مبانی نظری چابکی سازمان |مطالعات ISI و علمی و پژوهشی

تاریخ انتشار
18 سپتامبر 2020
نوع فایل
ورد قابل ویرایش
حجم فایل
تعداد صفحات
20 صفحه
تعداد بازدید
3,215 بازدید
۵۹,۰۰۰ تومان

مبانی نظری چابکی سازمان

 

مبانی نظری چابکی سازمان | به روز رسانی در تاریخ 1405/04/19| تعداد صفحات: با احتساب منابع 20 صفحه

مفهوم چابکی سازمان

واژه چابک در فرهنگ لغت به معنای حرکت سریع ،چالاک فعال می باشد و چابکی توانایی حرکت به صورت سریع و آسان توانایی تفکر سریع با یک روش هوشمندانه است. مفهوم چابکی ناشی از انعطاف پذیری در اقتصاد بود .که در ابتدا توسط گروهی از محققان در سال ۱۹۹۱ در مؤسسه یاکوکا در دانشگاه لی های به منظور توصیف روشهایی که باید به عنوان جنبه های حیاتی فرآیند تولید در نظر گرفته می شدند، بیان گردید .

ادامه

چابکی یک قابلیت سازمانی است که برای رسیدن به اهداف اشاره شده باید مدنظر مدیران قرار گیرد. در واقع سازمان چابک به سازمانی گفته میشود که دارای ویژگی هایی از جمله نوآوری انعطاف پذیری و آمادگی واکنش به تغییرات محیطی بوده و نسبت به مشکلات و کاستی ها، بسیار مقاوم و پایدار است .

این نوع سازمان با صرف کمترین هزینه و انرژی به ویژگی های اشاره شده دست می یابد .سازمانها باید به طور مداوم خود را با تغییرات محیط کسب و کار تطبیق دهند و نیاز به فاکتورهایی از قبیل ،سرعت انعطافپذیری، پاسخگویی شایستگی برای سازمان ها الزامی است(حبیب پور و همکاران،1402: 33).

ادامه

توانایی سازمان در درک واکنش سریع و مؤثر نسبت به تغییرات محیطی به چابکی سازمانی اطلاق می شود . قابلیت های چابکی را شامل پاسخگویی ،شایستگی سرعت و انعطاف پذیری یک سازمان می داند. چابکی سازمانی را می توان توانایی ارزیابی و واکنش مؤثر سازمان ها نسبت به تغییرات محیط خارجی از طریق انعطاف پذیری و پاسخگویی و سرعت بالای حاصل از طریق منابع داخلی فناوری اطلاعات دانست .

به بیان دیگر، چابکی به معنای واکنش اثربخش به محیط متغیر و غیر قابل پیش بینی و استفاده از آن تغییرات به عنوان فرصت هایی برای پیشرفت سازمانی است(بیات و همکاران،1403 :22 ).

ادامه

واژه چابکی به معنای حرکت سریع چالاک و توانایی حرکت سریع و آسان و قادر بودن به تفکر سریع با یک روش هوشمندانه به کار گرفته شده است . مؤسسات چابک نرخ فزاینده ای تقریباً ۲۰ درصد در اجرای اقدامات تحولی مناسب به همتایان خود به دست می آورند. دولت هایی که در زمینه سرعت، انعطاف پذیری بیشتر و پاسخ گویی سرمایه گذاری می کنند؛ به احتمال قوی به اهدافشان خواهند رسید .چابکی به توانایی ،تولید فروش موفقیت آمیز دامنه گسترده ای از محصولات با هزینه پایین کیفیت بالا، زمانهای تأخیر کوتاه مدت و تنوع اندازه دسته ها اشاره دارد که ایجاد ارزش می کند .

جامع ترین تعریف از چابکی عبارت است از یک کسب و کار پرسرعت، سازگار و آگاهانه که قابلیت سازگاری سریع در واکنش به تحولات و وقایع غیر منتظره و پیش بینی نشده، فرصتهای بازار و نیازمندی های مشتری را دارد . در واقع، چابکی به توانایی خلافت و پاسخ گویی به تغییرات به منظور رسیدن به منافع مورد نظر در محیط متلاطم کسب و کار و به توانایی برقراری تعادل بین انعطاف پذیری و ثبات و پایداری گفته می شود(نیکخواه ،1401: 24).

ادامه

چابکی مفهومی چند بعدی و پیچیده بوده و شامل توانایی احساس تغییرات محیطی و پاسخگویی سریع به تغییرات است. ویژگی این تغییرات این است که باید غیرقابل پیش بینی باشند. این مفهوم به معنی توانایی تشخیص و پاسخگویی به فرصیت ها می باشد. همچنین باید بتواند برنامه های مدونی جهت مقابله با تهدیدهای محیطی ارایه دهد. ویژگی های چابکی سهولت، سرعت و مهارت در برخورد با تغییرات است.

سازمان در این حالت می تواند ظرفیتی را ایجاد نماید که با هزینه های پایین شرایط بازار سنجیده و با آن تطبیق ایجاد شود. این مفهوم سبب مطلوب ترین حالت سازمانی را به دست می آورد. این مفهوم سبب بهبود توانمندی سازمان می شود و الگوهای مدیریتی را تقویت می کند. سازمان هایی که به خوبی چابکی سازمانی را پیاده می نمایند معمولا بهره وری بالایی را شاهد خواهند بود(رودساز و صدیقی، 1399).

مبانی نظری چابکی سازمان

المیوش و همکاران (2020) در نظریه خود به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی، اشتراک دانش و تجارت الکترونیک با چابکی سازمانی پرداختند. این محققین اثبات کردند که سرمایه اجتماعی، اشتراک دانش و تجارت الکترونیک بر چابکی سازمان اثرگذار است. به عبارتی با استفاده از متغیرهای سرمایه اجتماعی، اشتراک دانش و تجارت الکترونیک می توان سطح چابکی سازمانی را نیز تحت تاثیر قرار داد. زمانی سطح هر یک از متغیرهای بیان شده  تغییر می کند می توان انتظار داشت که سطح چابکی سازمانی نیز تغییر کند.

دارویشموتولی و همکاران در سال 2020 در نظریه خود ارتباط بین متغیرهای اطمینان محیطی، خلاقیت سازمانی و چابکی سازمانی را اثبات کردند. این محققین دریافتند که متغیرهای اطمینان محیطی و خلاقیت سازمانی می توانند بر سطح چابکی سازمانی اثرگذار باشند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی سطح متغیرهای اطمینان محیطی و خلاقیت سازمانی دچار تغییر شود، احتمال تغییر در سطح متغیر چابکی سازمانی نیز وجود دارد.

مبانی نظری چابکی سازمان

بانی نظری چابکی سازمان در مطالعه چنگ و همکاران 2020

ادامه

چنگ و همکاران در سال 2020 در نظریه خود اثبات کردند که چابکی سازمانی می تواند تحت تاثیر بین المللی سازی و هوش تجاری قرار گیرد. به عبارتی چابکی سازمانی معمولا با تغییراتی که در متغیرهای بین المللی سازی و هوش تجاری ایجاد می شود، دچار تغییر می شود. زمانی که سازمان در نظر داشته باشه سطح چابکی سازمانی را تغییر دهد، پیشنهاد می شود که ابتدا سطوح مرتبط با متغیرهای بین المللی سازی و هوش تجاری را تغییر دهد.

میلان و همکاران در سال 2020 استدلال کردند که زمانی می توان چابکی سازمانی را بهبود داد که به متغیرهای فناوری اطلاعات و صنعت هتلداری توجه شود. زمانی یک سازمان به متغیرهای فناوری اطلاعات و صنعت هتلداری توجه می کند، معمولا سطح چابکی سازمانی دچار تغییر می شود. اگر تغییرات ایجاد شده در متغیرهای فناوری اطلاعات و صنعت هتلداری مثبت باشد معمولا سطح چابکی سازمانی بهبود می یابد. همچنین این محققین پس از ارایه نظرات خود پیشنهاد دادند که با استفاده ااز فناوری اطلاعات و چابکی سازمان در صنعت هتلداری می توان به توسعه این صنعت پرداخت.

مبانی نظری چابکی سازمان

مبانی نظری چابکی سازمان در مطالعه ریدواندونو و سوبرادی 2019

ریدواندونو و سوبرادی  در سال 2019 در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که متغیر چابکی سازمانی از متغیرهای فناوری اطلاعات و نقدشوندگی تاثیر می پذیرد. به این صورت که سطح تغییرات متغیرهای فناوری اطلاعات و نقدشوندگی می تواند در سطح چابکی سازمانی تغییر ایجاد نماید. از سوی دیگر این مطالعه پیشنهاد کرد که برای بهبود در سطح چابکی سازمانی به نظر می رسد بهبودهایی در سطح متغیرهای فناوری اطلاعات و نقدشوندگی می تواند مفید باشد.

مبانی نظری چابکی سازمان

تالون و همکاران در سال 2019 در نظریه خود یک رابطه معنی دار بین چابکی سازمانی و متغیر های فناوری اطلاعات و امکانات تحقیقاتی آینده یافتند. به عبارتی این محققین اثبات کردند زمانی که سطح متغیرهای فناوری اطلاعات و امکانات تحقیقاتی آینده دچار تغییر می شود، آنگاه می توان انتظار داشت که سطح متغیر چابکی سازمانی نیز دچار تغییر شود. همچنین متغیرهای فناوری اطلاعات و امکانات تحقیقاتی آینده می توانند به گونه ای برنامه ریزی شوند که در جهت تقویت چابکی سازمانی اقدام نمایند.

مبانی نظری چابکی سازمان در مطالعه بویگیورا و همکاران 2019

بویگیورا و همکاران (2019) این استدلال را داشتند که تغییرات در سطح متغیر همکاری محیطی  می توانست بر تغییر در سطح چابکی سازمانی اثرگذار باشد. به عبارتی زمانی که سطح مبانی نظری چابکی سازمانمتغیر همکاری محیطی دچار بهبود شود، این انتظار وجود دارد که متغیر چابکی سازمانی نیز تغییر کند. در صورتی که رابطه متغیر همکاری محیطی با متغیر چابکی سازمانی همسو و همجهت باشد می توان انتظار داشت که سطح متغیر چابکی سازمانی با بهبود سطح متغیرهای ارایه شده در تحقیق، بهبود یابد.

الهیاری و همکاران ( 2020 ) اشاره کرد که چابکی سازمانی تحت تاثیر متغیرهای دیگر در یک سازمان قرار می گیرد. زمانی که سطح متغیرهای محصولات منقرض شده  وتوسعه نرم افزار در سازمان تغییر می کند، آنگاه سطح متغیر چابکی سازمانی نیز تغییر می کند. همچنین متغیرهای محصولات منقرض شده  وتوسعه نرم افزار اثرگذاری خود را بر روی متغیر چابکی سازمانی براساس همسو بودن یا ناهمسو بودن اعمال می کنند. زمانی که نتایج مطالعه نشان دهد، متغیرهای محصولات منقرض شده  وتوسعه نرم افزار ارتباط همسویی را با متغیر چابکی سازمانی دارند، آنگاه می توان گفت که تغییرات آنها سبب تغیرات مثبت در سطح چابکی سازمانی می شود.

مبانی نظری چابکی سازمان در مطالعه لیو و همکاران 2018

لیو و همکاران (2018) در مطالعه خود ارتباط متغیرهای محاسبات ابری و چابکی سازمانی را تحت آزمون قرار دادند. آنها نشان دادند که متغیر چابکی سازمانی در نهایت تحت تغییرات متغیر محاسبات ابری می تواند تغییر نماید. این تغییرات با توجه به نتایج حاصل از تحقیق می تواند هم جهت یا غیر همجهت باشد. زمانی که سطح متغیر محاسبات ابری در سازمان هم جهت با چابکی سازمانی باشند، می توان انتظار داشت که با افزایش سطح آنها سطح متغیر چابکی سازمانی نیز بهبود یابد و با کاهش سطح آنها سطح متغیر چابکی سازمانی کاهش یابد.

مبانی نظری چابکی سازمان از دیدگاه ژو و همکاران 2018

ژو و همکاران در سال 2018 در مطالعه خود چابکی سازمان را مورد بررسی قرار داد. این محققین دریافتند که چابکی سازمان در ارتباط با سیستم های اطلاعات کسب و کار قرار دارند. چابکی در سازمان در نهایت موجب بهره وری بیشتر آن می شود. زمانی که سیستم های اطلاعات کسب و کار در یک سازمان ضعیف شود چابکی نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. همچنین چابکی سازمانی تحت تاثیر میزان ناپایداری بازار قرار دارند. تغییرات مداوم در بازار معمولا سطح ارایه خدمات مرتبط با چابکی را تحت تاثیر قرار می دهد. مزیت رقابتی یک سازمان وابسته به سطح چابکی سازمانی آن است. در این حالت چابکی از ابعاد زیر تبعیت می کند. این ابعاد عبارتند از:

1-تغییرات مداوم.

2-تغییرات سلایق مصرف کننده.

3-تغییرات بخش کسب و کار.

4-تغییرات سیستم های اطلاعاتی.

5-حفظ مزیت رقابتی در سیستم.

6-بهبود بهره وری سازمانی.

2

این محققین اثبات کردند که زمانی که سازمان دارای یک سیستم اطلاعات کسب و کار مناسب باشد، می تواند چابکی را در سطح بالاتری ارایه دهند. بهره وری بالاتر با چابکی در ارتباط است. سازمان های بهره ور تر معمولا چابک تر عمل می کنند.  مزیت رقابتی بیشتری دارند و معمولا تحت سیستم های سازمانی عملکرد بهتری را ارایه می دهند.  معمولا می توانند از استراتژی های کسب و کار خود چابکی دقیقی تعریف نمایند تا در هنگام بروز تغییرات بازاری از آن استفاده نمایند. در این میان همبستگی بین بخش های اجتماعی و بخش های فنی در سازمان ضروری به نظر می رسد. چرا که ابعاد همبستگی اجتماعی سطح عملیاتی شرکت ها را بالا می برد و زمینه های بهبود بهره وری را در آنها ایجاد می کند.

چابکی سازمان از دیدگاه سگارا و همکاران 2016

سگارا و همکاران در سال 2016 در مطالعه خود ارایه داد که چابکی سازمان عنصر حیاتی در سازمان است. چابکی سازمان با مدیریت دانش و فرایند اشتراک دانش در سازمان ارتباط دارد. سازمان هایی که از مدیریت دانش کافی برخوردار بودند می توانستند بهره وری خود را بروز دهند. این سازمان ها در بازیابی دانش بهتر عمل می کنند. چابکی سازمان در این حالت توانایی شرکت در پاسخ به تغییرات سریع در بازار تعریف می شد. رابطه ساختارهای مدیریت دانش با سایر متغیرهای سازمانی قابل تعریف بود. معمولا سازمان های با قابلیت چابکی دانش محوری بیشتری را گزارش می دهند.

چابکی سازمانی به منزله جستجو و بازیابی دانش

جستجو و بازیابی دانش مرتبط را تسهیل می کن.  کسب و کار را قادر می سازد تا این دانش را برای توسعه خدمات و محصولات با کیفیت بالا و یا واکنش به ظهور رقبای جدید استفاده نماید. این کار یک مدل تحقیقاتی را ایجاد می کند که رابطه بین ساختارهای مدیریت دانش، چابکی سازمانی و عملکرد شرکت را نشان می دهد.  این مطالعه در نظریه خود ارایه داد که چابکی سازمانی اشاره به توانایی شرکت در سرعت تغییر یا انطباق در پاسخ به تغییرات بازار است. چابکی سازمانی اساسا برای سازمان هایی که در حال تغییر شرایط هستند کاربرد دارد.

زمانی سازمان از عوامل تولید استفاده می کند، آنگاه برای دستیابی به اهداف سازمان نیاز به جمع آوری داده های مرتبط با تغییرات بازار دارد. در چابکی شرکت ها سریعا دانش خود را در هنگام پاسخ دادن به تغییرات محیط به روز رسانی می کنند. این وضعیت  مزیت رقابتی بالاتری خلق کرده و برخورد با مشکلات را تسهیل می کند. برای ارایه چابکی در سازمان مدیریت دانش رکن اساسی محسوب می شود. دانش در سازمان به دو صورت شکل می گیرد. این دو شکل عبارت بودند از:

1-دانش درون سازمانی.

2-دانش برون سازمانی.

3

اگرچه به نظر می رسد دانش در سازمان از ارزیابی و مشاهدات بیرونی حاصل می شود. اما به طور واقع سازمان ها باید از تجربیات، تخصص و فرآیندهای داخلی برای تفسیر این دانش خارجی استفاده کنند. این کار سبب می شود که دانش بیرونی به اطلاعات اقتصادی تبدیل شوند. در این حالت به کارگیری دانش به معنای ایجاد دانش خارجی در دسترس سایر افراد درون سازمان می باشد. درگام بعد اشتراک گذاری دانش سبب خلق دانش درون سازمانی می شود.

این دو نوع دانش به عنوان مواد اولیه سازمانی است که به شرکت ها در تولید محصولات نوآور کمک می کند و محصولات نوآوری توانایی شرکت در برخورد با تغییرات ناگهانی بازار را بیشتر می کند.

چابکی سازمان از دیدگاه راویچاندران 2018

راویچاندران در سال 2018 نظریه خود را در خصوص چابکی سازمانی ارایه داد. از دیدگاه این محقق چابکی سازمان و بهبود فن آوری اطلاعات امروزی ارتباط دارند. این محقق اثبات می کند که یکی از مسایل روز در حوزه مدیریت و تعیین استراتژی بازاری چابکی سازمانی می باشد. امروزه محیط تجاربی بسیار پویا و رقابتی عامل مهمی برای چابکی سازمانی است. سازمان هایی که در چنین محیط هایی قرار دارند برای دستیابی به استراتژی های خود هموارد در حال افزایش سرعت هستند. آنها چابکی را برای پیاده سازی در دو حوزه به کار می برند. این دو حوزه عبارتند از:

1- تصمیم گیری.

2- بهبود اقدامات موفقیت آمیز.

4

در این میان فناوری اطلاعات نقشی اصلی بازی می کند. فن آوری اطلاعات با بهبود و تسریع در روابط ساختار سازمانی سبب گسترش و اشتراک دانش از یک سو می شود. از سوی دیگر سرعت شرکت ها در تصمیم گیری را افزایش می دهد. امروزه درک محدودی از این مساله وجود دارد که فن آوری اطلاعات چگونه چابکی سازمان را افزایش می دهد. جواب در این موضوع نهفته است که فناوری قدرت جمع آوری و پزدازش داده های اولیه را افزایش می دهد.

همچنین الگوریتم های تصمیم گیری روند پردازش و ارایه راهکارها را افزایش داده است. فناوری با ساخت سیستم های دیجیتال سعی می نمایند که چابک تر شوند. همچنین با این کار ارتباط ظرفیت نوآوری شرکت با چابکی سازمان افزایش می یابد این محقق اثبات کرد که شرکت های با ظرفیت نوآوری بالاتر نسبت به سایر شرکت ها توانایی بیشتری در استفاده از سیستم های دیجیتال دارند. آن ها این سیستم های دیجیتال را بهبود چابکی خود استفاده می نمایند.

مبانی نظری چابکی سازمان از دیدگاه خوش لحن و اردبیلی 2016

خوش لحن و اردبیلی در سال 2016 در نظریه خود به موضوع چابکی سازمان پرداخت. وی استدلال کرد که چابکی سازمان نقش مهمی در ایجاد و بازیابی خدمات بازی می کند. با بهبود در چابکی سازمان می توان سطح خدمات بازیابی محصولات را بهبود بخشید. این موضوع می تواند در ارتباط با سبک رهبری در سازمان باشد. در نهایت چابکی بهتر در سازمان سبب بهبود استراتژی های بازیابی خدمات می شود.

مبانی نظری چابکی سازمانی داخلی سال 1397

دلپسند و محقق در سال(1397) در نظریه خود ارتباط بین متغیرهای هوش تجاری و چابکی سازمان را اثبات کردند. این محققین دریافتند که متغیر هوش تجاری می تواند بر سطح چابکی سازمان اثرگذار باشند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که وقتی سطح متغیر هوش تجاری دچار تغییر شود. احتمال تغییر در سطح متغیر چابکی سازمان نیز وجود دارد.

مبانی نظری چابکی سازمانی داخلی سال 1396

کیانی و محمدی کهران (1396) در نظریه خود به بررسی رابطه فناوری اطلاعات و چابکی سازمان پرداختند. این محققین اثبات کردند که فناوری اطلاعات بر چابکی سازمان اثرگذار است. به عبارتی با استفاده از متغیر فناوری اطلاعات می توان سطح چابکی سازمان را نیز تحت تاثیر قرار داد. زمانی سطح هر یک از متغیرهای بیان شده  تغییر می کند. می توان انتظار داشت که سطح چابکی سازمان نیز تغییر خواهد کرد.

امانی و همکاران در سال (1396) اثبات کردند که متغیرسکوت سازمانی می تواند چابکی سازمان را تغییر دهد. زمانی که متغیر سکوت سازمانی مورد آزمون این محققین قرار گرفتند، توانستند سبب تغییراتی در سطح چابکی سازمان شوند. به عبارتی این محققین اثبات کردند که متغیر سکوت سازمانی و متغیر چابکی سازمان با یکدیگر مرتبط هستند.

ادامه نظریات سال 1396

رنگریز و هاشمی (1396). چابکی سازمان را در ارتباط با متغیرهای یادگیری کوانتمی، بهره وری نیروی انسانی و  مدیریت دانش مورد آزمون قرار دادند. استدلال بر این بود چابکی سازمان با متغیرهای یادگیری کوانتمی، بهره وری نیروی انسانی ، مدیریت دانش در ارتباط است.

امیرنژاد و اژدری در سال (1396) اثبات کردند که چابکی سازمان با متغیر فرهنگ سازمانی ارتباط دارد.  این محققین اثبات کردند زمانی که متغیر فرهنگ سازمانی دچار تغییر شوند. به دلیل ارتباط با متغیر چابکی سازمان آن را نیز دچار تغییر خواهند کرد. معمولا اثرات متغیر فرهنگ سازمانی بر عملکرد سازمانی هم جهت بوده و سبب تقویت چابکی سازمان می شود.

مبانی نظری چابکی سازمانی داخلی سال 1395

زارعی و ویسی (1395) در بررسی اثر متغیرهای سازمانی در چابکی سازمان دریافتند. که معمولا چابکی سازمان می تواند تحت تاثیر متغیرهای فناوری اطلاعات و عملکرد شغلی کارکنان قرار گیرد. به صورتی که افزایش یا کاهش در سطح متغیرهای فناوری اطلاعات و عملکرد شغلی کارکنان. معمولا سبب تغییر در سطح چابکی سازمان می شود.

نصراصفهانی و همکاران در سال 1395 اثبات کرد که متغیر سرمایهاجتماعی بر چابکی سازمان اثرگذار هستند. این محققین اثبات کردند که متغیر سرمایه اجتماعی می توانند در یک سازمان بر میزان چابکی سازمان اثرگذار باشند.  اما در کل این محققین استدلال کردند که با تغییر در سطح متغیر سرمایه اجتماعی می توان. شاهد تغییر در سطح متغیر چابکی سازمان بود.

نظریات سال 1395

انصاری و همکاران در سال( 1395). در نظریه خود اثبات کردند که چابکی سازمان معمولا می تواند توسط متغیر فعالیت های مدیریت تکنولوژی مورد بررسی قرار گیرد. در این مطالعه استدلال شد که تغییرات در سطح متغیر فعالیت های مدیریت تکنولوژی معمولا می تواند سبب تغییرات در سطح متغیر چابکی سازمان شود.

انصاری و همکاران در سال( 1395). در نظریه خود اثبات کردند که چابکی سازمان معمولا می تواند توسط متغیر فعالیت های مدیریت تکنولوژی مورد بررسی قرار گیرد. در این مطالعه استدلال شد که تغییرات در سطح متغیر فعالیت های مدیریت تکنولوژی معمولا می تواند سبب تغییرات در سطح متغیر چابکی سازمان شود.

 

مبانی نظری چابکی سازمانی داخلی سال 1394

جوادی پور و همکاران (1394). در مطالعه خود ارتباط متغیرهای ابعاد یادگیری سازمانی و چابکی سازمان را تحت آزمون قرار دادند. آنها نشان دادند که متغیر چابکی سازمان در نهایت تحت تغییرات متغیر ابعاد یادگیری سازمانی می تواند تغییر نماید. این تغییرات با توجه به نتایج حاصل از تحقیق می تواند هم جهت یا غیر همجهت باشد. زمانی که سطح متغیر ابعاد یادگیری سازمانی در سازمان هم جهت با چابکی سازمان باشند. می توان انتظار داشت که با افزایش سطح آنها سطح متغیر چابکی سازمان نیز بهبود یابد. و با کاهش سطح آنها سطح متغیر چابکی سازمان کاهش یابد.

کریمی و رحمانی در سال( 1394). در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که متغیر چابکی سازمان از متغیرهای کسب و کار تاثیر می پذیرد. به این صورت که سطح تغییرات متغیرهای کسب و کار می تواند در سطح چابکی سازمان تغییر ایجاد نماید. از سوی دیگر این مطالعه پیشنهاد کرد که برای بهبود در سطح چابکی سازمان به نظر می رسد. بهبودهایی در سطح متغیرهای کسب و کار می تواند مفید باشد.

سپهوند و همکاران در سال (1394). در نظریه خود یک رابطه معنی دار بین چابکی سازمان، متغیر های سرمایه فکری و استراتژی مدیریت دانش یافتند. به عبارتی این محققین اثبات کردند زمانی که سطح متغیرهای سرمایه فکری و استراتژی مدیریت دانش دچار تغییر می شود. آنگاه می توان انتظار داشت که سطح متغیر چابکی سازمان نیز دچار تغییر شود. همچنین زمانی که متغیرهای سرمایه فکری و استراتژی مدیریت دانش می توانند. به گونه ای برنامه ریزی شوند که در جهت تقویت چابکی سازمان اقدام نمایند.

مبانی نظری چابکی سازمانی داخلی سال 1393

عباس آبادعربی و همکاران در سال( 1393) .در نظریه خود اثبات کردند که چابکی سازمان می تواند تحت تاثیر اقتصاد مقاومتی قرار گیرد. به عبارتی چابکی سازمان معمولا با تغییراتی که در متغیر اقتصاد مقاومتی ایجاد می شود، دچار تغییر می شود. زمانی که سازمان در نظر داشته باشه سطح چابکی سازمان را تغییر دهد. پیشنهاد می شود که ابتدا سطوح مرتبط با متغیر اقتصاد مقاومتی را تغییر دهد.

مبانی نظری چابکی سازمانی داخلی سال 1392

مولوی و همکاران در سال 1392 اثبات کردند که چابکی سازمان تحت تاثیر متغیر تکنیک گسترش کارکرد  قرار می گیرد. به عبارتی متغیر تکنیک گسترش کارکرد می توانند بر چابکی سازمان اثرگذار باشند. این محققین پیشنهاد دادند برای تغییر در سطح چابکی سازمان بهتر است سطح متغیر تکنیک گسترش کارکرد دچار تغییر شود.

سپهوند (1392) متغیر استراتژی های مدیریت دانش را در ارتباط با چابکی سازمان مورد بررسی قرار دادند. این محققین دریافتند که متغیر استراتژی های مدیریت دانش معمولا می تواند بر سطح چابکی سازمان اثرگذار باشند. به این صورت که با تغییر در سطح استراتژی های مدیریت دانش می توان انتظار داشت. که سطح متغیر چابکی سازمان نیز دچار تغییر شود. همچنین اثبات کردند که چابکی سازمان در نهایت با تاثیر پذیری از متغیر استراتژی های مدیریت دانش می تواند. در یک سازمان تغییراتی را ایجاد نماید.

منابع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.