شهابات و بریش در سال۲۰۲۱ در نظریه خود اثبات کردند که مدیریت کیفیت فراگیر می تواند تحت تاثیر تواند  مدیریت دانش قرار گیرد. به عبارتی مدیریت کیفیت فراگیر معمولا با تغییراتی که در متغیر تواند  مدیریت دانش ایجاد می شود، دچار تغییر می شود. زمانی که سازمان در نظر داشته باشه سطح مدیریت کیفیت فراگیر را تغییر دهد، پیشنهاد می شود که ابتدا سطوح مرتبط با متغیر تواند  مدیریت دانش را تغییر دهد.

قانم در سال ۲۰۲۱ اثبات کردند که با تغییر در سطح متغیرهای نوآوری، خدمات و مراقبت های بهداشتی می توان سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر را تحت تاثیر قرار داد. به عبارتی تغییرات متغیر مدیریت کیفیت فراگیر تحت تاثیر مولفه هایی قرار دارد. این مولفه ها عبارتند از:

۱- نوآوری.

۲- خدمات.

۳- مراقبت های بهداشتی.

ادامه

الدوری در سال ۲۰۲۱ استدلال کرد که. زمانی می توان مدیریت کیفیت فراگیر را بهبود داد که. به متغیرهای عملکرد و مدیریت خدمات توجه شود. زمانی یک سازمان به متغیرهای عملکرد و مدیریت خدمات توجه می کند.، معمولا سطح مدیریت کیفیت فراگیر دچار تغییر می شود. اگر تغییرات ایجاد شده در متغیرهای عملکرد و مدیریت خدمات مثبت باشد. معمولا سطح مدیریت کیفیت فراگیر بهبود می یابد.

الوان و همکاران در سال ۲۰۲۱ در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند.. که متغیر مدیریت کیفیت فراگیر از متغیر فناوری اطلاعات تاثیر می پذیرد. به این صورت که سطح تغییرات متغیر فناوری اطلاعات می تواند.. در سطح مدیریت کیفیت فراگیر تغییر ایجاد نماید. از سوی دیگر این مطالعه پیشنهاد کرد که. .برای بهبود در سطح مدیریت کیفیت فراگیر به نظر می رسد. بهبودهایی در سطح متغیر فناوری اطلاعات می تواند مفید باشد.

ادامه

هیشام و بیلوا در سال ۲۰۲۱ .در نظریه خود یک رابطه معنی دار بین مدیریت کیفیت فراگیر و متغیر توسعه مدیریت یافتند. به عبارتی این محققین اثبات کردند. زمانی که سطح متغیر توسعه مدیریت دچار تغییر می شود.، آنگاه می توان انتظار داشت که سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز دچار تغییر شود. همچنین زمانی که متغیر توسعه مدیریت می توانند. به گونه ای برنامه ریزی شوند که در جهت تقویت مدیریت کیفیت فراگیر اقدام نمایند.

کارینی و حسب اله (۲۰۲۱) این استدلال را داشتند. که تغییرات در سطح متغیرهای شکایات مشتریان و صنایع تولید می تواند. بر تغییر در سطح مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار باشد. به عبارتی زمانی که سطح متغیرهای شکایات مشتریان و صنایع تولید دچار بهبود شود.، این انتظار وجود دارد که متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز تغییر کند. در صورتی که رابطه متغیر های شکایات مشتریان و صنایع تولید. با متغیر مدیریت کیفیت فراگیر همسو و همجهت باشد.

ادامه

سیومنتری و همکاران (۲۰۲۱) اشاره کردند که. مدیریت کیفیت فراگیر تحت تاثیر متغیرهای دیگر در یک سازمان قرار می گیرد. زمانی که سطح متغیرهای عملکرد، کسب و کار و نوآوری در سازمان تغییر می کند.، آنگاه سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز تغییر می کند. همچنین متغیرهای عملکرد، کسب و کار و نوآوری اثرگذاری خود را بر روی متغیر مدیریت کیفیت فراگیر .براساس همسو بودن یا ناهمسو بودن اعمال می کنند. زمانی که نتایج مطالعه نشان دهد.، متغیرهای عملکرد، کسب و کار و نوآوری ارتباط همسویی را با متغیر مدیریت کیفیت فراگیر دارند.، آنگاه می توان گفت که تغییرات آنها سبب تغیرات مثبت در سطح مدیریت کیفیت فراگیر می شود.

ادامه

سفریدو و همکاران (۲۰۲۱) در مطالعه خود ارتباط متغیرهای عملکرد سازمانی، ادبیات سیستماتیک، برتری کسب و کار و مدیریت کیفیت فراگیر را تحت آزمون قرار دادند. آنها نشان دادند که متغیر مدیریت کیفیت فراگیر در نهایت تحت تغییرات متغیرهای عملکرد سازمانی.، ادبیات سیستماتیک و برتری کسب و کار می تواند تغییر نماید. این تغییرات با توجه به نتایج حاصل از تحقیق می تواند. هم جهت یا غیر همجهت باشد. زمانی که سطح متغیرهای عملکرد سازمانی، ادبیات سیستماتیک و برتری کسب و کار در سازمان هم جهت با مدیریت کیفیت فراگیر باشند.، می توان انتظار داشت که با افزایش سطح آنها سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز بهبود یابد و با کاهش سطح آنها سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر کاهش یابد.

ادامه

مارتین و همکاران (۲۰۲۱). متغیر شایستگی های مدیریت را در ارتباط با مدیریت کیفیت فراگیر مورد بررسی قرار دادند. این محققین دریافتند که متغیر شایستگی های مدیریت معمولا می تواند بر سطح مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار باشد. به این صورت که با تغییر در سطح شایستگی های مدیریت می توان انتظار داشت که سطح متغیر عملکرد سازمان نیز دچار تغییر شود. همچنین این محققین اثبات کردند که مدیریت کیفیت فراگیر در نهایت با تاثیر پذیری از متغیر شایستگی های مدیریت می تواند در یک سازمان تغییراتی را ایجاد نماید

حمیدا در سال ۲۰۲۱ اثبات کردند که مدیریت کیفیت فراگیر با متغیر کسب و کار ارتباط دارد.  این محققین اثبات کردند زمانی که متغیر کسب و کار دچار تغییر شود، به دلیل ارتباط با متغیر مدیریت کیفیت فراگیر آن را نیز دچار تغییر خواهند کرد. معمولا اثرات متغیر کسب و کار بر مدیریت کیفیت فراگیر هم جهت بوده و سبب تقویت مدیریت کیفیت فراگیر می شود.

ادامه

لیائو و همکاران (۲۰۲۱) در بررسی اثر متغیرهای سازمانی در مدیریت کیفیت فراگیر دریافتند که معمولا مدیریت کیفیت فراگیر می تواند تحت تاثیر متغیرهای زنجیره تأمین، قابلیت نوآوری و برتری کسب و کار قرار گیرد. به صورتی که افزایش یا کاهش در سطح متغیرهای زنجیره تأمین، قابلیت نوآوری و برتری کسب و کار معمولا سبب تغییر در سطح مدیریت کیفیت فراگیر می شود. اگر این تغییرات همسو باشد با افزایش در مقدار متغیرهای اعلام شده معمولا سطح مدیریت کیفیت فراگیر نیز افزایش می یابد. اگر ارتباط بین متغیرها ناهمسو باشد آنگاه با افزایش متغیرهای مورد بررسی، سطح مدیریت کیفیت فراگیر کاهش خواهد یافت.

امینا و همکاران در سال ۲۰۲۱ اثبات کردند که متغیر نوآوری های اقتصادی بر مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار هستند. این محققین اثبات کردند که متغیر نوآوری های اقتصادی می تواند در یک سازمان بر میزان مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار باشد. همچنین ارتباط متغیر مدیریت کیفیت فراگیر با متغیر نوآوری های اقتصادی در سازمان ممکن است همسو و یا غیر همسو باشد.  اما در کل این محقین استدلال کردند که با تغییر در سطح متغیر نوآوری های اقتصادی می توان شاهد تغییر در سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر بود.

ادامه

صادقی مقدم و همکاران (۲۰۲۱) مدیریت کیفیت فراگیر را در ارتباط با متغیرهای ادبیات سیستماتیک و برتری کسب و کار مورد آزمون قرار دادند. استدلال آنها بر این بود متغیر مدیریت کیفیت فراگیر با متغیرهای ادبیات سیستماتیک و برتری کسب و کار در ارتباط است. یا به عبارتی این محققین استدلال کردند که متغیر سازمانی ممکن است تحت تاثیر متغیرهای ادبیات سیستماتیک و برتری کسب و کار قرار گیرد و با تغییر در سطح این متغیرها، سطح آن دچار تغییر شود.

لیم و همکاران (۲۰۲۱)  در نظریه خود به بررسی رابطه زنجیره تأمین، عملکرد، پایداری و مدیریت کیفیت فراگیر پرداختند. این محققین اثبات کردند که زنجیره تأمین، عملکرد و پایداری بر مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار است. به عبارتی با استفاده از متغیرهای زنجیره تأمین، عملکرد و پایداری می توان سطح مدیریت کیفیت فراگیر را نیز تحت تاثیر قرار داد.

ادامه

نوز و همکاران در سال ۲۰۲۱ در نظریه خود ارتباط بین متغیرهای کسب و کار، صنعت و مدیریت کیفیت فراگیر را اثبات کردند. این محققین دریافتند که متغیرهای کسب و کار و صنعت می توانند بر سطح مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار باشند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی سطح متغیرهای کسب و کار و صنعت دچار تغییر شود، احتمال تغییر در سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز وجود دارد.

فوندلین و همکاران در سال ۲۰۲۱ در نظریه خود اثبات کردند که مدیریت کیفیت فراگیر می تواند تحت تاثیر کسب و کار و الگوی مدیریت قرار گیرد. به عبارتی مدیریت کیفیت فراگیر معمولا با تغییراتی که در متغیرهای کسب و کار و الگوی مدیریت ایجاد می شود، دچار تغییر می شود. زمانی که سازمان در نظر داشته باشه سطح مدیریت کیفیت فراگیر را تغییر دهد، پیشنهاد می شود که ابتدا سطوح مرتبط با متغیرهای کسب و کار و الگوی مدیریت را تغییر دهد.

ادامه

ماریمون و همکاران در سال ۲۰۲۱ اثبات کردند که با تغییر در سطح متغیرهای انگیزه، خدمات اجتماعی و برتری کسب و کار می توان سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر را تحت تاثیر قرار داد. به عبارتی تغییرات متغیر مدیریت کیفیت فراگیر تحت تاثیر مولفه هایی قرار دارد. این مولفه ها عبارتند از:

۱- انگیزه.

۲- خدمات اجتماعی.

۳- برتری کسب و کار.

گریمیر و همکاران در سال ۲۰۲۱ در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که متغیر مدیریت کیفیت فراگیر از متغیر برتری کسب و کار تاثیر می پذیرد. به این صورت که سطح تغییرات متغیر برتری کسب و کار می تواند در سطح مدیریت کیفیت فراگیر تغییر ایجاد نماید. از سوی دیگر این مطالعه پیشنهاد کرد که برای بهبود در سطح مدیریت کیفیت فراگیر به نظر می رسد بهبودهایی در سطح متغیر برتری کسب و کار می تواند مفید باشد.

عباس(۲۰۲۰) در نظریه خود به بررسی رابطه عملکرد سبز، مسئولیت اجتماعی و مدیریت کیفیت فراگیر پرداخت. این محقق اثبات کرد که عملکرد سبز و مسئولیت اجتماعی بر مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار است. به عبارتی با استفاده از متغیرهای عملکرد سبز و مسئولیت اجتماعی می توان سطح مدیریت کیفیت فراگیر را نیز تحت تاثیر قرار داد. زمانی سطح هر یک از متغیرهای بیان شده  تغییر می کند می توان انتظار داشت که سطح مدیریت کیفیت فراگیر نیز تغییر خواهد کرد.

زیاد و همکاران ۲۰۲۰

زیاد و همکاران در سال ۲۰۲۰ در نظریه خود ارتباط بین متغیرهای کیفیت خدمات ادراک شده، رضایت،  قصد و مدیریت کیفیت فراگیر را اثبات کردند. این محققین دریافتند که متغیرهای کیفیت خدمات ادراک شده، رضایت و قصد می توانند بر سطح مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار باشند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی سطح متغیرهای کیفیت خدمات ادراک شده، رضایت و قصد دچار تغییر شود، احتمال تغییر در سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز وجود دارد.

سفر و اوبیدات ۲۰۲۰

سفر و اوبیدات در سال ۲۰۲۰ در نظریه خود اثبات کردند که مدیریت کیفیت فراگیر می تواند تحت تاثیرشیوه های مدیریت، عملکرد کارکنان و اشتراک دانش قرار گیرد. به عبارتی مدیریت کیفیت فراگیر معمولا با تغییراتی که در متغیرهای مدیریت، عملکرد کارکنان و اشتراک دانش ایجاد می شود، دچار تغییر می شود. زمانی که سازمان در نظر داشته باشه سطح مدیریت کیفیت فراگیر را تغییر دهد، پیشنهاد می شود که ابتدا سطوح مرتبط با متغیرهای مدیریت، عملکرد کارکنان و اشتراک دانش را تغییر دهد.

باباتوند ۲۰۲۰

باباتوند  در سال ۲۰۲۰ در نظریه خود یک رابطه معنی دار بین مدیریت کیفیت فراگیر و متغیر صنعت  یافت. به عبارتی این محقق اثبات کرد زمانی که سطح متغیر صنعت دچار تغییر می شود، آنگاه می توان انتظار داشت که سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز دچار تغییر شود. همچنین زمانی که متغیر صنعت می تواند به گونه ای برنامه ریزی شود که در جهت تقویت مدیریت کیفیت فراگیر اقدام نماید.

احمد و ادریس در سال ۲۰۲۰ در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که متغیر مدیریت کیفیت فراگیر از متغیرهای رضایت شغلی تاثیر می پذیرد. به این صورت که سطح تغییرات متغیر رضایت شغلی کارکنان می تواند در سطح مدیریت کیفیت فراگیر تغییر ایجاد نماید. از سوی دیگر این مطالعه پیشنهاد کرد که برای بهبود در سطح مدیریت کیفیت فراگیر به نظر می رسد بهبودهایی در سطح متغیر رضایت شغلی کارکنان می تواند مفید باشد.

الدوایهی و همکاران ۲۰۲۰

الدوایهی و همکاران در سال ۲۰۲۰ استدلال کردند که زمانی می توان مدیریت کیفیت فراگیر را بهبود داد که به متغیر عملکرد توجه شود. زمانی یک سازمان به متغیر عملکرد توجه می کند، معمولا سطح مدیریت کیفیت فراگیر دچار تغییر می شود. اگر تغییرات ایجاد شده در متغیر عملکرد مثبت باشد معمولا سطح مدیریت کیفیت فراگیر بهبود می یابد.

بهاسکار در سال ۲۰۲۰ اثبات کرد که با تغییر در سطح متغیرهای جهت گیری بازار و عملکرد سازمانی می توان سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر را تحت تاثیر قرار داد. به عبارتی تغییرات متغیر مدیریت کیفیت فراگیر تحت تاثیر مولفه هایی قرار دارد. این مولفه ها عبارتند از:

۱- جهت گیری بازار.

۲- عملکرد سازمانی.

میتراوا و همکاران ۲۰۲۰

میتراوا و همکاران (۲۰۲۰) این استدلال را داشتند که تغییرات در سطح متغیر ادراک کارکنان می تواند بر تغییر در سطح مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار باشد. به عبارتی زمانی که سطح متغیر ادراک کارکنان دچار بهبود شود، این انتظار وجود دارد که متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز تغییر کند. در صورتی که رابطه متغیر ادراک کارکنان با متغیر مدیریت کیفیت فراگیر همسو و همجهت باشد می توان انتظار داشت که سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر با بهبود سطح متغیرهای ارایه شده در تحقیق، بهبود یابد.

اسنونگاویپورن و همکاران ۲۰۲۰

اسنونگاویپورن و همکاران (۲۰۲۰) اشاره کردند که مدیریت کیفیت فراگیر تحت تاثیر متغیرهای دیگر در یک سازمان قرار می گیرد. زمانی که سطح متغیرهای مشارکت و کارگروهی در سازمان تغییر می کند، آنگاه سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز تغییر می کند. همچنین متغیرهای مشارکت و کارگروهی اثرگذاری خود را بر روی متغیر مدیریت کیفیت فراگیر براساس همسو بودن یا ناهمسو بودن اعمال می کنند.

زمانی که نتایج مطالعه نشان دهد، متغیرهای مشارکت و کارگروهی ارتباط همسویی را با متغیر مدیریت کیفیت فراگیر دارند، آنگاه می توان گفت که تغییرات آنها سبب تغیرات مثبت در سطح مدیریت کیفیت فراگیر می شود.

مچاریا و همکاران (۲۰۲۰) در مطالعه خود ارتباط متغیرهای منابع مالی و مدیریت کیفیت فراگیر را تحت آزمون قرار دادند. آنها نشان دادند که متغیر مدیریت کیفیت فراگیر در نهایت تحت تغییرات متغیر منابع مالی  می تواند تغییر نماید. این تغییرات با توجه به نتایج حاصل از تحقیق می تواند هم جهت یا غیر همجهت باشد.

زمانی که سطح متغیرهای منابع مالی در سازمان هم جهت با مدیریت کیفیت فراگیر باشند، می توان انتظار داشت که با افزایش سطح آنها سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز بهبود یابد و با کاهش سطح آنها سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر کاهش یابد.

بابو و توماس ۲۰۲۰

بابو و توماس (۲۰۲۰) متغیر تصویر سازمانی را در ارتباط با مدیریت کیفیت فراگیر مورد بررسی قرار دادند. این محققین دریافتند که متغیر تصویر سازمانی معمولا می توانند بر سطح مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار باشند. به این صورت که با تغییر در سطح تصویر سازمانی می توان انتظار داشت که سطح متغیر عملکرد سازمان نیز دچار تغییر شود. همچنین این محققین اثبات کردند که مدیریت کیفیت فراگیر در نهایت با تاثیر پذیری از متغیر تصویر سازمانی می تواند در یک سازمان تغییراتی را ایجاد نماید.

اسویس و همکاران ۲۰۲۰

اسویس و همکاران در سال ۲۰۲۰ اثبات کردند که مدیریت کیفیت فراگیر با متغیرهای عملکرد و برنامه ریزی منابع سازمانی ارتباط دارد.  این محققین اثبات کردند زمانی که متغیرهای عملکرد و برنامه ریزی منابع سازمانی دچار تغییر شوند، به دلیل ارتباط با متغیر مدیریت کیفیت فراگیر آن را نیز دچار تغییر خواهند کرد. معمولا اثرات متغیرهای عملکرد و برنامه ریزی منابع سازمانی بر مدیریت کیفیت فراگیر هم جهت بوده و سبب تقویت مدیریت کیفیت فراگیر می شود.

تاری و گاریکا (۲۰۲۰) در بررسی اثر متغیرهای سازمانی در مدیریت کیفیت فراگیر دریافتند که معمولا مدیریت کیفیت فراگیر می تواند تحت تاثیر متغیر اندازه گیری نوآوری قرار گیرد. به صورتی که افزایش یا کاهش در سطح متغیر اندازه گیری نوآوری معمولا سبب تغییر در سطح مدیریت کیفیت فراگیر می شود. اگر ارتباط بین متغیرها ناهمسو باشد آنگاه با افزایش متغیرهای مورد بررسی، سطح مدیریت کیفیت فراگیر کاهش خواهد یافت.

مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر

رشید و همکاران در سال ۲۰۲۰ اثبات کردند که متغیرهای مدیریت منابع انسانی و مزیت رقابتی پایدار بر مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار هستند. این محققین اثبات کردند که متغیرهای مدیریت منابع انسانی و مزیت رقابتی پایدار می توانند در یک سازمان بر میزان مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار باشند. همچنین ارتباط متغیر مدیریت کیفیت فراگیر با متغیرهای مدیریت منابع انسانی و مزیت رقابتی پایدار در سازمان ممکن است همسو و یا غیر همسو باشد.

این موضوع با توجه به نمونه آماری و ماهیت سازمانی که مورد بررسی قرار گرفته است ممکن است متفاوت باشد. اما در کل این محقین استدلال کردند که با تغییر در سطح متغیرهای مدیریت منابع انسانی و مزیت رقابتی پایدار می توان شاهد تغییر در سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر بود.

سیاریفه (۲۰۲۰) مدیریت کیفیت فراگیر را در ارتباط با متغیر رضایت کارکنان مورد آزمون قرار داد. استدلال او بر این بود متغیر مدیریت کیفیت فراگیر با متغیر رضایت کارکنان در ارتباط است. یا به عبارتی این محقق استدلال کرد که متغیر سازمانی ممکن است تحت تاثیر متغیر رضایت کارکنان قرار گیرد و با تغییر در سطح این متغیر، سطح آن دچار تغییر شود.

مقبول و اختر ۲۰۲۰

مقبول و اختر (۲۰۲۰) در نظریه خود به بررسی رابطه مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی و مدیریت کیفیت فراگیر پرداختند. این محققین اثبات کردند که مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی بر مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار است. به عبارتی با استفاده از متغیرهای مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی می توان سطح مدیریت کیفیت فراگیر را نیز تحت تاثیر قرار داد. زمانی سطح هر یک از متغیرهای بیان شده  تغییر می کند می توان انتظار داشت که سطح مدیریت کیفیت فراگیر نیز تغییر خواهد کرد

سناراس و همکاران در سال ۲۰۲۰ در نظریه خود ارتباط بین متغیرهای عملکرد، نوآوری و مدیریت کیفیت فراگیر را اثبات کرد. این محقق دریافت که متغیرهای عملکرد و نوآوری می توانند بر سطح مدیریت کیفیت فراگیر اثرگذار باشند. همچنین او به این نتیجه رسید که وقتی سطح متغیرهای عملکرد و نوآوری دچار تغییر شود، احتمال تغییر در سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز وجود دارد.

مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر

واوک و همکاران در سال ۲۰۲۰ در نظریه خود اثبات کردند که مدیریت کیفیت فراگیر می تواند تحت تاثیر نوآوری قرار گیرد. به عبارتی مدیریت کیفیت فراگیر معمولا با تغییراتی که در متغیر نوآوری ایجاد می شود، دچار تغییر می شود. زمانی که سازمان در نظر داشته باشه سطح مدیریت کیفیت فراگیر را تغییر دهد، پیشنهاد می شود که ابتدا سطوح مرتبط با متغیر نوآوری را تغییر دهد.

اکرام و همکاران در سال ۲۰۲۰ استدلال کردند که زمانی می توان مدیریت کیفیت فراگیر را بهبود داد که به متغیرهای رویکردهای جدید و پیش بینی توجه شود. زمانی یک سازمان به متغیرهای رویکردهای جدید و پیش بینی توجه می کند، معمولا سطح مدیریت کیفیت فراگیر دچار تغییر می شود.

مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر

بویرانتا و همکاران (۲۰۲۰) اشاره کردند که مدیریت کیفیت فراگیر تحت تاثیر متغیرهای دیگر در یک سازمان قرار می گیرد. زمانی که سطح متغیرهای آموزش ابتدایی و ادبیات سیستماتیک در سازمان تغییر می کند، آنگاه سطح متغیر مدیریت کیفیت فراگیر نیز تغییر می کند.

همچنین متغیرهای آموزش ابتدایی و ادبیات سیستماتیک اثرگذاری خود را بر روی متغیر مدیریت کیفیت فراگیر براساس همسو بودن یا ناهمسو بودن اعمال می کنند. زمانی که نتایج مطالعه نشان دهد، متغیرهای آموزش ابتدایی و ادبیات سیستماتیک ارتباط همسویی را با متغیر مدیریت کیفیت فراگیر دارند، آنگاه می توان گفت که تغییرات آنها سبب تغیرات مثبت در سطح مدیریت کیفیت فراگیر می شود.

 

منابع

Abbas, J. (2020). Impact of total quality management on corporate green performance through the mediating role of corporate social responsibility. Journal of Cleaner Production, 242, 118458.

Ahmed, A. O., & Idris, A. A. (2020). Examining the relationship between soft total quality management (TQM) aspects and employees’ job satisfaction in “ISO 9001” Sudanese oil companies. The TQM Journal.

Al-Doori, J. A. (2021). The influence of total quality management on non-academic performance: public sector institutions of Jordan. International Journal of Services and Operations Management, 38(2), 231-243.

Aldwihi, Z. A. S., Noor, A. B. M., & Sharofiddin, A. (2020). Effect of Applying Total Quality Management in Improving the Performance of Al-Waqf of Albr Societies in Saudi Arabia: A theoretical framework for” Deming’s Model”. International Journal of Business Ethics and Governance, 12-32.

 

  راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.